وب گردی

شکست تحقیرآمیز ترامپ در جنگ با ایران؛ توهم پیروزی کمکی به اقتصاد آمریکا نمی‌کند

رئیس جمهوری ایالات متحده نمی‌تواند با واقعیتِ شکستِ تحقیرآمیز خود در جنگ با ایران کنار بیاید؛ امری که موجب تداوم درگیری و تشدید خسارات اقتصادی ناشی از آن می‌شود و او حالا دارد هر لحظه گودال بحران را عمیق‌تر می‌کند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ام‌اس ناو، آمریکا و ایران بار دیگر به تبادل آتش پرداخته‌اند؛ این دومین (و بزرگ‌ترین) دورِ اوج‌گیری تنش‌ها از زمان امضای تفاهمنامه ماه ژوئن میان دو طرف است. کانون اصلی مناقشه، تنگه هرمز است؛ آبراهی حیاتی برای تجارت بین‌المللی که ایران در واکنش به حمله اولیه آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه، آن را مسدود کرده بود.

این تفاهم‌نامه نشان‌دهنده استیصال آمریکا برای ازسرگیری تردد کشتی‌هاست؛ توافقی که در ازای صرفاً وعده ایران مبنی بر «اتخاذ تدابیری… برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری» —بدون آنکه ماهیت دقیق این تدابیر مشخص شده باشد— امتیازات اقتصادی به ایران اعطا می‌کند. ایران همواره تأکید داشته است که کنترل هرمز را در دست خواهد داشت و برای عبور از آن عوارض دریافت خواهد کرد؛ حال آنکه آمریکا، و به ویژه دونالد ترامپ، طوری رفتار می‌کنند که گویی تنگه کاملاً باز و وضعیت به سرعت در حال بازگشت به شرایط عادیِ پیش از جنگ است.

اما واقعیت آشکارا چنین نیست. اگرچه پس از امضای تفاهمنامه تعداد بیشتری از کشتی‌ها از تنگه عبور کردند، اما حتی در اوجِ این تردد، آمار آنها کمتر از نصفِ میانگینِ روزانه در دوران پیش از جنگ بود. کشتی‌ها به دلیل هراس از وجود مین‌های دریایی، از حرکت در میانه تنگه پرهیز می‌کردند و ایران به آنها دستور می‌داد که از مسیر آب‌های ساحلی ایران عبور و نزد نهاد جدید «سازمان تنگه خلیج فارس» ثبت‌نام کنند.

در مقابل، آمریکا کشتی‌ها را تشویق می‌کرد با حرکت در نزدیکی سواحل عمان در سوی دیگر تنگه، از مسیر ایران دوری کنند. ایران برای اعمال کنترل خود به سوی برخی کشتی‌ها در نزدیکی عمان شلیک کرد، آمریکا برای به چالش کشیدن این اقدام به سمت ایران آتش گشود و به دنبال آن، زنجیره‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه متقابل شکل گرفت.

دستیابی به یک توافق صلح واقعی زمانی دشوارتر می‌شود که ترانپ مدام درباره واقعیتِ اوضاع دروغ می‌گوید و از دیگران هم می‌خواهد چنین کنند. این مناقشه ممکن است تشدید شود یا فروکش کند، اما مشکل اصلی همچنان پابرجاست: شکافی عمیق میان ۱. واقعیت‌های میدانی و متن تفاهمنامه، و ۲. توهمات ذهنی ترامپ. تلاش برای وانمود کردنِ اینکه دنیای خیالی ترامپ واقعیت دارد، ساختار دولت آمریکا را دچار انحراف کرده و دستیابی به صلح را ناممکن ساخته است.

آمریکا در جنگی که ترامپ آغازگر آن بود شکست خورد؛ چرا که نه به اهداف اعلام‌شده رئیس جمهوری مبنی بر تغییر رژیم و تسلیم بی‌قیدوشرط دست یافت و نه به هدف جایگزین خود، یعنی وادار کردن ایران به پذیرش محدودیت‌های شدید هسته‌ای، نائل آمد. آمریکا همچنین در جلوگیری نظامی از اقدام ایران برای مسدود کردن تنگه هرمز ناکام ماند.

این تفاهمنامه در حکم تسلیم آمریکا است و شامل به رسمیت شناختنِ دوفاکتوی (عملی) حکومت ایران، عدم دریافت هیچ‌گونه امتیاز هسته‌ای — و صرفاً وعده‌ای برای گفتگوهای بیشتر در آینده — و اعطای مزایای اقتصادی فوری به ایران در ازای بازگشایی تنگه هرمز (که پیش از جنگ نیز باز بود) می‌شود. با این حال، رئیس‌جمهوری آمریکا بی‌وقفه از موفقیت سخن می‌گوید

دروغ‌گویی، توهم‌زدگی، بی‌اعتنایی به حقیقت و بیان هر آنچه در لحظه خوشایند به نظر می‌رسد؛ دلیل این رفتار ترامپ — که وانمود می‌کند شکستی آشکار، پیروزی است — هر چه باشد، تداوم این رویه موجب استمرار مناقشه و تشدید خسارات اقتصادی ناشی از آن می‌شود.

دستیابی به توافقی واقعی با ایالات متحده در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ دشوار است، زیرا سابقه او در دروغ‌گویی، عدم پایبندی به تعهدات و نقض توافق‌ها، اعتبار آمریکا را تضعیف می‌کند. این مسئله در مورد ایران اهمیتی دوچندان دارد، چرا که ترامپ بدون هیچ دلیل موجهی از «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) — توافق هسته‌ای دوران اوباما با ایران — خارج شد و جنگی تهاجمی به راه انداخت که منجر به کشته شدن مقامات ارشد ایرانی، از جمله رهبر عالی، سیدعلی حسینی خامنه‌ای، شد.

ترامپ مکرراً اصرار دارد که ایران با امتیازدهی‌های هسته‌ای موافقت کرده است؛ چنان‌که در ۸ ژوئیه نیز ایران را به نقض تفاهمنامه متهم کرد و گفت: «ما توافقی می‌کنیم، همه موافقت می‌کنند، [و خبری از] سلاح‌های هسته‌ای نخواهد بود.» اما متن آن تفاهمنامه، رسیدگی به مسئله هسته‌ای را به زمانی دیگر موکول کرده است.

 او مکرراً و به شکلی نامعقول ادعا می‌کند که ایران «دیگر نیروی هوایی، نیروی دریایی، تجهیزات ضدهوایی، رادار یا عملاً هیچ چیز دیگری ندارد.» او رسانه‌ها را به خاطر همراهی نکردن با این ادعا سرزنش می‌کند؛ گویی تصور می‌کند با ارعاب آن‌ها و وادار کردنشان به پوشش خبریِ مطلوبِ او، می‌تواند آن خیال‌پردازی را به واقعیت تبدیل کند.

این ادعا دروغی آشکار و عملاً غیرقابل‌باور است؛ نوعی دروغ که کارکرد آن، آزمون وفاداری در نظام‌های اقتدارگرا و نمایش قدرت و سلطه است. شاید این حرف‌ها برای پایگاه رأی داخلی ترامپ جذاب باشد یا حتی بر بازارها تأثیر بگذارد، اما کمکی به موفقیت آمریکا در قبال ایران نمی‌کند. در واقع، اصرار مداوم رئیس‌جمهور بر این ادعای ساختگی و آشکار، عملاً زیان‌بار است.

اگر ایران هیچ‌گونه توانمندی نظامی ندارد، پس آمریکا به کجا حمله می‌کند؟

اظهارات علنی ترامپ تا حدی نمایشی برای مخاطبان داخلی است، اما ایرانی‌ها می‌دانند که رئیس جمهوری به ارتش آمریکا دستور می‌دهد. ایران همچنین می‌بیند که چگونه کاخ سفید، حزب جمهوری‌خواه و رسانه‌های راست‌گرا از هر سخن ترامپ حمایت می‌کنند، حتی وقتی آن سخن با گفته‌های قبلی‌اش در تضاد باشد. همچنین ممکن است مذاکره‌کنندگان آمریکایی، از جمله جی‌دی ونس، به ترامپ دروغ بگویند؛ به این صورت که به ایران امتیازاتی می‌دهند، اما به رئیس جمهوری آمریکا می‌گویند توافق‌های جانبی با ایران منعقد کرده‌اند که با تصورات ذهنی او همخوانی بیشتری دارد.

ترامپ با افت قیمت نفت فخرفروشی کرد، اما آن واکنش بازار به تفاهمنامه (MOU) بود، با این فرض که آمریکا به آن پایبند خواهد ماند. البته در دنیای خیالی ترامپ، او با وادار کردن ایران به تسلیم، قیمت نفت را پایین آورده است؛ بنابراین چون بازارها طوری رفتار کردند که گویی اوضاع آرام است، او فشار کمتری برای عمل به آن امتیازات احساس می‌کند. اما با آغاز درگیری‌های جدید، قیمت نفت دوباره رو به افزایش است.

مشخص نیست که این وضعیت آشفته چگونه یا چه زمانی حل خواهد شد؛ منظور حل واقعی ماجراست، نه صرفاً ادعای ترامپ و پذیرش آن از سوی وال‌استریت. به نظر می‌رسد رئیس جمهوری ایده‌ای ندارد و دوباره همان اقداماتی را تکرار می‌کند که پیش‌تر نتیجه‌بخش نبوده‌اند (دست‌کم در واقعیت؛ چرا که در دنیای خیالی ترامپ، آن اقدامات عالی عمل کرده بودند). ایالات متحده دوباره در حال بمباران ایران است. اما کارزار هوایی گسترده‌تر نتوانست منجر به فروپاشی دولت ایران یا جلوگیری از مسدود کردن تنگه هرمز شود؛ بنابراین دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم یک عملیات بمباران محدودتر موفق شود.

در روایت خیالی ترامپ، قدرت او ایران را پای میز مذاکره کشانده است — قدرتی که تا حد زیادی به معنای لاف‌زنی‌های نمایشی در تلویزیون یا پست‌های اینترنتی تعبیر می‌شود — و به همین دلیل او دوباره به توهین و تهدید روی آورده است. وضعیت خلیج فارس برای آمریکا نامطلوب است و ایران در موقعیتی قوی‌تر قرار دارد. واکنش ترامپ این است که وانمود کند اوضاع برعکس است. تا زمانی که این رویکرد ادامه یابد، مناقشه حل‌نشده باقی خواهد ماند.

رضا کاظمی اصل

به‌عنوان خبرنگار حوزه تولید و تجارت، تمرکز من بر پوشش اخبار و تحلیل‌هایی است که نقش اصلی را در شکل‌گیری بازارها و صنایع ایفا می‌کنند. با ارائه اطلاعات دقیق و موثق از تولید و تجارت داخلی و بین‌المللی، هدف من کمک به آگاهی بیشتر مخاطبان درباره مسیرهای رشد اقتصادی است.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا