وب گردی

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ | محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟

حفاظت از طبیعیت ایران، مسیری است که تاکنون به قیمت جان ۱۵۴ محیط‌بان تمام شده. رضا طاهری، محیط‌بان و کارشناس محیط زیست، در گفت‌وگو با برنامه تلویزیونی «سرزمین من» از دلایل این تلفات، ضعف‌های قانونی، افزایش تخلفات شکار و قاچاق حیات وحش و ضرورت تغییر شیوه حفاظت با کمک فناوری می‌گوید.

همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: سازمان حفاظت محیط زیست که راه افتاد اسمش را گذاشتند شکاربانی و محیط‌بانان را شکاربان نامیدند. تا آن زمان محیط زیست در لذت شکار خلاصه می‌شد و حتی آن را یک ورزش و افتخار اعیانی به حساب می‌آوردند. آنقدر سفت و سخت گرفته بودند که جمعیت حیات حش رو به فزونی گذاشت، چند سال اول انقلاب و شروع جنگ دستاوردها را یک به یک از سازمان تازه تاسیس حفاظت محیط زیست گرفت. تا این سازمان دوباره به خود بیاید، زمان برد و شکاربانانی که محیطبان شده بودند، تا همین امروز در حفظ محیط زیست تلاش کردند. این تلاش بی هزینه هم نبود، تا کنون ۱۵۴ نفر در این راه جانشان را فدای محیط زیست کرده‌اند. به مناسبت روز محیطبان، رضا طاهری، محیطبان و کارشناس محیط زیست به استدیوی برنامه تلویزیونی سرزمین آمد تا از چرایی این همه شهید بگوید و اینکه چرا آمار تخلفات شکار و قاچاق حیات وحش پایین نمی‌آید.

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ |  محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟
دکتر رضا طاهری- محیطبان و کارشناس محیط زیست اداره کل محیط زیست استان تهران

چرا حفاظت از طبیعت ایران تاکنون ۱۵۴ شهید داشته؟ چه عواملی باعث شده محیط‌بانان در جریان انجام وظیفه جان خود را از دست بدهند؟

این ۱۵۴ محیط‌بان به دلایل مختلفی به شهادت رسیده‌اند. بخشی از ماجرا به ضعف‌های قانونی، از جمله قانون استفاده از سلاح، برمی‌گردد. از طرف دیگر، کمبود امکانات هم در بروز این حوادث بی‌تأثیر نبوده است. متخلفانی که برای شکار غیرمجاز یا قاچاق حیات وحش وارد مناطق می‌شوند و محیط‌بان را مانع فعالیت خود می‌بینند، گاهی با او درگیر می‌شوند و این درگیری‌ها به از دست رفتن جان همکاران ما منجر می‌شود.

یکی از خبرهای امیدوارکننده این است که قانون استفاده از سلاح در حال اصلاح است و طبق گزارش‌هایی که دریافت کرده‌ایم، این اصلاحات به مراحل خوبی رسیده است. امیدواریم طی چند هفته آینده نهایی و ابلاغ شود.

محدودیت‌های قانون قبلی چه بود؟ مردم تصور می‌کنند محیط‌بان در برابر شکارچی متخلفی که مسلح است، اختیار چندانی برای استفاده از سلاح ندارد.

طبق قانون قبلی، محیط‌بان هنگام برخورد با متخلف باید سلسله‌مراتبی را رعایت می‌کرد. ابتدا باید مراحل قانونی را طی می‌کرد و اگر متخلف از تخلف خود منصرف نمی‌شد و جان محیط‌بان به خطر می‌افتاد، فقط در شرایط خاص امکان استفاده از سلاح وجود داشت؛ آن هم با محدودیت‌هایی درباره نحوه شلیک و میزان آسیب واردشده به متخلف.

تصور کنید محیط‌بان در منطقه‌ای صعب‌العبور، در شرایط نامساعد جوی و روی یک شیب با شکارچی مسلح مواجه شود. آیا در چنین شرایطی فرصت دارد تمام مراحل قانونی را به خاطر بیاورد، بایستد، اسلحه را بیرون بیاورد، ایست بدهد و بعد تیر هوایی شلیک کند؟ در همین فاصله ممکن است شکارچی به سمت او شلیک کند.

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ |  محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟

حتی قانونی وجود دارد که براساس آن، ابتدا باید شکارچی شلیک می‌کرد و بعد محیط‌بان می‌توانست از سلاح استفاده کند.

در واقع، محیط‌بان باید به نقطه‌ای می‌رسید که هیچ راه دیگری برای نجات جانش نداشته باشد. البته نمی‌توان گفت قانون اساساً برای بستن دست‌وپای محیط‌بان تدوین شده است؛ قانون برای حمایت از مأموران و نظم‌بخشی به فعالیت آنهاست، اما بعضی مواد آن نیاز به اصلاح داشت. متأسفانه در مواردی محیط‌بان به دلیل رعایت نکردن یکی از مراحل این پروتکل، حتی در شرایطی که از جان خود دفاع کرده، متهم شناخته شده و با پرداخت دیه مواجه شده است. گاهی خطری که متخلف ایجاد کرده، در رسیدگی به پرونده نادیده گرفته می‌شود و تمام توجه به این معطوف می‌شود که آیا محیط‌بان مراحل قانونی شلیک را رعایت کرده است یا نه. امیدواریم اصلاح قانون، از تکرار چنین اتفاقاتی جلوگیری کند.

در رسانه‌ها معمولا محیط‌بانان را با تصویر انسان‌هایی مظلوم، آسیب‌پذیر و بدون قدرت دفاع از خود معرفی می‌کنیم. حتی گاهی آنها را به شخصیت بهبود فریبا در سریال پایتخت تشبیه می‌کنند. این تصویر چقدر به واقعیت نزدیک است؟

من اصلا دوست ندارم محیط‌بانان را با مظلوم‌نمایی معرفی کنیم. محیط‌بانان انسان‌های قدرتمندی هستند؛ هم از نظر جسمی آمادگی‌های ویژه‌ای دارند و هم از نظر قانونی اختیارات مشخصی برای انجام وظایفشان در اختیار دارند. متأسفانه در جامعه جا افتاده که محیط‌بان فقط فردی مظلوم است که نمی‌تواند از خودش دفاع کند یا جلوی تخلفات را بگیرد. این تصویر درستی نیست. در سریال پایتخت هم وظایف محیط‌بان به‌درستی معرفی نشد و جنگلبان، محیط‌بان و مأمور منابع طبیعی با یکدیگر اشتباه گرفته شدند. جنگلبان در عرصه‌های جنگلی وظایف مشخصی دارد. مأموران منابع طبیعی نیز در موضوعاتی مانند ساخت‌وسازهای غیرمجاز در عرصه‌های طبیعی فعالیت می‌کنند. اما محیط‌بان در مناطق حفاظت‌شده، پارک‌های ملی و سایر عرصه‌های تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیت دارد. شخصیت بهبود فریبا باعث شد واژه محیط‌بان بیشتر در جامعه شناخته شود و این اتفاق مثبتی بود، اما برای معرفی درست این شغل باید از مشاوره کارشناسان استفاده شود. محیط‌بانان هم ممکن است بیماری یا مشکلات جسمی داشته باشند، اما با وجود این شرایط به کارشان ادامه می‌دهند. من همکارانی را می‌شناسم که با وجود مشکلات جسمی، پیگیر آبرسانی به حیات وحش هستند تا حیوانات در مناطق کویری بدون آب نمانند.

برای نمونه، ۱۵ مرداد سال گذشته به منطقه حفاظت‌شده کویر رفتیم تا سرشماری حیات وحش انجام دهیم. کار را باید از ساعت چهار صبح آغاز می‌کردیم، چون از ساعت هشت و نه صبح گرما اجازه حضور در فضای باز را نمی‌داد. پس از پایان سرشماری، دو محیط‌بان مستقر در منطقه تازه باید برای آبرسانی به حیات وحش اقدام می‌کردند. خودروی آبرسان آنها کامیونی حدود ۶۰ ساله بود که به‌سختی روشن می‌شد. خوشبختانه امسال این خودرو کنار گذاشته شد و وسیله نقلیه جدیدی با امکانات بهتر در اختیارشان قرار گرفت. این نمونه‌ای از سختی کار و در عین حال بهبود تدریجی امکانات است.

مردم بیشتر محیط‌بان را با مقابله با شکارچیان می‌شناسند. آیا وظایف محیط‌بان امروز همچنان به شکار محدود است یا در دو دهه گذشته تغییر کرده است؟

محیط‌بان امروز فقط شکاربان نیست. اگر به گذشته برگردیم، حتی عنوان محیط‌بان وجود نداشت و به این نیروها شکاربان می‌گفتند. سازمان هم در ابتدا با عنوان سازمان شکاربانی و با هدف مدیریت شکار شکل گرفت. در زمان زنده‌یاد اسکندر فیروز، موضوع مدیریت شکار محور فعالیت سازمان بود، اما به‌مرور حفاظت از محیط زیست انسانی و طبیعی و مسئولیت‌های دیگر به آن اضافه شد و سازمان حفاظت محیط زیست شکل گرفت.

امروز براساس دستورالعمل‌ها، وظایف محیط‌بان بسیار گسترده‌تر است. برخورد با شکار غیرمجاز فقط ۳۰درصد از این وظایف است. شناسایی و جلوگیری از ساخت‌وسازهای غیرمجاز در مناطق حفاظت‌شده، شناسایی آلودگی‌های محیط زیستی، سرشماری حیات وحش و بررسی وضعیت گونه‌های موجود در زیستگاه‌ها نیز بر عهده محیط‌بانان است. این فعالیت‌ها با همراهی کارشناسان انجام می‌شود.

گاهی گزارش‌هایی درباره مشاهده گونه‌ای مانند پلنگ در منطقه‌ای دریافت می‌کنیم که پیش از آن سابقه حضورش در آنجا ثبت نشده است. محیط‌بانان منطقه را برای مدتی پایش می‌کنند تا مشخص شود آیا آن گونه واقعا زیستگاه جدیدی انتخاب کرده است یا خیر. اگر حضور گونه تأیید شود، به‌خصوص در مناطق حفاظت‌شده، خبر خوبی است؛ چون نشان می‌دهد زیستگاه شرایط مناسبی داشته و گونه توانسته محدوده زیست خود را گسترش دهد.

سرشماری و تخمین جمعیت حیات وحش هم فعالیتی تخصصی است و به پایش، محاسبات و بررسی کارشناسی نیاز دارد. بنابراین با پیشرفت علم، مسئولیت‌های محیط‌بانان نیز گسترده‌تر شده است.

گفته می‌شود محیط‌بانان تحصیلات بالایی ندارند و اگر تحصیلاتشان را ادامه دهند، ترجیح می‌دهند از طبیعت فاصله بگیرند و پشت میز بنشینند. شما خودتان مدرک دکترا دارید. وضعیت تحصیلات و امکان پیشرفت شغلی در این حرفه چگونه است؟

شرایط محیط‌بانی مانند گذشته نیست. زمانی افراد با مدرک دیپلم وارد این شغل می‌شدند، اما امروز بیشتر نیروهای جدید مدرک کارشناسی و بالاتر دارند. در میان محیط‌بانان افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد و حتی بالاتر هم حضور دارند. سازمان نیز دوره‌های آموزشی مختلفی برگزار می‌کند و خود محیط‌بانان علاقه‌مندند دانششان را به‌روز کنند. این تصور که محیط‌بان با ادامه تحصیل ناچار است از طبیعت فاصله بگیرد، درست نیست. هر محیط‌بانی امکان پیشرفت دارد و بهتر است تحصیلات خود را برای ارتقای توان تخصصی در همین حوزه ادامه دهد، نه اینکه صرفا به دنبال پشت‌میزنشینی باشد. حتی کارشناسی که قرار است درباره موضوعی در طبیعت گزارش تهیه کند، باید پیش از آن چند روز در منطقه حضور داشته باشد و شرایط را از نزدیک بررسی کند.

من شخصا دوست ندارم همیشه پشت میز باشم. آرامش و انرژی‌ای که از طبیعت می‌گیرم، برایم قابل جایگزین شدن نیست. حتی در شرایطی که به‌دلیل مسئولیت شغلی پشت میز هستم، دنبال فرصتی می‌گردم تا برای مأموریت به طبیعت بروم. حضور در طبیعت بخش جدایی‌ناپذیر این حرفه است.

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ |  محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟

یکی از موضوعاتی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، تخلفات محیط زیستی در فضای مجازی است. چه تخلفاتی در این فضا انجام می‌شود و محیط‌بانان چطور آنها را شناسایی می‌کنند؟

امروز بخش قابل توجهی از تخلفات محیط زیستی در بستر فضای مجازی و پلتفرم‌های مختلف انجام می‌شود. فروش غیرمجاز حیات وحش و عرضه گوشت شکار نمونه‌هایی از این تخلفات هستند. دیگر لازم نیست فروشندگان برای عرضه این محصولات به شکل حضوری اقدام کنند؛ با انتشار آگهی در فضای مجازی مشتری پیدا می‌کنند.

بخشی از شناسایی این تخلفات بر عهده محیطبان‌هاست. من حتی در زمان استراحتم و پس از بازگشت از کار، فضای مجازی را بررسی می‌کنم و گاهی به مواردی از این دست می‌رسم. هوش مصنوعی و الگوریتم پلتفرم‌ها هم در شناسایی موارد مشابه کمک می‌کنند. وقتی محتوای مرتبطی را جست‌وجو می‌کنید، مطالب مشابه بیشتری به شما پیشنهاد می‌شود.

اما یک نفر تا چه اندازه می‌تواند همه این موارد را شناسایی کند؟ اینجاست که مشارکت مردم اهمیت پیدا می‌کند. از مردم می‌خواهم اگر تخلفی را در فضای مجازی یا خارج از آن مشاهده کردند، از طریق سامانه ۱۵۴۰، ادارات محیط زیست یا پاسگاه‌های محیط‌بانی اطلاع دهند تا امکان پیگیری و کنترل تخلفات فراهم شود.

با وجود گستردگی وظایف محیط‌بانان، همچنان بخش زیادی از ذهنیت مردم درباره این شغل به شکار مربوط است. چرا شکار غیرمجاز در کشور افزایش پیدا کرده است؟ آیا مشکل از نبود قوانین بازدارنده است؟

عوامل مختلفی در افزایش شکار غیرمجاز نقش دارند. یکی از عوامل مهم، افزایش قیمت گوشت و تورم است. از گذشته افرادی برای تأمین گوشت مورد نیاز خود شکار می‌کردند، اما امروز باید نیاز غذایی جامعه از طریق تولید صنعتی و با رعایت اصول توسعه پایدار تأمین شود. نمی‌توانیم برای تأمین پروتئین مورد نیاز خود، اکوسیستم را تخریب کنیم.

البته باید توجه داشت که همه شکارچیان، شکارچی غیرمجاز نیستند. شکارچی قانونمند هم داریم که منتظر صدور پروانه می‌ماند و پس از دریافت مجوز اقدام می‌کند. سازمان محیط زیست از ابتدا با هدف مدیریت شکار شکل گرفته و در شرایطی که مطالعات کارشناسی نشان دهد لازم است تعداد محدودی از یک جمعیت حیات وحش حذف شوند، می‌تواند پروانه شکار یا صید صادر کند.

برای مثال ممکن است حیوانی پیر شده باشد، توان زادآوری نداشته باشد یا عمر زیادی از آن باقی نمانده باشد. در چنین شرایطی، پس از بررسی وضعیت جمعیت و زیستگاه، ممکن است درباره صدور مجوز تصمیم‌گیری شود. در هر اکوسیستم باید مشخص شود چه تعداد از یک گونه قابل تحمل است. البته در شرایط فعلی، بسیاری از جمعیت‌های حیات وحش کشور به‌دلیل شکار غیرمجاز هنوز به حد نصاب نرسیده‌اند و به همین دلیل امکان صدور پروانه شکار وجود ندارد. گاهی افراد سال‌ها منتظر صدور چنین مجوزهایی می‌مانند. بعضی از آنها حتی علاقه چندانی به بردن گوشت شکار ندارند و بیشتر از حضور در طبیعت، چای خوردن در طبیعت و داشتن پروانه شکار لذت می‌برند.

در کنار چهارپایان، گاهی درباره گونه‌های مهاجم یا حیواناتی که به محصولات کشاورزی آسیب می‌زنند نیز تصمیم‌گیری می‌شود. حدود دو سال پیش یک گونه پرنده به‌عنوان گونه مهاجم شناخته شد که به اراضی کشاورزی آسیب می‌زد و دانه‌های کاشته‌شده را می‌خورد. گرازها هم در بعضی مناطق می‌توانند در مدت کوتاهی محصولات کشاورزی را از بین ببرند و در چنین شرایطی به‌عنوان آفت شناخته شوند.

برای شکار گراز ممکن است به افرادی که از نظر مذهبی امکان استفاده از گوشت آن را دارند، پروانه صادر شود. اگر متقاضی وجود نداشته باشد، سازمان می‌تواند به افراد مورد تأیید خود تحت عنوان میرشکار مجوز بدهد تا تعداد محدودی از حیواناتی را که درباره آنها تصمیم‌گیری شده، با هدف حفظ تعادل اکوسیستم حذف کنند. هدف اصلی استفاده از گوشت نیست، اما اگر قرار باشد گوشت شکار مصرف شود، باید از سلامت آن و نداشتن آلودگی انگلی اطمینان حاصل کرد.

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ |  محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟

غیر از افزایش قیمت گوشت، چه عواملی باعث می‌شود افراد به شکار غیرمجاز روی بیاورند؟

یکی از عوامل، رقابت و تفاخر میان شکارچیان است. بعضی افراد شکار را به نوعی مسابقه تبدیل می‌کنند؛ یکی از شاخ حیوانی که شکار کرده صحبت می‌کند و دیگری تلاش می‌کند نشان دهد شکارش بزرگ‌تر یا زیباتر بوده است. من این موضوع را در میان بعضی شکارچیان قدیمی دیده‌ام. البته جالب است که تعدادی از همین افراد امروز دیگر شکار نمی‌کنند و به‌جای اسلحه، دوربین به دست گرفته‌اند و از حیات وحش تصویربرداری می‌کنند. برخی از آنها حتی به‌عنوان همیار محیط‌بان با ما همکاری دارند و برایشان کارت شناسایی صادر شده است. این افراد در سرشماری و حفاظت کمک می‌کنند. کسی که سال‌ها در منطقه شکار کرده، شناخت خوبی از آن محدوده دارد و حالا می‌تواند با مشاهده موارد مشکوک، آنها را به محیط‌بانان گزارش دهد.

اگر بخواهید مهم‌ترین مسئله امروز محیط زیست ایران را نام ببرید، آیا شکار غیرمجاز در اولویت قرار دارد؟

محیط زیست مرز نمی‌شناسد و مشکلات آن به یک شهرستان یا کشور محدود نمی‌شود. اما اگر بخواهم درباره مهم‌ترین مسئله امروز ایران صحبت کنم، باید از تأمین آب نام ببرم. کاهش بارندگی، خشکسالی و برداشت‌های غیرمجاز آب، شرایط دشواری ایجاد کرده است و مدیریت منابع آب باید در اولویت قرار بگیرد.

پس از آن، آلودگی‌ها و به‌خصوص آلودگی هوا اهمیت دارند. براساس مطالعاتی که اخیرا داشته‌ام، وضعیت آلودگی هوا نسبت به پنج سال پیش تا حدی بهتر شده است. یکی از موضوعاتی که در این زمینه برای من اهمیت دارد، فرهنگ‌سازی در مدارس است.

در گذشته با آغاز پاییز و بازگشایی مدارس، دانش‌آموزان منتظر اعلام تعطیلی به‌دلیل آلودگی هوا بودند. این اتفاق خوبی نیست. دانش‌آموز در سنی است که باید محیط زیست را بشناسد و برای حفاظت از آن آموزش ببیند، اما به‌جای نگرانی از آلودگی، منتظر است هوا آلوده شود تا مدرسه تعطیل شود.

با دوره‌های آموزشی و برنامه‌هایی که در مدارس اجرا شد، تلاش کردیم این نگاه را تغییر دهیم و تا حدی هم موفق بودیم، اما مدتی است این موضوع کمتر دنبال می‌شود. دانش‌آموزان باید یاد بگیرند به‌جای انتظار برای تعطیلی مدارس، برای کاهش آلودگی تلاش کنند.

در موضوع پسماند هم باید به سمت کاهش تولید و حتی پسماند صفر برویم. چرا باید ابتدا پسماند تولید کنیم و بعد برای مدیریت آن هزینه کنیم؟ استفاده دوباره از وسایلی مانند بطری‌های شیشه‌ای می‌تواند تولید زباله را کاهش دهد. درست است که امکان بازیافت وجود دارد، اما بازیافت هم هزینه دارد و آلودگی‌های جانبی ایجاد می‌کند.

شما از آموزش هوش مصنوعی و کار با پهپاد برای محیط‌بانان صحبت کردید. این فناوری‌ها چه تغییری در شیوه حفاظت از مناطق طبیعی ایجاد می‌کنند؟

با پیشرفت علم، وظایف محیط‌بانان هم تغییر می‌کند. خوشبختانه سازمان محیط زیست به فناوری‌های جدیدی مجهز شده است. از جمله پهپادهایی که دوربین دید در شب، دوربین حرارتی و دوربین‌های پیشرفته با قابلیت زوم بالا دارند و امکان تعقیب و ردیابی را فراهم می‌کنند. برای استفاده از این تجهیزات دوره‌های آموزشی برگزار شده و خود من هم در این دوره‌ها شرکت کرده‌ام و گواهینامه گرفته‌ام. سازمان در حال راه‌اندازی یگان پهپادی است. این یگان هنوز به‌طور کامل تشکیل نشده، اما کار آن آغاز شده و قرار است از تجهیزات خریداری‌شده و نیروهای آموزش‌دیده استفاده کند.

با این فناوری‌ها می‌توان بخشی از روش‌های سنتی گشت‌زنی را تغییر داد. برای مثال، اگر متخلفی از نقطه‌ای وارد منطقه شود، می‌توان او را با پهپاد شناسایی و تعقیب کرد و دیگر لازم نیست محیط‌بان ابتدا با خودرو وارد مسیرهای دشوار شود و درگیر تعقیب‌وگریز فیزیکی شود. سرشماری حیات وحش و پایش زیستگاه‌ها نیز از دیگر کاربردهای این تجهیزات است.

وقتی برای سرشماری وارد منطقه می‌شویم، ممکن است حیوان با دیدن انسان فرار کند و امکان شمارش دقیق آن از بین برود. اما پهپاد می‌تواند از فاصله زیاد پرواز کند و با استفاده از دوربین زوم‌دار از بالا تصاویر را ثبت کند. حتی می‌توان تصاویر را در اختیار هوش مصنوعی قرار داد تا تعداد حیوانات را شناسایی و شمارش کند. به این ترتیب، دقت سرشماری افزایش پیدا می‌کند.

کاربرد دیگر پهپادها در شناسایی آتش‌سوزی است. دوربین حرارتی می‌تواند نقاط دارای حرارت بالا را شناسایی و موقعیت آنها را مشخص کند تا محیط‌بانان سریع‌تر به محل اعزام شوند. آتش‌سوزی جنگل‌های الیت در سال گذشته و آتش‌سوزی‌های کوچک‌تر در استان تهران نمونه‌هایی از حوادثی هستند که فناوری می‌تواند در مدیریت آنها مؤثر باشد.

چرا حفاظت از طبیعت ایران ۱۵۴ شهید داده است؟ |  محیط بانان واقعی شبیه بهبود فریبا هستند؟

اگر فرزندتان علاقه داشته باشد، دوست دارید محیط‌بان شود؟

محیط‌بان شدن به شرایط جسمی و فیزیکی خاصی نیاز دارد. در خانه ما هم فضای زندگی کاملا محیط‌زیستی است. از تفکیک پسماند گرفته تا آلوده نکردن آب و کاهش مصرف شوینده‌ها، همه این موارد به صورت حکومت نظامی در خانه من پیاده می‌شود. طبیعت و حیات‌وحش را همه انسان‌ها دوست دارند و علاقه به طبیعت در فطرت انسان است، اما اینکه کسی بخواهد در قالب شغل محیط‌بانی به طبیعت و حیات‌وحش خدمت کند، به شرایط جسمی و همچنین شرایط شغلی آن زمان بستگی دارد.

اگر تا زمانی که فرزند من وارد بازار کار می‌شود، بتوانیم درآمد محیط‌بان را به سطحی برسانیم که مثل امروز با چالش‌های متعدد معیشتی روبه‌رو نباشد، مطمئن باشید افراد زیادی برای ورود به این حرفه رغبت پیدا می‌کنند. امروز یکی از مشکلات ما این است که وقتی فردی برای محیط‌بان شدن پرس‌وجو می‌کند، به او می‌گویند شرایط زندگی سخت است، نیمی از ماه خانواده‌ات را نمی‌بینی و درآمدت هم متناسب با این سختی‌ها نیست. طبیعی است که با شنیدن این شرایط از ورود به این شغل منصرف شود.

به همین دلیل تعداد محیط‌بانان ما حدود یک‌هشتم نیرویی است که باید داشته باشیم. حتی با وجود صدور مجوز جذب نیرو، افرادی که وارد این حرفه می‌شوند، بعد از مدتی متوجه می‌شوند در مشاغل دیگر می‌توانند درآمد بیشتری داشته باشند و شب‌ها هم کنار خانواده‌شان باشند. بنابراین دلیلی نمی‌بینند که این همه سختی را تحمل کنند.

پس از صحبت‌های شما این‌طور برداشت کردم که اگر در شرایط فعلی فرزندتان بخواهد محیط‌بان شود، چندان موافق نیستید.

نه. واقعیت این است که اگر علاقه داشته باشد و بتواند شغل دیگری داشته باشد که در زندگی روزمره‌اش با چالش‌های معیشتی مواجه نشود، هیچ ایرادی ندارد که وارد محیط‌بانی شود. مسئله این است که کار کردن در هر زمینه‌ای، نه فقط محیط‌بانی، نیازمند تمرکز است. من می‌خواهم برای حیات‌وحش و زیستگاه کاری انجام بدهم، اما اگر هم‌زمان فکرم درگیر این باشد که زندگی و خانواده‌ام سر و سامان ندارد، آیا می‌توانم با تمرکز کارم را انجام بدهم؟ طبیعتا نه.

اگر اختیار تام در سازمان حفاظت محیط زیست داشتید، اولین تغییری که ایجاد می‌کردید چه بود؟

من با تصمیم‌گیری‌های شخصی موافق نیستم. تصمیم‌های خوب باید با کار گروهی و استفاده از نظر جمع گرفته شوند. اما اگر بخواهم دو پیشنهاد مطرح کنم، نخستین موضوع تقویت سازمان حفاظت محیط زیست است.

این تقویت دو بخش دارد. نخست، افزایش بودجه سازمان است؛ چون کارهای انجام‌نشده زیادی داریم و تجهیزات مورد نیاز هنوز به‌طور کامل تأمین نشده‌اند. جایگاه من نیست که درباره بودجه سازمان تصمیم بگیرم، اما به‌عنوان کسی که در حوزه محیط زیست فعالیت پژوهشی هم دارد، معتقدم این موضوع باید جدی گرفته شود.

موضوع دوم، تثبیت جایگاه بدنه سازمان و به‌خصوص محیط‌بانان است که حدود ۵۰ درصد بدنه سازمان را تشکیل می‌دهند. نباید محیط‌بان را ضعیف یا ناتوان نشان دهیم. محیط‌بانان طبق قانون ضابط دادگستری هستند و اختیارات مشخصی برای رسیدگی به تخلفات دارند.

ضابط دادگستری بودن محیط‌بان دقیقا به چه معناست؟ این عنوان چه اختیاراتی در اختیار او قرار می‌دهد؟

محیط‌بانان دوره‌های آموزشی مربوط به ضابط دادگستری شدن را می‌گذرانند و برای آنها کارت شناسایی صادر می‌شود. آنها در حوزه استحفاظی خود به‌عنوان ضابط خاص مرجع قضایی فعالیت می‌کنند و می‌توانند اقدامات قانونی مشخصی انجام دهند. برای مثال، می‌توانند متخلف را طبق ضوابط قانونی به مراجع انتظامی و قضایی معرفی کنند. در بسیاری از موارد برای انجام این اقدامات به دستور کتبی یا شفاهی مرجع قضایی نیاز ندارند و در جایگاه ضابط آن مرجع اقدام می‌کنند. گزارشی هم که به امضای محیط‌بان به‌عنوان ضابط دادگستری رسیده باشد، برای مرجع قضایی سند محسوب می‌شود و می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری قرار بگیرد. این اختیارات نشان می‌دهد محیط‌بان فقط فردی نیست که با اسلحه به منطقه می‌رود و در معرض خطر قرار می‌گیرد؛ او ابزار قانونی هم برای مقابله با تخلفات دارد. البته سیاست اصلی ما باید پیشگیری باشد، نه اینکه منتظر وقوع تخلف بمانیم و بعد با آن برخورد کنیم. پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا