
در سالهای اخیر رقابت میان برندها در شبکههای اجتماعی از معرفی ساده محصولات فراتر رفته و به خلق روایتهای تعاملی و گاه طنزآمیز رسیده است.
به گزارش توسعه برند به نقل از لایف وب؛ در این میان، استفاده از شیوه «دیس» و «دیسبک» تبلیغاتی به یکی از ابزارهای شناخته شده بازاریابی تبدیل شده؛ رویکردی که پیشتر در نمونههای جهانی مانند رقابت کوکاکولا و پپسی و در فضای دیجیتال ایران میان مایکت و کافهبازار نیز تجربه شده بود. هدف چنین کمپینهایی تنها معرفی یک محصول نیست، بلکه تلاش برای تبدیل شدن به محور گفتوگوی کاربران و جلب توجه افکار عمومی است.
آنچه میخوانید:
Toggleدر این میان، رقابت تازهای میان اسنپپی و دیجیپی در اینستاگرام شکل گرفت. ماجرا با انتشار یک ویدئوی تبلیغاتی از سوی دیجیپی آغاز شد؛ ویدئویی که با استفاده از برخی المانهای کمپین تابستانی اسنپپی، به صورت مستقیم به رقیب خود اشاره میکرد. اندکی بعد، اسنپپی نیز با انتشار ویدئویی در پاسخ به این محتوا، وارد رقابت شد و به جای تمرکز بر المانهای بصری، موضوع کارمزد خرید اقساطی را محور پیام خود قرار داد. این تبادل سریع پیامهای تبلیغاتی، رقابت میان دو برند را از یک کمپین معمولی فراتر برد و آن را به یکی از موضوعات مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان حوزه بازاریابی تبدیل کرد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از گفتوگوهای کاربران نه تنها پیرامون خدمات دو برند، بلکه درباره شیوه اجرای این «دیس» و «دیسبک» تبلیغاتی شکل گرفت و این رقابت به یکی از نمونههای شاخص بازاریابی رقابتی در فضای دیجیتال ایران تبدیل شد.
روش بررسی کمپینهای اینستاگرامی اسنپپی و دیجیپی
به دنبال این اتفاق، در این گزارش پستهای اینستاگرامی دو برند و واکنش کاربران به آنها مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مقایسه شاخصهای آماری نظیر تعداد پست، لایک و کامنت، محتوای کامنتهای کاربران نیز به روش تحلیل مضمون و تحلیل رویکرد بررسی شده تا مشخص شود هر کمپین چه تصویری در ذهن مخاطبان ایجاد کرده است.

مقایسه کمپینهای اسنپپی و دیجیپی در اینستاگرام
نتایج آماری نشان میدهد دیجیپی از نظر تعداد پستهای منتشر شده و مجموع لایکهای دریافتی عملکرد بهتری داشته است. این برند با انتشار محتوای بیشتر توانسته حجم بالاتری از تعاملات سطحی (لایک) را به خود اختصاص دهد. اما در مقابل، اسنپپی با وجود انتشار تنها دو پست، تعداد کامنت بیشتری نسبت به دیجیپی دریافت کرده است. این تفاوت نشان میدهد کاربران اسنپپی بیش از آن که صرفاً محتوا را مشاهده کنند، تمایل داشتهاند درباره آن اظهار نظر کنند و وارد گفتوگو شوند. بنابراین اگرچه دیجیپی از منظر حجم انتشار محتوا و لایک برتری دارد، اما اسنپپی موفقتر بوده است کاربران را به مشارکت فعال در بحث پیرامون کمپین ترغیب کند.
تحلیل احساسات و واکنش کاربران به کمپینها
تحلیل رویکرد کامنتها نیز تصویر دقیقتری از واکنش مخاطبان ارائه میدهد. بررسی کامنتهای دارای رویکرد نشان میدهد ۳۹ درصد از رویکردهای ثبت شده درباره اسنپپی مثبت بوده، در حالی که این سهم برای دیجیپی ۲۷ درصد است. این اختلاف نشان میدهد اسنپپی توانسته نسبت به رقیب خود احساس مثبت بیشتری در میان بخشی از کاربران ایجاد کند؛ موضوعی که احتمالاً به استفاده از طنز، سرعت پاسخ به رقیب و روایت خلاقانه کمپین مرتبط است. با این حال، یافته مهمتر آن است که در هر دو برند، اکثریت کاربران رویکردی منفی داشتهاند و سهم کامنتهای انتقادی از کامنتهای حمایتی بیشتر بوده است. به بیان دیگر، هر چند اسنپپی عملکرد بهتری در جذب واکنشهای مثبت داشته، اما فضای غالب گفتوگو درباره هر دو برند همچنان انتقادی بوده است.
واکنش کاربران به کمپین اسنپپی
بررسی مضامین کامنتهای اسنپپی نشان میدهد مهمترین عامل استقبال کاربران، لحن طنزآمیز و کنایههای مستقیم این برند علیه رقیب بوده است. بسیاری از کاربران سرعت پاسخ اسنپپی را تحسین کرده و این ویدئو را یک «دیسبک» موفق توصیف کردهاند. همین موضوع باعث شد فضای کامنتها بیش از آنکه صرفاً درباره خدمات اسنپپی باشد، پیرامون خلاقیت تبلیغ و رقابت میان دو برند شکل بگیرد.
با این حال، استقبال از کمپین به معنای پذیرش کامل پیام تبلیغاتی نبود. بخش قابل توجهی از کاربران، ادعای «خرید بدون کارمزد» را زیر سوال بردهاند. در بسیاری از کامنتها عنوان شده که اگرچه کارمزد مستقیماً از مشتری دریافت نمیشود، اما این هزینه از طریق افزایش قیمت کالا یا انتقال هزینه به فروشنده در نهایت به خریدار تحمیل میشود. در نتیجه، بخشی از کاربران، پیام اصلی کمپین را بیش از آنکه یک مزیت واقعی بدانند، یک ادعای تبلیغاتی تلقی کردهاند. همچنین تعدادی از کاربران نیز تجربههای منفی خود از پشتیبانی، ارسال کالا و فرآیند خرید را مطرح کردهاند، هرچند وزن این انتقادها نسبت به واکنشهای مرتبط با خود کمپین کمتر بوده است.

واکنش کاربران به کمپین دیجیپی
در سوی دیگر، فضای کامنتهای دیجیپی تفاوت محسوسی با اسنپپی دارد. در اینجا کاربران کمتر درباره خود ویدئوی تبلیغاتی صحبت کردهاند و بیشتر از فضای ایجاد شده برای بیان تجربههای شخصی خود استفاده کردهاند. مهمترین موضوعات مطرح شده شامل کارمزدهای بالا، هزینههای پنهان، ساختار نامناسب اقساط، کیفیت پایین پشتیبانی، مشکلات پرداخت اقساط، دیجیکارت، بازگشت وجه و تجربه استفاده از خدمات بوده است. به همین دلیل، روایت غالب در کامنتهای دیجیپی نه درباره خلاقیت تبلیغ، بلکه درباره کیفیت خدمات این برند شکل گرفته است.
تحلیل بازاریابی؛ چرا واکنش کاربران متفاوت بود؟
از منظر بازاریابی، این تفاوت اهمیت زیادی دارد. در اسنپپی، محور اصلی گفتوگو همچنان خود کمپین باقی مانده و کاربران درباره پیام تبلیغاتی، سرعت واکنش و رقابت میان دو برند صحبت کردهاند. اما در دیجیپی، تجربه واقعی مشتریان بر فضای گفتوگو غلبه کرده و باعث شده تبلیغ کمتر بتواند روایت غالب را در اختیار بگیرد. این موضوع نشان میدهد موفقیت یک کمپین صرفاً به کیفیت ایده تبلیغاتی وابسته نیست و تجربه کاربران از خدمات، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به افکار عمومی دارد.
جمعبندی
در مجموع، یافتههای این گزارش نشان میدهد هر دو برند در یک شاخص عملکرد بهتری نسبت به دیگری داشتهاند. دیجیپی از نظر تعداد پست و میزان لایک برتری داشته است، اما اسنپپی با وجود انتشار پستهای کمتر، کامنت بیشتری دریافت کرده و همچنین سهم بالاتری از رویکردهای مثبت کاربران (۳۹ درصد در برابر ۲۷ درصد) را به خود اختصاص داده است. با این حال، مهمترین نتیجه این بررسی آن است که فضای غالب کامنتهای هر دو برند همچنان انتقادی بوده است. در اسنپپی، کاربران بیش از هر چیز ادعای «بدون کارمزد» را به چالش کشیدهاند و در دیجیپی نیز انتقاد از کارمزد، کیفیت پشتیبانی و تجربه استفاده از خدمات، بیشترین سهم را در گفتوگوها داشته است.
این نتایج نشان میدهد کمپینهای «دیس» و «دیسبک» میتوانند توجه گستردهای ایجاد کنند و حتی به موضوع روز شبکههای اجتماعی تبدیل شوند، اما موفقیت نهایی یک برند صرفاً با میزان وایرال شدن محتوا سنجیده نمیشود. آنچه در نهایت تصویر برند را در ذهن کاربران شکل میدهد، تجربه واقعی آنان از خدمات است. به همین دلیل، اگرچه اسنپپی در این رقابت توانست از نظر کیفیت تعامل و سهم واکنشهای مثبت عملکرد بهتری داشته باشد و دیجیپی نیز از نظر حجم انتشار و لایک برتری خود را حفظ کند، اما هر دو برند همچنان با چالش جدی غلبه رویکردهای انتقادی کاربران مواجه هستند؛ موضوعی که نشان میدهد در بازار خدمات اعتباری، کیفیت تجربه مشتری همچنان مهمترین عامل موفقیت برندها در افکار عمومی است.



