وب گردی

۶۸ درصد رتبه‌های برتر سمپادی‌اند و نیمی از آنها تهرانی

کنکور قرار بود میدان رقابتی برابر برای سنجش استعدادها باشد؛ آزمونی که در آن توانایی دانش‌آموزان تعیین‌کننده باشد، نه میزان برخورداری خانواده‌هایشان از امکانات آموزشی.

همشهری آنلاین – محمد سرابی: اما ترکیب رتبه‌های برتر کنکور امسال بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا همه داوطلبان، فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده، فرصت یکسانی برای موفقیت دارند. وقتی بخش قابل‌توجهی از رتبه‌های برتر به دانش‌آموزان تهرانی و مدارس سمپاد اختصاص پیدا می‌کند، نمی‌توان از کنار تفاوت امکانات آموزشی به‌سادگی گذشت.

پیش از برگزاری کنکور، بحث تأثیر معدل داغ بود و پس از اعلام نتایج، سهمیه‌های پذیرش دانشجو دوباره به موضوعی مناقشه‌برانگیز تبدیل شد. حالا در آستانه اعلام نتایج نهایی پذیرش دانشجویان ورودی سال۱۴۰۵، مسئله اصلی این است که نظام سنجش و پذیرش تا چه اندازه توانسته است میان داوطلبانی با شرایط آموزشی و اقتصادی متفاوت رقابتی عادلانه برقرار کند. دکتر علی امرایی، کارشناس آموزش و کنکور در گفت‌وگو با همشهری به برخی نابرابری‌ها و چالش‌های آزمون سراسری پرداخته است.

سمپادی‌ها، دولتی اما متفاوت

بخش عمده دانش‌آموزان کشور در مدارس دولتی عادی تحصیل می‌کنند، اما به ‌گفته امرایی، سهم این مدارس از رتبه‌های برتر کنکور با سهمشان از جمعیت دانش‌آموزی تناسب ندارد. چنین وضعیتی می‌تواند از همان سال‌های تحصیل احساس نابرابری را در دانش‌آموزان تقویت کند و دانش‌آموزی که امکانات آموزشی محدودتری دارد ممکن است پیش از ورود به رقابت کنکور هم خود را از پیش بازنده بداند. یکی از محورهای این بحث جایگاه مدارس سمپاد یا استعدادهای درخشان است. این مدارس دولتی‌اند، اما به اعتقاد امرایی، شرایط آموزشی آنها با مدارس دولتی عادی تفاوت دارد. او تأکید می‌کند که صرف دولتی بودن مدرسه به‌معنای برابر بودن فرصت‌های دانش‌آموزان نیست و برای تحقق عدالت آموزشی باید مدارس دولتی عادی نیز از امکانات و کیفیت آموزشی مناسب برخوردار باشند.

رتبه‌های برتر در اختیار تهرانی‌ها

آمارهایی که امرایی در این گفت‌وگو مطرح کرده از تمرکز رتبه‌های برتر در مدارس سمپاد و شهر تهران حکایت دارد. به‌ گفته او، ۶۸درصد از ۴۰رتبه برتر کنکور امسال از مدارس سمپاد بوده‌اند و نیمی از این رتبه‌ها نیز به داوطلبان تهرانی اختصاص داشته است. در رشته هنر، هر ۵نفر نخست تهرانی بوده‌اند و در رشته زبان‌های خارجی نیز ۴نفر از ۵رتبه نخست به داوطلبان این شهر رسیده است. این ارقام به‌تنهایی همه ابعاد کیفیت آموزشی را نشان نمی‌دهد، اما تمرکز رتبه‌های برتر در مناطق و مدارس خاص ضرورت بررسی تفاوت دسترسی دانش‌آموزان به امکانات آموزشی را برجسته می‌کند. مسئله این نیست که دانش‌آموزان تهرانی یا سمپادی نباید موفق شوند؛ پرسش این است که دانش‌آموزی با استعداد مشابه اما با امکانات کمتر تا چه اندازه فرصت رقابت دارد.

وقتی هزینه آموزش به مانع تبدیل می‌شود

مدارس غیردولتی در دهه۱۳۷۰ با ایده مشارکت مردم در اداره مدارس و کمک به نظام آموزشی شکل گرفتند، اما به اعتقاد امرایی، رقابت میان مدارس و تفاوت امکانات در عمل به نفع خانواده‌هایی تمام ‌شده که توان پرداخت هزینه‌های بیشتری دارند. افزایش هزینه‌های آموزش، کتاب‌های کمک‌آموزشی و آمادگی کنکور نیز فشار بیشتری بر خانواده‌ها وارد کرده است. در چنین شرایطی، موفقیت در کنکور فقط به میزان تلاش دانش‌آموز وابسته نیست؛ دسترسی به کلاس‌های آموزشی، منابع کمک‌آموزشی و فرصت ترمیم نمره‌ها هم می‌تواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد.

سهمیه مناطق یا دهک‌های اقتصادی؟

امرایی یکی از مشکلات سهمیه‌بندی فعلی را یکسان در نظر گرفتن شرایط متفاوت دانش‌آموزان در یک منطقه می‌داند. به‌ گفته او، قرار گرفتن محله‌های مختلف تهران در منطقه یک تفاوت امکانات آموزشی و اقتصادی دانش‌آموزان را به‌درستی منعکس نمی‌کند. دانش‌آموز یک محله برخوردار ممکن است به امکاناتی دسترسی داشته باشد که برای دانش‌آموز محله‌ای کم‌برخوردار فراهم نیست. پیشنهاد این کارشناس بازنگری در تقسیم‌بندی مناطق و توجه به دهک اقتصادی خانواده‌هاست، به‌گونه‌ای که وضعیت اقتصادی خانوار نیز در ارزیابی فرصت‌های آموزشی داوطلبان لحاظ شود. البته اجرای چنین پیشنهادی به تعیین معیارهای دقیق و بررسی نسبت آن با سهمیه‌های فعلی نیاز دارد.

اختلاف بر سر مقررات و سهمیه‌ها

اختلاف‌نظر نهادهای تصمیم‌گیر درباره کنکور نیز از دیگر موضوعاتی است که امرایی به آن اشاره می‌کند. او با یادآوری مصوبه مجلس درباره سنجش و پذیرش دانشجو در سال۱۳۹۲ و مصوبات شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید تعارض میان برخی تصمیم‌ها اجرای مقررات را با چالش روبه‌رو کرده است. از نگاه او، دانش‌آموزان و خانواده‌ها به چارچوبی روشن و باثبات نیاز دارند تا بتوانند برای آینده تحصیلی خود برنامه‌ریزی کنند.

سهمیه‌های پذیرش نیز همچنان محل بحثند. امرایی در این گفت‌وگو به نمونه‌ای اشاره می‌کند که پیش‌تر در رسانه‌ها مطرح شده بود: قبولی داوطلبی با رتبه بالای ۱۰۰هزار در رشته پزشکی از طریق سهمیه‌ای که به‌ گفته او بعدا باطل شد. بررسی چنین مواردی مستلزم روشن شدن نوع سهمیه، ضوابط پذیرش و سرانجام پرونده است. با این حال، این بحث بار دیگر ضرورت شفافیت و بازنگری کارشناسی در نظام سهمیه‌ها را مطرح می‌کند.

تأثیر مثبت معدل به‌جای تأثیر قطعی

با افزایش نقش سوابق تحصیلی در کنکور، بازار کتاب‌ها و خدمات مربوط به ترمیم معدل نیز در کنار بازار آمادگی آزمون گسترش پیدا کرده است؛ موضوعی که به‌ گفته امرایی، هزینه بیشتری به خانواده‌ها تحمیل می‌کند. او با تأکید بر اهمیت کتاب‌های درسی معتقد است تأثیر قطعی معدل تنها راه تقویت جایگاه آموزش مدرسه‌ای نیست.

پیشنهاد او استفاده از تأثیر مثبت معدل است؛ یعنی نمره‌های امتحانات نهایی زمانی در نتیجه کنکور اثر بگذارند که به بهبود وضعیت داوطلب کمک کنند. او همچنین معتقد است باید با بررسی نتایج پذیرش در سال‌های مختلف مشخص شود تغییر شیوه تأثیر معدل چه اثری بر شانس قبولی دانش‌آموزان کم‌برخوردار داشته است.

به ‌گفته امرایی، سالانه حدود یک میلیون نفر به‌طور مستقیم و چند میلیون نفر دیگر به‌صورت غیرمستقیم با کنکور درگیرند. اگر این آزمون نتواند فرصت شناسایی استعدادها را برای دانش‌آموزان با شرایط متفاوت فراهم کند، ممکن است بخشی از ظرفیت‌های علمی کشور نادیده گرفته شود. عدالت در کنکور به‌معنای برابر بودن نتیجه همه داوطلبان نیست؛ به‌معنای فراهم کردن فرصتی واقعی برای رقابت است تا موفقیت بیش از آنکه تابع پول و امکانات باشد بازتاب توانایی و تلاش دانش‌آموزان باشد.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا