جنایت ساختگی پسر تهرانی در جنوب کشور

پرونده گم شدن یک پسر جوان در جنوب کشور با یافتن رد فردی شبیه او در یک کافه بسته شد.
به گزارش توسعه برند به نقل از همشهری؛، اوایل دی سال گذشته زنی به پلیس آگاهی تهران آمد و با طرح شکایتی اعلام کرد پسر جوانش ناپدیدشده و در تشریح ماجرا گفت: مدتی بود پسرم برای کار به جنوب کشور رفته بود. در آخرین تماس تلفنی گفت مرخصی گرفته و برای دیدارمان میآید که تلفنش خاموش شد و از او بیخبر ماندیم.
وی افزود: حتی برای پیگیری ماجرا به جنوب کشور رفتیم اما به ما گفتند مرخصی گرفته و رفته و دیگر بازنگشته است.
- پایان ۶ ماه فرار خواستگار قاتل | جنایت هولناک بر سر شنیدن جواب منفی
- جنایتکار خانه وحشت توبه کرد و اعدام نشد
مفقود شدن پسر جوان در یک جاده فرعی
تحقیقات پلیسی با دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران برای یافتن ردی از سرنوشت مرد جوان ادامه یافت. این در حالی بود که شواهد نشان میداد پسر جوان آخرین بار در جنوب کشور با خودروی سواری دارای پلاک مخدوش وارد جادهای فرعی شده است که دیگر دوربینی آنجا نبوده و تصویری پس از آن ثبت نشده است.
پلیس احتمال میداد راننده او را ربوده و قصد اخاذی از خانوادهاش را داشته باشد اما با برقرار نشدن تماس از سوی آدمربایان، این احتمال کمرنگ شد و فرضیه جنایت قوت گرفت.
پیدا شدن فردی با مشخصات مفقودی در یک کافه
۱۰ ماه پس از ناپدید شدن مرد جوان، مأموران چند روز پیش به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد مردی با مشخصات ظاهری او در یکی از جزیرههای جنوب کشور در کافهای مشغول به کار است. مأموران برای بررسی ماجرا به آنجا رفتند و از مرد جوان تحقیق کردند که او مدعی بود فرد گمشده را نمیشناسد و فقط شباهت ظاهری به وی دارد.
مأموران از همکاران او تحقیق کردند تا اینکه یکی از آنها سرانجام هویت واقعی آن جوان را لو داد و گفت: او وقتی به محل کارمان آمد مدعی شد قاچاق کرده و پلیس دنبالش است. از من خواست مدارک جعلی برایش تهیه کنم و حتی به نام خودم برای او سیمکارت گرفتم که از آن استفاده میکرد.
با خانوادهام اختلاف داشتم چون…
پسر جوان وقتی متوجه شد هویتش فاش شده اعتراف کرد و گفت: مدتها بود با خانوادهام اختلاف داشتم. شرایط زندگیام را کنترل میکردند. دیگر نتوانستم تحمل کنم و برای کار به جنوب کشور رفتم اما دستبردار نبودند و مدام از من میخواستند که به تهران بازگردم. تصمیم گرفتم محل کارم را ترک کنم و به جای دیگری بروم و در تماس با خانوادهام بگویم مرخصی گرفتم.
سوار خودروی یک قاچاقبر شدم و او مرا به جزیرهای در جنوب کشور برد. مسیر فقط یک دوربین داشت که بخشی از مسافت را ثبت میکرد. بعد از آن ادامه نقشه را عملی کردم. گوشی تلفن را در جاده خاموش کردم. وقتی به جزیره رسیدم، چند روزی دنبال کار میگشتم تا اینکه در کافه مشغول شدم. با مردی دوست شده و او برایم مدارک جعلی تهیه کرد و سیمکارت به من داد که از آن استفاده میکردم.
عظیم سهرابی بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران با تأیید این خبر گفت: والدین پسر جوان او را بخشیدند و از شکایت خود منصرف شدند و چون جنایتی هم در کار نبود، پرونده بسته شد.



