فرهنگ‌و‌هنر

همدلی، انسان‌دوستی و شرافت مردم ایران در دنیا نظیر ندارد

رهبر قنبری، مستندساز و فیلمساز، می‌گوید باید یادمان باشد که جنگ فقط به پروپاگاندا نیاز ندارد و باید به موضوع‌های انسانی هم توجه کرد.

رهبر قنبری

همشهری آنلاین: رهبر قنبری، به قول خودش، هم فیلم کوتاه ساخته، هم مستند و هم فیلم بلند. او در طول جنگ ۴۰ روزه هم بیکار ننشسته است و هم رمان نوشته و هم فیلمنامه. حتی مستندی درباره تخریب محل نگهداری بچه‌های معلول در جنگ در دست ساخت دارد. قنبری معتقد است که برای کار کردن منتظر اجازه مدیران نمی‌نشیند که معمولا محافظه کارند و همین محافظه‌کاری آنها جلوی فعالیت هنرمندان را می‌گیرد. حرف‌های رهبر قنبری را درباره مستند جنگی در گفت‌وگو با همشهری آنلاین بخوانید.

تفاوت جنگ با دفاع

برای کشف ویژگی‌های مستند جنگی، اگر نمونه‌های دیگر را بررسی کنیم، موضوع روشن‌تر می‌شود. مثلاً مستند آموزشی که برای آموزش‌وپرورش یا راجع‌به علوم آزمایشگاهیِ تجربی است باید چه جنبه‌هایی داشته باشد؟ معلوم است که ما باید پژوهش دقیقی راجع‌به آن علمی بکنیم که درباره‌اش فیلم می‌سازیم. بنابراین وقتی به فیلم جنگی می‌رسیم، با چه چیزی سروکار داریم؟ معلوم است؛ یک اجتماع بزرگ، تمامی آحاد یک ملت؛ فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ‌تجربی‌دان، ادیب، شاعر، وزیر، وکیل و رهبر مملکت. باید آن وضعیتِ همه‌جانبه‌ای را بسازیم که جنگ بر آن حاکم شده، نه لزوماً یک قشر یا یک گروه خاص را. همه آحاد ملت درگیرند؛ از کارگرِ پستخانه بگیر تا وزیر. بنابراین جنگ، به‌خودی‌خود، اصلاً مهم نیست. جنگ معلوم است که تبهکارانه‌ترین چیز ممکن در هستی است. همه هم این را قبول داریم. البته دفاع با جنگ فرق دارد و ملت ایران همیشه صلح‌طلب بوده. ما هیچ‌وقت مهاجم نبوده‌ایم.

نشان دادن اثر جنگ بر کل جامعه

جنگ کل ابناء یک جامعه را دربر می‌گیرد. بنابراین شاخصه یک فیلم خوب جنگی این است که تبعات جنگ را روی اقشار مختلف جامعه نشان بدهد. منظورم لزوماً نمایش همه آحاد نیست، اما اگر یک گروه را در نظر می‌گیریم و با آن‌ها فیلم‌مان را پیش می‌بریم، باید ببینیم جنبه‌های مختلف زندگی سایرین چه تأثیر و تأثراتی روی این گروه یا این کاراکتر می‌گذارد. مثلاً فرض کنید ما راجع‌به زندگی یک معلم در جنگ فیلم می‌سازیم. چقدر قشنگ است که این معلم شاگردانی از طبقات پایین تا بالای جامعه را هم‌زمان در کلاسش داشته باشد و ببینیم برخورد او، به‌عنوان کاراکتر اصلی فیلم، با این شاگردان چگونه است. یا یک کارمند ثبت‌احوال که با قشرهای مختلف سروکار دارد.

بنابراین عالی‌ترین مشخصه فیلم جنگی این است که به‌گونه‌ای طراحی شود که تأثیر و تأثرات برآمده از جنگ روی اقشار مختلف را برای ما نمایش بدهد؛ نه اینکه صرفاً جنبه تبلیغی داشته باشد. باید تأثیراتش روی اجتماع را نشان بدهد.

نتیجه معکوس تبلیغِ صرف

ما مثلا راجع به جنگ می‌توانیم یک فیلم حماسی بسازیم؛ فیلم حماسی جنگی هم لازم است که می‌گوید: «ای قهرمانان ملی، ای دلاوران، میهن در خطر است»، سربازها محکم پوتین‌هایشان را زمین بکوبند و خوب نشانه بگیرند؛ همین فیلم‌های تبلیغی معمول که می‌بینید. اگر کل شبکه‌های تلویزیونیِ یک جامعه فقط درگیر تبلیغ جنگ باشند، نتیجه معکوس می‌دهد. باید یادمان باشد که جنگ فقط به پروپاگاندا نیاز ندارد و باید به موضوع‌های انسانی هم توجه کرد.

بگذارید از خودم مثالی بزنم. من در جنگ دوازده‌روزه به گردنه حیران رفته بودم. کسانی که از جنگ پناه آورده بودند، آن‌جا بودند. بچه‌های مدرسه یک نمایش حماسی راه انداخته بودند و به‌تدریج، کسانی که از شهرهای مختلف آمده بودند، در آن نمایش شرکت کردند. نمایش تبدیل شد به یک حرکت پانصدنفریِ نوجوانان و بعد آن‌ها یک سرود ملی می‌خواندند. خب، من همین را تبدیل به طرح یک فیلمنامه کردم. از دل همین جنگ چهل‌روزه، من یک رمانِ چندصدصفحه‌ای نوشتم و سه فیلمنامه سینمایی با موضوع جنگ.

یا در همین جنگ اخیر، حمله کردند به اطراف بندر لنگه؛ کشتی‌های تجاری و ماهیگیری زمین‌گیر شدند و پدرها بیکار. بعد از آن هم ماجرای محاصره تنگه هرمز پیش آمد. نوجوان‌های شانزده، هفده، هجده‌ساله با هم جمع شدند و فهمیدند این کشتی‌های تجاری و نفتی که در محاصره‌اند، خدمه‌شان غذا، نان و لباس ندارند. این نوجوان‌ها با قایق‌هایشان مایحتاج روزانه خدمه‌ را می‌بردند و از این راه تجارت می‌کردند و پول درمی‌آوردند. این هم داستانی از اراده در دل جنگ.

محافظه‌کاری مانع روایت واقعی جنگ

در مورد خود من، حمایت‌های مسئولان برای ساخت طرح‌ها و فیلمنامه‌هایم از جنگ کم بوده. مسئولان و مدیران بیشتر جنبه تبلیغی جنگ را می‌خواهند. مدیران فکر می‌کنند باید به بالادستی‌شان ثابت کنند که آدم‌های مرتب و منظمی هستند. بیشتر از خود جنگ انگار از فیلمنامه‌ها می‌ترسند. می‌ترسند پست‌شان را از دست بدهند. خب بدهند، مگر چه می‌شود؟ محافظه‌کاری اجازه کار نمی‌دهد. وضع تلویزیون بدتر است. اگر قرار باشد مدیران با هنرمندها همکاری کنند، باید نگاهی آزادمنش داشته باشند؛ همان چیزی که حتی در مسائل دینی هم داریم: آدم متدینِ آزادمنش. بگذارند طرف کارش را بکند. من منتظر آن مدیر نمی‌شوم که محافظه‌کاری‌اش بخواهد تکلیف من را مشخص کند. وقتی امکان کار اصیل و قدرتمند سینمایی فراهم نشود، خودم هدفمند کار می‌کنم. دوربین و وسایل صدا دارم و هیچ روزی نبوده که بیکار باشم.

آرام ننشستم

من یک آدم ترکیبی‌ام؛ فیلم کوتاه می‌سازم، مستند می‌سازم، مستند گزارشی و مستند شاعرانه می‌سازم. هم‌زمان با جنگ هم آرام ننشستم. به محل نگهداری بچه‌های معلولی رفتم که ساختمانشان تخریب شده بود. هنوز هم دارم پژوهش می‌کنم و مقداری هم تصویر گرفته‌ام. یک شب روبه‌روی ساختمان این بچه‌ها منفجر شده بود، چند نفر کشته شده بودند، و بیشتر کارمندها و پرستارها رفته بودند. همسایه‌ها هرکدام یک بچه را با خودشان برده بودند. ببینید چقدر قشنگ است؛ همدلی، انسان‌دوستی، شرافت. این خصلت‌های ایرانیان در تمام دنیا بی‌نظیر است. کجای دنیا همسایه‌ها می‌آیند این بچه‌ها را به خانه‌شان می‌برند تا تکلیف جا و مکانشان مشخص شود؟

رضا کاظمی اصل

به‌عنوان خبرنگار حوزه تولید و تجارت، تمرکز من بر پوشش اخبار و تحلیل‌هایی است که نقش اصلی را در شکل‌گیری بازارها و صنایع ایفا می‌کنند. با ارائه اطلاعات دقیق و موثق از تولید و تجارت داخلی و بین‌المللی، هدف من کمک به آگاهی بیشتر مخاطبان درباره مسیرهای رشد اقتصادی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا