کمپین معرفی Tracksuit؛ ابزار سنجش برندی که بازاریابها سالها منتظرش بودند

پلتفرم سنجش برند Tracksuit با یک کمپین معرفی تازه وارد میدان شده تا مشکل قدیمی بازاریابها در اثبات اثربخشی برندسازی را حل کند؛ مشکلی که سالها به دلیل هزینه بالا و کندی ابزارهای تحقیقاتی پابرجا بود.
به گزارش توسعه برند؛ یکی از چالشهای قدیمی دنیای بازاریابی این است که اگرچه تحقیقات نشان میدهد برندسازی موتور ایجاد تقاضاست و بازاریابی عملکردی آن تقاضا را به فروش تبدیل میکند، اما اثبات این رابطه در کوتاهمدت همیشه دشوار بوده است. بسیاری از مدیران بازاریابی ناچار بودند برای سرمایهگذاری روی برند، نوعی اعتماد یا ریسک بپذیرند؛ بودجه را صرف کمپین کنند و ماهها منتظر بمانند تا دادههای تحقیقاتی نشان دهد آیا این هزینهها نتیجه داده است یا نه.
ابزار Tracksuit که توسط جیمز هرمن، یکی از چهرههای شناختهشده حوزه اثربخشی بازاریابی، تأسیس شده، دقیقاً با هدف حل همین مشکل معرفی شده است. این پلتفرم در کمپین معرفی خود تأکید میکند که سنجش دقیق و مستمر برند نباید فقط در اختیار شرکتهای چندملیتی با بودجههای تحقیقاتی سنگین باشد و برندهای متوسط نیز باید به چنین دادههایی دسترسی داشته باشند.

مشکل ابزارهای سنتی سنجش برند
روشهای سنتی ردیابی برند معمولاً برای سازمانهای بزرگ طراحی شدهاند. این تحقیقات اغلب به شکل گزارشهای دورهای یا سالانه ارائه میشوند و اجرای هر موج تحقیق میتواند بیش از ۱۰۰ هزار پوند هزینه داشته باشد. علاوه بر هزینه بالا، مشکل بزرگتر زمان است؛ دادهها معمولاً زمانی در اختیار تیم بازاریابی قرار میگیرد که کمپین تمام شده و بودجه خرج شده است. در چنین شرایطی گزارش بیشتر شبیه بررسی پس از پایان کار است تا ابزاری برای اصلاح استراتژی در لحظه.
“”توسعه برند را در بله و سروش پلاس دنبال کنید””
رویکرد متفاوت Tracksuit
Tracksuit تلاش کرده این فرآیند را با یک مدل اندازهگیری مداوم و همیشهفعال تغییر دهد. در این سیستم دادهها بهصورت ماهانه بهروزرسانی میشوند و در قالب یک داشبورد آنلاین ساده در اختیار تیم بازاریابی قرار میگیرند؛ داشبوردی که برای استفاده از آن به پیشزمینه تخصصی در تحقیقات بازار نیاز نیست.

در این پلتفرم، شاخصهای کلیدی برند بهطور پیوسته پایش میشوند، از جمله:
- آگاهی از برند
- توجه و تمایل به خرید
- میزان استفاده از برند
- ترجیح برند نسبت به رقبا
- جایگاه رقابتی در بازار
مزیت برای تیمهای بازاریابی
این نوع دادههای پیوسته میتواند تفاوت قابل توجهی در تصمیمگیری ایجاد کند. برای مثال، وقتی یک کمپین تازه آغاز میشود، تیم بازاریابی دیگر مجبور نیست تا سال آینده منتظر بماند تا اثر آن را بسنجد. اگر رقیبی در بازار شروع به رشد کند، این تغییر در همان زمان قابل مشاهده است. همچنین هنگام ارائه بودجه به مدیران ارشد یا مدیران مالی، بازاریابها میتوانند روند واقعی تغییرات برند را نشان دهند، نه صرفاً یک روایت یا حدس.
تأثیر بر همکاری با آژانسها
برای آژانسهای تبلیغاتی نیز چنین دادههایی ارزشمند است. وقتی آژانس و برند هر دو به یک منبع داده زنده دسترسی دارند، گفتگوهای استراتژیک دقیقتر میشود و پیشنهادهای خلاقانه بر اساس واقعیتهای بازار و ذهن مخاطبان شکل میگیرد، نه صرفاً شهود یا تجربه.

راهاندازی و استفاده
بر اساس اطلاعات منتشرشده در کمپین معرفی این محصول، راهاندازی Tracksuit نسبتاً سریع انجام میشود و معمولاً حدود ۳۰ روز پس از عقد قرارداد اولین دادهها در دسترس قرار میگیرد. از آن پس سیستم با جمعآوری مداوم دادهها، تصویری تدریجی و دقیقتر از جایگاه برند در ذهن مخاطبان ارائه میدهد.
در نهایت، پیام اصلی این کمپین روشن است:
برندسازی نباید دیگر یک سرمایهگذاری مبهم باشد. با دادههای مستمر و قابل مشاهده، برندها میتوانند اثر واقعی فعالیتهای خود را سریعتر ببینند و تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند.



