برندهای ایرانی

فناوری زمانی به پیشرفت شهرها منجر می‌شود که اثر آن در زندگی مردم دیده شود

معاون علمی رئیس‌جمهور با تأکید بر ضرورت تغییر الگوی حکمرانی فناوری گفت: برخورداری از زیرساخت‌های پیشرفته، خدمات دیجیتال یا ابزارهای هوش مصنوعی به‌تنهایی یک شهر را پیشرفته نمی‌کند؛ شهر پیشرفته شهری است که بتواند یاد بگیرد، آینده را پیش‌بینی کند، تصمیم‌های بهتری بگیرد و دانش و نوآوری را به ارزش اقتصادی و اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان تبدیل کند.

 

به گزارش توسعه برند، حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور در سمینار «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانش‌بنیان، هوشمند و شناختی» که در اتاق بازرگانی اصفهان و در چارچوب معماری نوین حکمرانی علم، فناوری و نوآوری برگزار شد، با اشاره به رویکرد جدید معاونت علمی در دولت چهاردهم با تشریح رویکرد جدید حکمرانی فناوری اظهار کرد: کشور در سال‌های گذشته برای توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، افزایش شتاب‌دهنده‌ها و تقویت بخش‌های مختلف زیست‌بوم فناوری اقدامات قابل‌توجهی انجام داده است، اما مسئله این است که ظرفیت‌های ایجادشده لزوماً به یک قدرت منسجم تبدیل نشده‌اند.

وی با بیان اینکه کشور از دانشگاه‌ها، نیروی انسانی متخصص، شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع توانمند برخوردار است، افزود: وجود این اجزا به‌تنهایی کافی نیست و مسئله اصلی، ارتباط میان آنهاست. باید زنجیره‌ای شکل بگیرد که از ایده آغاز شود و با عبور از مراحل توسعه فناوری و نوآوری، به محصول، قابلیت پایدار و ارزش اقتصادی یا اجتماعی برسد.

افشین با تفکیک مفاهیم فناوری، نوآوری و قابلیت توضیح داد: یک محصول فناورانه ممکن است حاصل دانش، تجربه، ایده و خلاقیت باشد، اما زمانی می‌تواند به پیشرفت کشور کمک کند که اثرگذاری واقعی داشته باشد؛ اثری که خود را در ایجاد ثروت، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی یا افزایش اقتدار نشان دهد. نوآوری نیز زمانی به قابلیت تبدیل می‌شود که امکان تکرار و توسعه آن وجود داشته باشد؛ یعنی یک شرکت بتواند پس از تولید یک محصول، توانایی تولید محصولات دیگر را نیز به دست آورد.

تغییر محیط شهری؛ شرط اثرگذاری شرکت‌های دانش‌بنیان

معاون علمی رئیس‌جمهور با تأکید بر نقش مدیریت شهری در تکمیل زنجیره نوآوری گفت: برای اثرگذاری شرکت‌های دانش‌بنیان، تنها حمایت از شرکت‌ها کافی نیست و محیط فعالیت آنها نیز باید تغییر کند. شهرها در این میان اهمیت زیادی دارند؛ زیرا شهرداری‌ها و استانداری‌ها می‌توانند زمینه ارتباط دانشگاه‌ها، شرکت‌ها، مراکز نوآوری و زندگی روزمره مردم را فراهم کنند.

“”توسعه برند را در اینستاگرام و تلگرام و لینکدین دنبال کنید””

وی با اشاره به مفاهیمی مانند شهر دیجیتال، شهر هوشمند، شهر دانشی، شهر خلاق و نوآور، شهر مبتنی بر هوش مصنوعی و شهر شناختی تصریح کرد: هدف، صرفاً نام‌گذاری شهرها نیست، بلکه باید مسیر تحول و میزان آمادگی آنها برای حرکت به سمت الگوهای پیشرفته‌تر مشخص شود. این دسته‌بندی‌ها نیز الزاماً مسیری خطی ندارند و یک شهر می‌تواند ویژگی‌های چند الگو را به‌صورت هم‌زمان داشته باشد.

به گفته افشین، معیار اساسی برای ارزیابی پیشرفت شهر آن است که شهروندان آثار آن را در زندگی خود احساس کنند. اگر زیرساخت یا فناوری جدیدی ایجاد شود، اما رفاه، دسترسی به خدمات، سلامت، عدالت و کیفیت زندگی مردم بهبود پیدا نکند، نمی‌توان صرفاً بر مبنای وجود آن فناوری، شهر را پیشرفته دانست.

تفاوت شهر سنتی، دیجیتال و هوشمند در چیست؟

افشین در تشریح تفاوت الگوهای شهری، شهر سنتی را شهری توصیف کرد که عمدتاً پس از وقوع مشکل برای حل آن اقدام می‌کند؛ از مدیریت ترافیک پس از ایجاد گره‌های ترافیکی تا مقابله با آب‌گرفتگی یا برف پس از بروز اختلال. در چنین الگویی، پیش‌بینی، یادگیری از داده‌ها و تبدیل اطلاعات به تصمیم‌های پیشگیرانه جایگاه کافی ندارد و بخش زیادی از خدمات نیز بر مراجعات حضوری، فرایندهای کاغذی و تصمیم‌گیری‌های مقطعی متکی است.

وی با اشاره به محدودیت‌های شهر دیجیتال اظهار کرد: دیجیتالی‌کردن خدمات، به‌خودی‌خود به معنای اصلاح فرایندها نیست. اگر یک فرایند ناکارآمد بدون بازنگری به سامانه الکترونیکی منتقل شود، ممکن است همان پیچیدگی‌های قبلی در قالب سامانه‌های متعدد و فرایندهای تو‌در‌تو ادامه پیدا کند.

به گفته افشین، شهر دیجیتال خدمات و اطلاعات را به قالب دیجیتال منتقل می‌کند، اما شهر هوشمند باید فراتر برود و با استفاده از داده‌های شهری، اطلاعات مخابراتی و حسگرها، عملکرد شهر را بهبود دهد. در این الگو، داده‌ها باید به تصمیم‌گیری و پیش‌بینی منجر شوند؛ برای مثال، مدیریت ترافیک باید بتواند احتمال ایجاد گره‌های ترافیکی را پیش‌بینی کند و برای شرایطی مانند بارندگی یا بارش برف، پیش از مختل‌شدن رفت‌وآمد شهروندان برنامه داشته باشد.

وی تأکید کرد که هوشمندی شهر را نمی‌توان تنها با تعداد حسگرها، خدمات آنلاین یا ابزارهای فناورانه سنجید؛ معیار مهم، بهبود عملکرد شهری و اثر قابل‌اندازه‌گیری فناوری بر زندگی مردم است. استفاده از فناوری بدون حکمرانی مناسب نیز می‌تواند به‌جای حل مسائل، مشکلات تازه‌ای ایجاد کند.

شهر دانشی؛ فراتر از تعداد دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان

معاون علمی رئیس‌جمهور با تأکید بر اهمیت سرمایه انسانی در شهر دانشی گفت: در شهر سنتی، زمین، امکانات و تغییر کاربری‌ها ممکن است محور برنامه‌ریزی باشد، اما در شهر دانشی، انسان‌ها، مهارت‌ها، نوآوری و شبکه‌های یادگیری اهمیت محوری دارند.

وی افزود: تعداد دانشگاه‌ها، مراکز نوآوری و شرکت‌های دانش‌بنیان به‌تنهایی برای معرفی یک شهر به‌عنوان شهر دانشی کافی نیست. دانش باید به ارزش اقتصادی، ثروت یا اثری ملموس در زندگی اجتماعی تبدیل شود. در این مسیر، مدیریت شهری می‌تواند با تقویت دانشگاه‌ها، حمایت از مراکز نوآوری و فراهم‌کردن بستر فعالیت خانه‌های خلاق و کارخانه‌های نوآوری، پیوند میان دانش و زندگی روزمره را گسترش دهد.

افشین با اشاره به شکل‌گیری نواحی نوآوری در شهرهای جهان توضیح داد که هدف این رویکرد، محدودنکردن نوآوری به فضاهای جداافتاده از زندگی شهری است؛ بلکه باید زمینه‌ای فراهم شود که تعاملات روزمره مردم نیز با ایده‌ها، دانش و فعالیت‌های نوآورانه پیوند بخورد.

شهر خلاق و نوآور؛ تبدیل ایده به ارزش

افشین با تشریح تفاوت شهر خلاق و شهر نوآور اظهار کرد: شهر خلاق از ظرفیت‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و انسانی برای تولید ایده‌های جدید استفاده می‌کند؛ درحالی‌که شهر نوآور بر تبدیل ایده به راه‌حل، توسعه آن و تجاری‌سازی محصولات و خدمات حاصل از خلاقیت تأکید دارد.

به گفته وی، صنایع فرهنگی و خلاق، هنر، طراحی، رسانه، تولید محتوا، بازی، موسیقی و رویدادهای فرهنگی می‌توانند در شکل‌گیری محیطی خلاق نقش داشته باشند. در مقابل، فعالیت استارتاپ‌ها، شتاب‌دهنده‌ها، مراکز نوآوری، سرمایه‌گذاری خطرپذیر، همکاری دانشگاه و صنعت و توسعه فعالیت‌های تحقیق و توسعه، از مؤلفه‌های مؤثر در تقویت ظرفیت نوآوری شهرها هستند.

معاون علمی رئیس‌جمهور با تأکید بر ارتباط میان این دو مفهوم افزود: شهر خلاق با فراهم‌کردن بستر فرهنگی و اجتماعی، زمینه تولید ایده و تجربه‌های جدید را ایجاد می‌کند و شهر نوآور به توسعه، آزمون، تجاری‌سازی و گسترش راه‌حل‌های جدید می‌پردازد. این دو رویکرد در کنار یکدیگر می‌توانند به رشد اقتصادی و اجتماعی پایدار کمک کنند.

وی با اشاره به شاخص‌های ارزیابی خلاقیت و نوآوری شهرها گفت: عملکرد استارتاپ‌ها، فعالیت مراکز نوآوری، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، ارتباط صنعت و دانشگاه، ثبت اختراع، مشارکت شهروندان و حضور صنایع خلاق، از جمله مؤلفه‌هایی هستند که می‌توانند برای ارزیابی ظرفیت خلاقیت و نوآوری شهرها مورد استفاده قرار گیرند.

شهر مبتنی بر هوش مصنوعی؛ فراتر از پروژه‌های آزمایشی

افشین در ادامه به مفهوم شهر مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخت و گفت: استفاده از هوش مصنوعی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که این فناوری از سطح پروژه‌های آزمایشی فراتر برود و در فرایندهای عملیاتی، تحلیل‌های مدیریتی و سیاست‌گذاری شهری به کار گرفته شود.

وی با اشاره به کاربردهای هوش مصنوعی در مدیریت شهر افزود: تحلیل پیش‌بینانه حمل‌ونقل، مدیریت مصرف انرژی، پشتیبانی از خدمات سلامت، اتوماسیون هوشمند و تحلیل حجم گسترده داده‌ها، از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند از قابلیت‌های این فناوری بهره‌مند شوند.

به گفته معاون علمی رئیس‌جمهور، ارزیابی این سطح از تحول شهری باید میزان استفاده عملیاتی از هوش مصنوعی، کیفیت داده‌ها، قابلیت تحلیل و پیش‌بینی، امنیت سامانه‌ها و تأثیر آن بر عملکرد مدیریت شهری را در نظر بگیرد. صرف اجرای چند پروژه آزمایشی نمی‌تواند نشان دهد که یک شهر به مرحله بلوغ در استفاده از هوش مصنوعی رسیده است.

 

افشین با تأکید بر ضرورت استفاده مسئولانه از این فناوری ادامه داد: توسعه کاربردهای هوش مصنوعی باید با توجه به حریم خصوصی، امنیت، ملاحظات اخلاقی و حفظ نظارت انسانی همراه باشد. هوش مصنوعی ابزاری برای بهبود عملکرد شهری است، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده یادگیری، تصمیم‌گیری درست یا پایداری شهر نیست.

 

شهر شناختی؛ شهری که از داده‌ها یاد می‌گیرد

 

معاون علمی رئیس‌جمهور در تشریح مفهوم شهر شناختی اظهار کرد: شهر شناختی را می‌توان الگویی دانست که در آن شهر از یک سامانه صرفاً متکی بر جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات، به سامانه‌ای یادگیرنده، پیش‌بینی‌کننده و سازگار با شرایط جدید تبدیل می‌شود.

 

وی افزود: یکپارچگی داده‌های شهری، تحلیل مستمر اطلاعات، مدل‌های پیش‌بینی، شبیه‌سازی سناریوهای مختلف، دوقلوی دیجیتال، یادگیری مداوم و اصلاح تصمیم‌ها بر اساس نتایج، از جمله قابلیت‌هایی هستند که در شکل‌گیری شهر شناختی اهمیت دارند.

 

به گفته افشین، تفاوت شهر هوشمند و شهر شناختی در سطح استفاده از داده‌ها و نحوه تصمیم‌گیری آشکار می‌شود. شهر هوشمند با تکیه بر اطلاعات و فناوری، عملکرد خدمات را بهینه می‌کند؛ اما شهر شناختی علاوه بر بهینه‌سازی، از داده‌ها و تجربه‌های گذشته یاد می‌گیرد، پیامدهای احتمالی تصمیم‌ها را پیش‌بینی می‌کند و در صورت تغییر شرایط، رویکرد خود را اصلاح می‌کند.

 

وی با تأکید بر اهمیت یادگیری مستمر تصریح کرد: در چنین شهری، اطلاعات به تصمیم منتهی می‌شوند و نتایج تصمیم‌ها نیز دوباره برای اصلاح سیاست‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. این چرخه به مدیریت شهری امکان می‌دهد به‌جای واکنش صرف به مشکلات، برای پیشگیری از آنها و مواجهه با شرایط آینده آمادگی بیشتری داشته باشد.

 

افشین همچنین با اشاره به نقش ابزارهایی مانند دوقلوی دیجیتال، مدل‌های پیش‌بینی و شبیه‌سازی سناریوها گفت: این ابزارها می‌توانند به مدیران شهری کمک کنند تا پیش از اجرای یک تصمیم، پیامدهای احتمالی آن را بررسی کنند؛ بااین‌حال، ارزش آنها به کیفیت داده‌ها، توان تحلیل و امکان استفاده از نتایج در فرایند واقعی تصمیم‌گیری وابسته است.

چرا دسته‌بندی شهرها نباید صرفاً خطی باشد؟

افشین با اشاره به محدودیت‌های تقسیم‌بندی شهرها به سطوح مختلف گفت: الگوهای سنتی، دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق و نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی، چارچوب‌هایی برای تحلیل بلوغ شهری فراهم می‌کنند، اما نباید آنها را لزوماً مراحلی کاملاً خطی و جدا از یکدیگر در نظر گرفت.

وی افزود: ممکن است یک شهر در برخی زمینه‌ها از قابلیت‌های پیشرفته‌ای برخوردار باشد، اما در حوزه‌های دیگر همچنان با محدودیت روبه‌رو باشد. برای مثال، شهری ممکن است خدمات دیجیتال گسترده‌ای ارائه دهد، اما در زمینه اقتصاد دانش‌بنیان، مشارکت شهروندان یا پایداری محیط زیست به سطح مطلوب نرسیده باشد.

به گفته وی، ارزیابی شهرها باید بر پایه مجموعه‌ای از شاخص‌ها و نمایه‌ای چندبعدی انجام شود تا نقاط قوت و ضعف هر شهر به‌صورت دقیق مشخص شود. برچسب‌گذاری کلی به‌عنوان شهر هوشمند یا دانش‌بنیان، بدون سنجش قابلیت‌های واقعی، تصویر کاملی از وضعیت آن ارائه نمی‌دهد.

معاون علمی رئیس‌جمهور تأکید کرد که مدل ارزیابی شهر آینده باید بتواند وضعیت زیرساخت‌ها، دانش، سرمایه انسانی، نوآوری، حکمرانی، کیفیت زندگی و پایداری را در کنار یکدیگر بسنجد. چنین رویکردی امکان مقایسه دقیق‌تر شهرها و تعیین اولویت‌های توسعه را فراهم می‌کند.

چارچوب‌های جهانی برای سنجش شهر هوشمند و پایدار

افشین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به چارچوب‌های بین‌المللی ارزیابی شهرها گفت: سنجش عملکرد شهرها باید فراتر از شمارش تجهیزات و زیرساخت‌ها باشد و نشان دهد فناوری تا چه اندازه به بهبود خدمات، کیفیت زندگی، پایداری و تاب‌آوری منجر شده است.

وی با اشاره به چارچوب‌های مرتبط با مؤسسه بین‌المللی توسعه مدیریت، اتحادیه بین‌المللی مخابرات و سازمان بین‌المللی استانداردسازی افزود: این چارچوب‌ها از منظرهای مختلف به ارزیابی عملکرد شهری می‌پردازند و می‌توانند برای شناخت ابعاد گوناگون تحول شهرها مورد استفاده قرار گیرند.

به گفته افشین، تجربه شهروندان، رضایت از خدمات، کیفیت زیرساخت‌ها، پایداری، تاب‌آوری و آثار فناوری بر زندگی روزمره از جمله موضوعاتی هستند که در ارزیابی شهرها اهمیت دارند. هیچ شاخص منفردی نمی‌تواند تمام ابعاد بلوغ شهری را توضیح دهد و برای شناخت دقیق‌تر وضعیت شهرها باید از مجموعه‌ای از معیارهای فنی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و زیست‌محیطی استفاده کرد.

پایداری و کیفیت زندگی؛ معیار نهایی شهر آینده

معاون علمی رئیس‌جمهور در جمع‌بندی رویکرد خود درباره شهرهای آینده، بر ضرورت توجه هم‌زمان به انرژی پاک، تاب‌آوری در بحران‌ها، بهره‌وری منابع، سلامت شهروندان، دسترسی برابر به امکانات و مشارکت مردم تأکید کرد.

وی با اشاره به ارتباط میان بهره‌وری منابع و پیامدهای زیست‌محیطی گفت: توسعه شهری باید به‌گونه‌ای پیش برود که استفاده مؤثرتر از منابع، کاهش آلودگی و حفظ سلامت شهروندان را به همراه داشته باشد. برخورداری از فناوری‌های پیشرفته، بدون توجه به این الزامات، برای تحقق توسعه پایدار کافی نیست.

افشین تأکید کرد که فناوری، دانش و نوآوری زمانی به پیشرفت واقعی شهر منجر می‌شوند که در کنار حکمرانی کارآمد و توجه به پایداری قرار گیرند و نتیجه آنها در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده باشد. بر این اساس، مسیر تحول شهری باید نه با تعداد سامانه‌ها و تجهیزات، بلکه با میزان حل مسائل شهر، ارتقای کیفیت خدمات و بهبود رفاه شهروندان ارزیابی شود.

پایداری و انسان‌محوری؛ معیار نهایی ارزیابی شهر آینده

افشین با تأکید بر ضرورت توجه به توسعه پایدار و انسان‌محوری در برنامه‌ریزی شهری گفت: فناوری و هوشمندسازی باید در خدمت افزایش رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی باشند. دسترسی عادلانه به خدمات، سلامت و ایمنی، مشارکت شهروندان، کاهش آلودگی، بهره‌وری منابع، استفاده از انرژی پاک و تاب‌آوری در برابر بحران‌ها، از جمله الزامات شهرهای آینده است.

وی با بیان اینکه پیشرفت دیجیتال لزوماً به معنای توسعه پایدار نیست، افزود: ممکن است شهری از زیرساخت‌های فناورانه پیشرفته برخوردار باشد، اما در زمینه عدالت اجتماعی، حفاظت از محیط زیست یا مدیریت بحران عملکرد مطلوبی نداشته باشد؛ بنابراین، موفقیت شهرها باید بر اساس آثار واقعی فناوری بر زندگی شهروندان ارزیابی شود.

معاون علمی رئیس‌جمهور همچنین نوآوری، اقتصاد دانش‌بنیان، سرمایه انسانی، زیرساخت‌های دیجیتال، حکمرانی هوشمند و مشارکتی، کیفیت زندگی، پایداری محیط زیست، انرژی هوشمند و تجدیدپذیر، شناخت شهری و هوش مصنوعی، و امنیت سایبری و تاب‌آوری را از ۱۰ محور اصلی ارزیابی بلوغ شهرهای آینده برشمرد و تأکید کرد که هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها به‌تنهایی تصویر کاملی از آمادگی یک شهر ارائه نمی‌دهد.

افشین با تأکید بر ضرورت حرکت از مدیریت سنتی و واکنشی به سمت حکمرانی داده‌محور، یادگیرنده و پیش‌بینی‌کننده خاطرنشان کرد: تحول شهری صرفاً با اجرای پروژه‌های هوشمند یا افزایش خدمات دیجیتال محقق نمی‌شود، بلکه به هماهنگی میان فناوری، دانش، سرمایه انسانی، حکمرانی کارآمد، مشارکت شهروندان و پایداری نیاز دارد.

این سمینار با محوریت بررسی مسیر تحول از شهر سنتی به شهرهای دیجیتال، هوشمند، دانشی، خلاق، نوآور، مبتنی بر هوش مصنوعی و شناختی برگزار شد و بر ضرورت تدوین شاخص‌های روشن برای ارزیابی بلوغ شهری و آمادگی شهرها برای مواجهه با نیازهای آینده تأکید داشت.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا