نگاهی به روند انعقاد پیمان بین ایران و قوای اشغالگر

محمد صادقی
در جریانِ جنگِ جهانیِ دوم، و پس از اولِ تیرِ ۱۳۲۰ که نیروهایِ آلمانی عملیاتِ بارباروسا را آغاز و به شوروی حمله کردند نیروهایِ متفقین در سومِ شهریورِ ۱۳۲۰ واردِ ایران شدند، ارتش پس از اندکی مقاومت به سرعت تسلیم شد. اینجا بود که نگاهها به محمدعلی فروغی دوخته شد که از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰ با بیمهری رضاشاه مواجه و خانهنشین شده بود. با این حال، هنگامی که شاه از او خواست که نخستوزیری را برعهده گیرد با وجودِ وضعِ جسمانی نه چندان خوبی که داشت، پذیرفت.
نخستوزیری فروغی
همانطور که عیسی صدیق (استادِ ممتازِ دانشگاه تهران) در جلدِ سومِ کتابِ «یادگار عمر» مینویسد، فروغی پس از پذیرشِ نخستوزیری گفته بود:« مملکت شصت سال مرا در آغوش خود پرورده و درهای نعمت را به روی من گشوده و مرا به عالیترین مقامات کشوری رسانده است و اکنون که رئیس مملکت احساس میکند که ایران به خدمت من احتیاج دارد چگونه ممکن است از رمقی که برایم باقی است دریغ کنم ولو اینکه پایان حیات در نظرم مجسم شود؟»
دلایل مخالفان با پیمان
پس از کنار رفتنِ دولتِ منصور و استقرارِ دولتِ فروغی، وضعیت کشور متشنج بود و نیروهایِ خارجی هم در خاکِ ایران بودند و لازم بود برایِ برونرفت از آن وضعیت تدبیری اندیشیده شود، و پیمانی بسته شود تا کشور آسیبِ بیشتری نبیند.
از این رو، دولتِ جدید در این زمینه و از ابتدایِ کارِ خود بسیار کوشا عمل کرد.با این حال، برخی از نمایندههایِ مجلس با اقدامِ دولت به شدت مخالف بودند که از جمله میتوان به حبیبالله نوبخت (نماینده فسا)،محمدابراهیم امیرتیمورکلالی (نماینده کاشمر)،موسی جوان (نماینده شهرری) و… اشاره کرد. برایِ نمونه، حبیبالله نوبخت در نشستِ ۳۰ آذر ۱۳۲۰ گفت:«تنها علت انعقاد این قرارداد یک چیز میماند و آن عبارت است از رعایت خاطر انگلیس که به عقیده من تمام منافع این قرارداد برای او منظور شده است نه کشور ایران و نه کشور اتحاد جماهیر شوروی … برای اینکه ثابت شود که این قرارداد با تمام پیمانهایی که با اتحاد جماهیر شوروی بستهایم مباین است در اینجا عهدنامه مودت ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ بین ایران و جمهوری شوروی روسیه به امضای چیچرین و کاراخان مصوب بیست و سوم قوس ۱۳۰۰ را یادآوری میکنم که در فصل دوم آن دولت جمهوری شوروی استنکاف خود را از مشارکت در هر نوع اقدامی که منجر به تضعیف و محفوظ نماندن سیادت ایران بشود اعلان نموده… از روی راستی و درستی میتوان انصاف داد که دولت اتحاد جماهیر شوروی از آغاز انعقاد عهدنامههای مذکور تا سوم شهریورماه ۱۳۲۰ رعایت عهدنامههای مذکور را نموده و در اثر این مودت و درستی ملت ایران نیز نسبت به آن دولت بزرگ با دیده احترام نگریسته… ملت ایران به خوبی دانسته است که اتحاد جماهیر شوروی نسبت به ایران پیوسته نظر مودت و دوستی داشته و مراسله کمیسر ملی امور خارجه شوروی را که در ۲۶ ژون ۱۹۱۹ به دولت ایران فرستاده هرگز فراموش نمیکند زیرا در پایان مراسله صریحاً اعلام داشته که ملت انقلابی روسیه سلام بردارانه خود را به ایران فرستاده و آروزمند است که شانههای فرسوده ملت ایران تحمیلات انگلیسها و دول مستعمراتی متحده دیگر را که قصدشان خفه کردن قطعی ایران دست و پابسته است دور اندازد… پس ملت ایران اگر امیدی به حفظ مودت و دوستی همیشگی داشته باشد این امید متوجه به اتحاد جماهیر شوروی است که چنین سابقههای درخشان و بیانات پر از مهر و مودتی نسبت به ایران داشته است.»
به نظرِ موسی جوان هم با آن پیمان استقلالِ اقتصادی ایران از دست میرفت. او در بخشی از اعتراضِ خود گفت: «ما آمدهایم استقلال اقتصادی را به عقیده بنده از دست دادهایم… استقلالمان را دادهایم.»
دلیل دولت برای انعقاد پیمان
نخستوزیر هم در ۲۸ دی ۱۳۲۰ و در نشستِ مجلسِ سیزدهمِ شورایِ ملی ابراز داشت:«بنده و هیچکس خوشوقت نیستیم از این پیشآمدهایی که برای ما واقع شده است از شهریورماه بهبعد… ولیکن اموری پیش آمده است و آن امور هم در نتیجه اشتباهاتی است که ما کردهایم قبل از این جریانات (صحیح است) و باید انصاف داد و اذعان کرد اشتباهاتی که سابقاً کردیم منجر به این پیشآمد شد (صحیح است) و اگر آن اشتباهات را سابقاً نمیکردیم این پیشآمدها نمیشد (صحیح است) اما حالا که شده است چه باید کرد؟ باید حتیالامکان مضرات این پیشآمدها را کم کرد. اگر هم بتوانیم منافعی در ضمناش ببریم. این عهدنامه برای همین منعقد میشود، نه برای چیز دیگری که تصور میکنند و کسانی که مصلحت خودشان را نمیدانند که این عهدنامه منعقد بشود. چه میگویند، میگویند این عهدنامه استقلال ایران را از بین میبرد ولی مطالعه نمیکنند در مواد این عهدنامه که ببینند این عهدنامه استقلال ایران را از بین نمیبرد، حاکمیت دولت ایران را این عهدنامه از بین نمیبرد. اگر لطمه به استقلال و حاکمیت ایران وارد شده باشد این عهدنامه جبران میکند آن را.
منافعی دارد این عهدنامه برای ما که مخصوصاً وقتی که منعقد شد این کیفیتی که امروز هست برای ما که مملکت ما اشغال شده قوای خارجی است این کیفیت تبدیل میشود و در این عهدنامه تصریح میشود که بعد از این دیگر قوای خارجی که در اینجا هستند قوای اشغالی نخواهند بود.
البته خیلی بهتر بود که قوای خارجی در اینجا نباشد بنده تصدیق میکنم اما حالا که هستند و حالا که بنا به میل و نظر و اراده ما این قوا از اینجا نمیروند و رفتنشان بسته به یک عواملی است که واقع میشود و اطمینانهایی است که حاصل میشود. حالا که اینطور است آیا بهتر نیست قوایی که اینجا هستند صورت قوای اشغالی به عبارت اخری یک نحو خصومت نباشد و برگردد و بهصورت این بیاید که این راه اتحاد است نه اینکه خاک ما را اشغال کرده باشند؟ (صحیح است) هیئت دولت وقتی این عهدنامه را پیشنهاد به مجلس کرد نظرش این بود که به واسطه این عهدنامه یک اندازهای از مضرات وقایعی که پیش آمده است ممکن است بکاهد (صحیح است) و فوایدی هم از آن حاصل بشود. حالا هم عرض میکنم انعقاد این عهدنامه بهعقیده ما و بهعقیده هیئت دولت و بسیاری از اشخاص مطلع از امور دنیا و از امور روزگار برای ما مصلحت است این عهدنامه مضرات جدیدی برای ما جلب نمیکند (صحیح است) منافعی را هم ممکن است جلب بکند و عدم انعقادش هم ممکن است از برای ما یک مضرات دیگری جلب کند.
اگر انصاف داشته باشند اشخاصی که اطلاع دارند، اشخاص بیاطلاع را بنده عرض نمیکنم، اشخاصی هم که عرض خارجی دارند آنها را هم عرض نمیکنم، ولی اشخاصی که عرض خارجی ندارند و اطلاع دارند از احوال اعضای هیئت دولت، از احوال بنده و از احوال همکارانام، گمان میکنم اعتراف کنند ما اگر اقدامی میکنیم بر ضرر مملکت خودمان نمیکنیم. (صحیح است)
ما کسانی نیستیم که راضی بشویم بهقدر یک ذره بهقدر یک خردل برای این مملکت جلب مضرت بکنیم (صحیح است) … از ملیت این مملکت که نمیتوانیم کنار باشیم (صحیح است) آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی هم که نمیتوانند کنار بروند.
مردم این مملکت هم که از ملیت خودشان و مملکت خودشان نمیتوانند دست بردارند (صحیح است) باید نظر کنند با تأمل، با تعقل، با ملاحظه اطراف و جوانب و موقعیت جغرافیایی، موقعیت زمانی و مکانی و اوضاع روزگار و همه اینها را بسنجند و ببینند آیا مصلحت هست یک همچو عهدنامهای منعقد شود یا خیر.
ملاحظه کردید که نه عجله کردیم، نه فشار آوردیم، نه تهدید کردیم، نه تحبیب کردیم، نه تطمیع کردیم، هیچ کار نکردیم (صحیح است) عهدنامه را پیشنهاد کردیم و قبل از پیشنهاد کردن با آقایان مشاوره کردیم، بعد از پیشنهادکردن جلسات کردیم، کمیسیونها کردیم، مشورتها کردیم در مجلس شورای ملی، آقایان با فراغتِ نظر صحبتهاشان را کردند و حرف هاشان را زدند، هیچچیزی را پنهان و پوشیده نکردیم. حالا باز هم عرض میکنم بهعقیده ما مصلحت این مملکت این است که این عهدنامه تصویب شود.»
همچنین، نخست وزیر (فروغی) در پاسخ به مخالفتها و اعتراضهایِ برخی از نمایندههایِ مجلسِ سیزدهمِ شورایِ ملی گفت:«بنده احتراز دارم از اینکه بیاناتی بکنم که از روی عصبانیت باشد یا از روی احساسات باشد بلکه سعی دارم همیشه عرضی که میکنم از روی تعقل و منطق باشد، فقط یک صفتی دارد آقای دکتر جوان و آن صفت خوب است و خیلی هم خوب است ولی خوب است که یک معدل و مسکنی هم داشته باشد. آن صفتی که ایشان دارند این است که در عقاید خودشان راسخ هستند، البته این صفت خوب است اما همیشه با اصول عقلیه خوب است که شخصی این حالت را هم داشته باشد که حرف طرف مقابل را ولو اینکه مخالف نظر او هم باشد گوش بدهد، تأمل کند.
تماماً عقیدهاش این نباشد که من فهمیدهام و طرف مخالف که با من مخالفت میکند نفهمیده است. شاید طرف هم فهمیده باشد، بنده این احتمال را میدهم همیشه در عقاید خودم، من هم رسوخ دارم اما وقتی فهمیدم که من اشتباه کرده بودم آنوقت از آن عقیده راسخ خودم صرفنظر میکنم. تا وقتی که آن دلایل را نفهمیدهام و اقناع نشدهام به آن عقیده خودم باقی بودهام. حالا هم اینقدر راسخ نباشید در عقایدی که اظهار فرمودید و یقین داشته باشید… اولاً در این عهدنامه ذکرنشدنِ استقلال اقتصادی دلیل بر این نمیشود که استقلال اقتصادی ما متزلزل باشد، این که گفتهاند استقلال سیاسی شما را ما رعایت میکنیم این دلیل نمیشود که سایر استقلالهای شما رعایت نمیشود. حالا آقای دکتر جوان میگویند که چرا استقلال اقتصادی ما را ذکر نکردهاند. عرض میکنم که استقلال سیاسی بهمنزله حیات و وجود یک دولتی است… اما اگر استقلال سیاسی نداشته باشید وجود ندارید، این استقلال که حفظ شد هر چیز را هم که نداشته باشید میتوانید تحصیل کنید.»
تصویب پیمان در مجلس
سرانجام، پیمان ِسهجانبه، به شکلِ یک ماده واحده (مجلس شورای ملی پیمانِ اتحادِ بینِ دولتِ ایران و دولِ اتحادِ جماهیرِ شورویِ سوسیالیستی و انگلستان را که مشتمل بر نُه فصل و شش ماده میباشد و در تاریخ ۲۴ آذرماه ۱۳۲۰ از طرفِ نمایندههای ِسه دولت پاراف شده تصویب و به دولت اجازه میدهد امضاء و مبادله شود.) در ۶ بهمن ۱۳۲۰ به تصویبِ مجلسِ شورایِ ملی رسید.
سخنِ پایانی
براساسِ پیمانِ سهجانبه، نیروهایِ خارجی باید پس از پایانِ جنگِ جهانیِ دوم (حداکثرتا ۶ ماه) خاکِ ایران را ترک میکردند ولی شوروی چنین نکرد و در آذر ۱۳۲۴ که فرقه دموکراتِ آذربایجان حکومتی تشکیل داد از پشتیبانیِ ارتشِ سرخِ اتحادِ جماهیرِ شوروی نیز برخوردار بود. با این حال، بر اساسِ پیمانِ سهجانبه، دستگاه دیپلماسیِ کشور فعالانه عمل کرد و حسین علاء در سازمانِ مللِ متحد شکایت ایران از اقدامِ شوروی را مطرح نمود. سرانجام نیز آن ماجرا با سیاستورزیِ قوام، هشدارِ ترومن به استالین، و قدرتِ ارتشِ ایران(که در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ با فرماندههایِ خود وارد آذربایجان شدند) پایان یافت.



