بومرنگ در یازدهسالگی؛ از تولید موشنگرافیک تا خلق روایتهای بصری برای برندها

بومرنگ در سال ۱۳۹۴ با تمرکز بر تولید موشنگرافیک فعالیتش را آغاز کرد. امروز، این استودیو میخواهد فراتر از تولید ویدئو، در شکلگیری ایده و روایت برندها نقش داشته باشد.
به گزارش توسعه برند؛ رضا رفیع، بنیانگذار و مدیر خلاقیت بومرنگ، در گفتوگو با توسعه برند از مسیر یازدهساله استودیو، تجربه همکاری با برندهای مختلف، اهمیت داستانپردازی بصری و برنامههای آینده میگوید.
بومرنگ از کجا شروع شد؟
چه شد که تصمیم گرفتید بومرنگ را راهاندازی کنید؟
بومرنگ از علاقه من به تصویر، حرکت و قصهگویی شکل گرفت. از ابتدا برایم جذاب بود که چطور میشود یک مفهوم یا پیام را با کمک تصویر، قابلفهمتر و ماندگارتر کرد.
اولین پروژه رسمی ما «لم بده»-سرویس خدماتی منازل – بود. پروژه بزرگی نبود، اما تجربه مهمی برای من محسوب میشد؛ چون باید کار تیمی، تقسیم مسئولیتها، مدیریت بودجه و تحویل یک خروجی قابلقبول را تجربه میکردیم. آن پروژه به من نشان داد که ساختن یک استودیو فقط به توانایی هنری محدود نیست؛ باید بتوانید ایده را به نتیجه برسانید و در این مسیر کیفیت و تعهد را حفظ کنید.
در این یازده سال، با تجربههای موفق و چالشهای مختلف روبهرو شدیم. بهتدریج یاد گرفتیم که علاوه بر بهتر کردن کیفیت تولید، باید نگاهمان به مسئلهای که برای مشتری حل میکنیم هم عمیقتر شود.
از تولیدکننده موشنگرافیک تا شریک خلاق برندها
بومرنگ امروز چه تفاوتی با روزهای اول دارد؟
اوایل بیشتر به خود تولید فکر میکردیم؛ اینکه تصویر چطور طراحی شود، چگونه حرکت کند و خروجی چقدر جذاب باشد. اما با تجربه پروژههای مختلف متوجه شدیم که مسئله اصلی مشتری همیشه ساخت یک ویدئو نیست.
گاهی برند باید خدمتش را سادهتر توضیح دهد، گاهی میخواهد ارتباط عاطفی با مخاطب ایجاد کند و گاهی نیاز دارد پیامش در ذهن مخاطب باقی بماند. به همین دلیل، امروز پیش از شروع تولید میپرسیم: هدف پروژه چیست و چطور میتوانیم به آن برسیم؟
این تغییر نگاه باعث شده بخواهیم از مرحله شناخت مسئله و شکلگیری ایده، در کنار مشتری باشیم. موشنگرافیک همچنان تخصص اصلی ماست، اما آن را ابزاری برای رسیدن به یک هدف میدانیم، نه هدف نهایی.
یازده سال همکاری با برندهای مختلف
در این سالها با چه برندهایی همکاری کردهاید و این تجربهها چه تأثیری بر بومرنگ داشتهاند؟
در میان پروژههای بومرنگ، همکاری با برندهایی مانند همراه اول، تأمین اجتماعی، شاتل، ستاره یک، تاملند، بوتان، بانک رفاه، اتو ابزار، مدلل، ویپاد، امداد خودرو ایران، بیمه مرکزی، آذرگرمای تبریز، داتین، همکاران سیستم، ابرآمد و آیگپ قرار دارد.

هرکدام از این پروژهها مسئله متفاوتی داشتهاند. معرفی یک خدمت مالی، ارتباط با دانشآموزان یا انتقال پیام یک برند صنعتی، به شناخت مخاطب و رویکرد خلاقانه متفاوتی نیاز دارد.
ارزش این تجربهها برای ما فقط در تعداد پروژهها یا نام مشتریان نیست؛ در یادگیری روشهای متفاوت حل مسئله است. به مرور متوجه شدیم که نمیتوان برای همه برندها یک نسخه ثابت پیچید. هر پروژه باید زبان بصری و روایت متناسب با خودش را پیدا کند.

چرا داستانپردازی بصری اهمیت دارد؟
داستان چه نقشی در ارتباط برند با مخاطب دارد؟
مخاطب امروز با حجم زیادی از محتوا روبهروست. برندها مدام درباره محصولات و مزیتهایشان صحبت میکنند، اما توضیح دادن یک پیام لزوماً به معنای ماندگار شدن آن نیست.
داستان کمک میکند پیام از یک توضیح ساده به تجربهای تبدیل شود که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. ما معمولاً با این سؤال شروع میکنیم: «اگر قرار باشد این پیام را توضیح ندهیم، چطور میتوانیم آن را روایت کنیم؟»
گاهی پاسخ، خلق یک شخصیت است؛ گاهی پیدا کردن یک موقعیت آشنا یا ساختن یک دنیای بصری تازه. مهم این است که داستان صرفاً برای جذابتر کردن ویدئو اضافه نشود، بلکه از ابتدا در شکلگیری ایده حضور داشته باشد.
پس تکنیک در اولویت دوم قرار میگیرد؟
ایده و هدف پروژه باید پیش از انتخاب تکنیک مشخص شوند؛ البته این به معنای کماهمیت بودن اجرا نیست. یک ایده خوب به اجرای مناسب نیاز دارد، اما پیچیدگی فنی بهتنهایی نمیتواند جای ایده را بگیرد.
ما تلاش میکنیم طراحی، حرکت، موسیقی و صدا همگی در خدمت یک مفهوم مرکزی باشند. برای ما، مهمتر از اینکه تصویر چطور حرکت میکند، این است که چرا باید آن حرکت را انجام دهد و چه معنایی منتقل کند.

مدیریت استودیو و مواجهه با هوش مصنوعی
مهمترین درس شما از یازده سال مدیریت بومرنگ چه بوده است؟
یاد گرفتهام که خلاقیت بهتنهایی برای ساختن یک کسبوکار پایدار کافی نیست. باید تیم ساخت، فرایندهای مشخص داشت، ارتباط درستی با مشتری برقرار کرد و به مدیریت زمان، بودجه و کیفیت توجه داشت.
از طرف دیگر، باید میان ساختار و آزادی خلاقانه تعادل برقرار کنیم. فرایندها کمک میکنند کیفیت قابل اتکا باشد، اما نباید فرصت تجربه و پیدا کردن ایدههای تازه را از بین ببرند.
هوش مصنوعی چه تأثیری بر آینده این صنعت خواهد داشت؟
من هوش مصنوعی را بهخودیخود تهدید نمیبینم. این ابزار میتواند بعضی مراحل تولید را سریعتر کند و امکان آزمایش ایدههای بیشتری را فراهم آورد.
اما تولید تصویر با خلق یک اثر مؤثر تفاوت دارد. هنوز باید مسئله را شناخت، ایده مناسب را انتخاب کرد و تشخیص داد چه چیزی برای مخاطب معنا دارد. نگاه ما در بومرنگ این است که از فناوری برای تقویت خلاقیت انسانی استفاده کنیم، نه اینکه تصمیمگیری خلاقانه را به ابزار واگذار کنیم.
بومرنگ در سالهای آینده
در آستانه دوازدهمین سال فعالیت، چه برنامهای برای آینده دارید؟
میخواهیم بومرنگ را از نظر کیفیت پروژهها، تواناییهای تیمی و نوع همکاری با برندها توسعه بدهیم. برایمان مهم است که زودتر وارد گفتوگوهای استراتژیک شویم و از مرحله تعریف مسئله و شکلگیری ایده در کنار مشتری باشیم، نه اینکه صرفاً در انتهای مسیر برای تولید ویدئو وارد شویم.
توسعه همکاریهای بینالمللی و حضور جدیتر در بازارهای منطقهای و جهانی هم از اهداف ماست. برای رسیدن به این هدف، در کنار توانایی خلاقانه باید فرایندها، ساختار حرفهای و روابط پایدار متناسب با این بازارها را توسعه دهیم.
در نهایت، رشد برای ما فقط به معنای افزایش تعداد پروژهها نیست؛ میخواهیم کارهایی انجام دهیم که برای برندها ارزش واقعی ایجاد کنند و به رشد خود بومرنگ هم کمک کنند.
اگر بخواهید بومرنگ را در یک جمله تعریف کنید، چه میگویید؟
ما در بومرنگ باور داریم که قبل از حرکت دادن تصویر، باید معنای آن را پیدا کنیم.
برای ما، موشنگرافیک زبانی است برای تبدیل یک ایده و پیام به تجربهای بصری؛ تجربهای که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و در ذهنش باقی بماند. یازده سال گذشته، مسیر یادگیری و تجربهاندوزی ما بوده و میخواهیم این مسیر را با تمرکز بیشتر بر ایده، داستان و نقش خلاقیت در موفقیت برندها ادامه دهیم.
- بیشتر بخوانید:
- نگاهی به رویکرد خلاقانه بومرنگ در ساخت فیلم ۶۶ سالگی بانک رفاه کارگران
- ویدئوهای برندها دیده میشوند، اما در ذهن نمیمانند
- وقتی برندها به جای توضیح دادن، داستان میگویند؛ نگاهی به رویکرد بومرنگ در داستانپردازی بصری



