راز جهانیشدن هالووین؛ غفلت از روایت آیینهای ایرانی

چطور جشنی با ریشههای چند هزار ساله، از یک آیین محلی به پدیدهای جهانی تبدیل شد؛ اما جشنهایی مثل یلدا و نوروز، با همه پیشینه و زیباییشان، هنوز پشت مرزهای خودمان ماندهاند؟ پاسخ شاید در خود جشنها نباشد؛ در شیوه روایت کردن آنهاست.
همشهری آنلاین_فاطمه عسکری نیا:هالووین که از راه میرسد شبکههای اجتماعی پر میشود از تصاویر جوانانی با گریمهای عجیب، لباسهای متفاوت و ماسکهای ترسناک. کمی بعد نوبت کریسمس و ولنتاین میشود؛ جشن قلبهای قرمز، خرسهای عروسکی و هدیههای رنگارنگ. این جشنها حالا دیگر از مرزهای جغرافیایی خود عبور کرده و به بخشی از علایق و سرگرمیهای گروهی از جوانان ایرانی تبدیل شدهاند. در مقابل، ما با وجود برخورداری از پیشینهای چند هزار ساله، هنوز نتوانستهایم جشنهای اصیل ایرانی چون نوروز و یلدا را به رویدادهایی با همان گستره جهانی تبدیل کنیم. زینب غدیری، کارشناس تربیتی در برنامه پارکوی همشهری درباره چرایی استقبال جوانان از این جشنها و مهجور ماندن آیینها و جشنهای ایرانی سخن گفته است.

زینب غدیری، کارشناس تربیتی و منتقد، در گفتوگو با همشهری برای توضیح ریشههای هالووین به تاریخ این جشن اشاره میکند و میگوید: «هالووین در ابتدا جشنی میان برخی اقوام قدیمی ایرلندی، بریتانیایی و فرانسوی بود. آنها از ارواح و نیروهای ماورایی میترسیدند و برای دور ماندن از آنها آتش روشن میکردند و نقابهایی به چهره میزدند تا به تصور خودشان، ارواح آنها را با موجودات دیگر اشتباه بگیرند. بعدها با ورود مسیحیت به اروپا، این سنتها با باورهای مذهبی ترکیب شد و معنای تازهای پیدا کرد. با مهاجرت این اقوام به آمریکا هم هالووین بهتدریج به یک صنعت سرگرمی و تجارت تبدیل شد.»
او در مقایسه این جشن با آیینهای ایرانی میگوید: «در مقابل این شب ترسناک در غرب ما یلدا را داریم. یلدا برای ما فقط یک شب طولانی نیست. ما در این شب بیدار میمانیم، چون باور داریم از فردای آن روزها بلندتر میشوند و نور بر تاریکی غلبه میکند. این یک مفهوم عمیق و زیباست که حتی با نگاه دینی ما مبنی بر پیروزی حق بر باطل و نور بر ظلمت پیوند میخورد. ما چنین مفاهیم عمیقی کم نداریم اما مسئله این است که چقدر توانستهایم آنها را با زبان قابل فهم و جذاب برای نسل جدید روایت کنیم.»
مقصر کیست؟
به اعتقاد این کارشناس تربیتی، یکی از دلایل گرایش نوجوانان به جشنهایی مثل هالووین، نیاز آنها به تعلق گروهی است. او توضیح میدهد: «نوجوان دوست دارد بخشی از یک جمع باشد. اگر در یک جمع، خردهفرهنگ، اصطلاحات، پوشش و علایق مشترک وجود داشته باشد، او هم تلاش میکند خودش را با آن هماهنگ کند. هیچکس از طردشدن و احساس تعلق نداشتن خوشش نمیآید.» غدیری معتقد است وقتی رسانهها و شبکههای اجتماعی یک جشن را به رویدادی جهانی تبدیل میکنند، نوجوان احساس میکند با حضور در آن فقط عضو یک جمع کوچک نیست، بلکه به یک جریان بزرگ جهانی تعلق دارد. گاهی حتی شناختی از فلسفه آن جشن یا مراسم هم ندارد. او میگوید: «این همان چیزی است که در مسیر هویتیابی برای او جذاب است، بنابراین به جای سرزنش نسل جدید باید از خودمان بپرسیم چه بستری برای هویتیابی او فراهم کردهایم و چقدر توانستهایم آیینهای خودمان را به تجربهای زنده، جذاب و هیجانانگیز تبدیل کنیم.»
کمکاری در معرفی فرهنگ ایرانی جدی است
غدیری کمکاری مسئولان فرهنگی را یکی از دلایل اصلی ضعف در معرفی آیینهای ایرانی میداند و میگوید: «مسئله فقط این نیست که یک جشن را معرفی کنیم یا درباره تاریخچه آن حرف بزنیم. ما باید برای زنده نگهداشتن فرهنگمان زیرساخت بسازیم. امروز در عصر هوش مصنوعی، بازیهای رایانهای، انیمیشن و گیمهای ابری زندگی میکنیم. سهم ما از این بازار کجاست؟ صنعت انیمیشنسازی ما چه وضعیتی دارد؟ چه کسانی باید زیرساخت تولید بازی و محتوای دیجیتال را فراهم کنند؟»
او تأکید میکند مشکل صرفا فیلترینگ نیست، بلکه باید میان حفاظت از مرزهای فرهنگی و تولید محتوای جذاب تعادل ایجاد شود. بهگفته غدیری، نمیتوان فقط درباره نگهبانی از فرهنگ صحبت کرد اما برای تولید محتوایی که بتواند مخاطب را جذب کند برنامهای نداشت.
او با اشاره به ظرفیت هنرمندان و استعدادهای ایرانی ادامه میدهد: «ما هنرمندان و استعدادهای بسیار خوبی داریم اما چرا بعضی تولیدات فرهنگی موفق ادامه پیدا نمیکنند؟ چرا هنرمند باید با کمبود امکانات و بودجه روبهرو باشد؟ باید به جای کنار گذاشتن هنرمندان خلاق امکاناتی فراهم کنیم تا بتوانند با استفاده از ابزارهای جدید، ازجمله هوش مصنوعی آثار بهتری تولید کنند.»


