نگاهی به رویکرد خلاقانه بومرنگ در ساخت فیلم ۶۶ سالگی بانک رفاه کارگران
وقتی قرار است برای یک برند ۶۶ ساله فیلم بسازید، سادهترین راه این است که سراغ تاریخچه بروید؛ چند تصویر قدیمی، چند عدد و چند اتفاق مهم را کنار هم بگذارید و بگویید بانک رفاه در این ۶۶ سال چه کرده است.
اما مسئله برای ما چیز دیگری بود.
چطور میتوان ۶۶ سال را به جای توضیح دادن، روایت کرد؟
برای همین از همان ابتدا تصمیم گرفتیم قصه را از دل زندگی یک آدم تعریف کنیم؛ آدمی که در طول فیلم بزرگ میشود، خانواده تشکیل میدهد، وارد مراحل مختلف زندگی میشود و همزمان با او، بانک رفاه هم در طول این سالها تغییر میکند.
قصه از کودکی شخصیت اصلی شروع میشود. او در مسیر زندگی بزرگتر میشود و ما هم این تغییر را فقط با طراحی کاراکتر نشان نمیدهیم.
صدای او هم همراه با سنش تغییر میکند.
با بزرگ شدن شخصیت، گوینده تغییر میکند تا مخاطب بدون اینکه نیاز باشد چیزی برایش توضیح داده شود، گذر زمان را حس کند.
در طرف دیگر، بانک هم در طول این قصه ثابت نمیماند.
از لوگوهای قدیمی و ابزارهایی مثل دفترچه حساب شروع میکنیم و آرامآرام به هویت امروز بانک و مفاهیمی مثل نئوبانک فرا رفاه میرسیم.
یعنی تغییر بانک، بخشی از تغییر زندگی شخصیت داستان است؛ نه یک تاریخچه جداگانه که بعداً به فیلم اضافه شده باشد.
اما یکی از مهمترین عناصر بصری فیلم، از همان ابتدای داستان همراه شخصیت میشود.
خطوط نورانی بنفشی که از دست پدر و در لحظه حمایت از فرزند شکل میگیرند، از همانجا وارد قصه میشوند و پابهپای شخصیت اصلی در تمام مراحل زندگی حرکت میکنند.
این خطوط فقط یک المان گرافیکی نیستند.
قرار است مفهوم همراهی را نمایندگی کنند؛ همان مفهومی که در تمام فیلم جریان دارد.
و در نهایت، همین مسیر به شمع ۶۶ سالگی میرسد؛ جایی که شخصیت، بعد از عبور از تمام این سالها، به نقطهای میرسد که قرار است شمع ۶۶ سالگی را فوت کند.
حتی موسیقی هم در این پروژه قرار نبود صرفاً فضای احساسی فیلم را بسازد.
موسیقی بر اساس خود قصه شکل گرفت و همراه با اتفاقات داستان جلو رفت؛ ریتمش تغییر کرد، اوج گرفت و در لحظات مختلف به روایت کمک کرد.

برای ما این نکته اهمیت زیادی دارد:
در یک فیلم قصهمحور، هیچچیز نباید بیرون از قصه باشد.
کاراکتر، صدا، موسیقی، طراحی، حرکت، رنگ و حتی تغییر هویت بصری برند، همه باید یک کار انجام دهند؛ کمک به روایت.
این دقیقاً همان رویکردی است که بومرنگ در سالهای اخیر سعی کرده روی آن تمرکز کند.
ما موشن گرافیک را صرفاً ساختن تصاویر متحرک نمیدانیم. تخصص ما، بهخصوص در پروژههای تبلیغاتی، پیدا کردن قصههایی از دل زندگی واقعی آدمها و تبدیل کردن آنها به روایتهای بصری است.
برای همین در این پروژه هم به جای اینکه بخواهیم درباره ۶۶ سال سابقه بانک رفاه توضیح بدهیم، تلاش کردیم یک زندگی را روایت کنیم.
چون وقتی زندگی یک آدم را میبینید، زمان را میفهمید.
وقتی تغییرات یک خانواده را میبینید، گذر نسلها را احساس میکنید.
و وقتی در همین مسیر، لوگو، خدمات و ابزارهای یک بانک هم تغییر میکنند، دیگر لازم نیست کسی برایتان توضیح بدهد که یک برند در طول ۶۶ سال چقدر تغییر کرده است.
قصه خودش این تغییر را نشان میدهد.
شاید مهمترین چیزی که این پروژه برای ما داشت همین بود؛ اینکه یک سالگرد را تبدیل کنیم به فرصتی برای قصه گفتن.
قصهای درباره رشد، تغییر، خانواده، زندگی و همراهی.
و در نهایت، برسیم به همان مفهومی که قرار بود تمام این مسیر را به هم وصل کند:
همراه مردم، از گذشته تا همیشه.
برای بومرنگ، این پروژه فقط یک فیلم سالگرد نبود.
نمونهای بود از چیزی که ما به آن باور داریم:
قبل از اینکه حرکت را طراحی کنیم، باید قصه را پیدا کنیم.
چون وقتی قصه درست شکل گرفته باشد، تصویر، صدا و موسیقی هرکدام راه خودشان را پیدا میکنند تا آن قصه را بهتر تعریف کنند.



