راهبرد زیرکانه ایران چگونه در برابر حمله آمریکا و اسرائیل پیروز شد؟/ اشتباه مرگبار ترامپ و فرصتطلبی تهران

جنگ ایران نشان داد که نابرابری در شایستگی راهبردی میتواند نابرابری عمیق قدرت را خنثی کند. ائتلاف آمریکا و اسرائیل ضربات سنگینی به ایران وارد کرد، اما تهران زنده ماند و به لطف راهبردی زیرکانه، موفق عمل کرد.
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از امریکن اینترپرایز، آمریکا در جنگ ایران تاکنون عمدتاً شکست خورده، زیرا اشتباههای راهبردی پرهزینه، قدرت رزمی آن را تضعیف کرده است. ایران با وجود تلفات سنگین نظامی، در رقابت در اجبار اقتصادی پیروز شد و تهدید رکود جهانی نهایتاً دونالد ترامپ را به توافقی واداشت که سرنوشت تنگه هرمز را مبهم باقی گذاشت.»
فرونشستن گرد و غبار نبردهای بزرگ زمان میبرد. بر اساس درگیریهای روزهای اخیر، جنگ آمریکا و ایران هنوز تمام نشده، با این حال یک درس از همین حالا آشکار است: هیچ جایگزینی برای راهبرد وجود ندارد. غفلت از اصول ابتدایی این هنر میتواند حتی یک ابرقدرت را به ناامیدی و شکست محکوم کند. جنگ ایران در این دسته قرار میگیرد.
این یک نابرابری نظامی بود: ائتلاف آمریکا و اسرائیل ضربات ویرانگری بر یک حکومت وارد کرد. با این حال، آن حکومت زنده ماند و میتوان ادعا کرد که به لطف راهبردی که زیرکانه و مؤثر بود، موفق شد. آمریکا تاکنون عمدتاً شکست خورده، زیرا اشتباههای راهبردی پرهزینه، قدرت رزمی آن را تضعیف کرد. راهبرد، هنر قدرتمند ساختن است. جنگ ایران نشان داده که نابرابری در شایستگی راهبردی میتواند نابرابری عمیق قدرت را خنثی کند.
تهران اکنون قویتر است. ضربات نظامی شدید بود. آمریکا و اسرائیل در حملات اولیه، رهبر عالی ایران و دهها تن از سران نظامی و سیاسی را ترور کردند. نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به نیروی دریایی ایران ضربه زدند، به صنعت دفاعی آن به شدت آسیب رساندند و پهپادها و موشکها را شکار کردند. با این حال، حکومت هنوز پابرجاست و سرسختتر شده است.
حذف رهبری نطام که اساساً محتاطتر بود، به چهرههای رادیکالتر و ریسکپذیرتر در سپاه پاسداران قدرت بخشید. ایران ممکن است تا ۷۰ درصد از نیروهای موشکی خود را قبل از جنگ حفظ کرده باشد. جنگ یک کابوس فرضی را به واقعیت تبدیل کرد: نشان داد که ایران میتواند جهان را با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی خلیج فارس و اعمال کنترل مرگبار بر تنگه هرمز، گروگان بگیرد. ایران ممکن است نبرد رو در رو را باخته باشد، اما در رقابت در اجبار اقتصادی پیروز شد.
دونالد ترامپ انتظار پیروزی سریع داشت. نخستین اشتباه راهبردی رایج، قربانی شدن توهم جنگ کوتاه است. به نظر میرسید ترامپ باور داشت که یک کارزار هوایی برقآسا باعث فروپاشی یا تعدیل دولت ایران میشود. وقتی این اتفاق نیفتاد – وقتی حکومت تابآوری زیادی نشان داد – خود را در جنگی طولانی یافت. ارتش آمریکا با کمبود هدف مواجه نبود، اما ترامپ فاقد هر گونه درک منسجم از چگونگی پایان دادن به درگیری بود. دومین اشتباه، ناتوانی در دیدن جهان از چشم دشمن بود. ترامپ و مشاورانش به نظر میرسید انتظار داشتند ایران پس از حمله اولیه آمریکا فقط به تلافی نمادین بپردازد. اما کشتن رهبری ایران، بازماندگان را متقاعد کرد که در نبرد مرگ و زندگی هستند.
ایران از جغرافیا بهرهبرداری کرد. راهبرد ایران از بسیاری جهات ناقص بود، اما با چند قضاوت کلیدی درست، از این مبارزه بسیار بهتر از آنچه در ابتدا انتظار میرفت، بیرون آمد. ایران با غیرمتمرکز کردن فرماندهی و کنترل خود، اولویت ترامپ را برای جنگ کوتاه از بین برد. بزرگترین عدمتقارنی که ایران از آن بهرهبرداری کرد، جغرافیا بود: از تنگه هرمز برای ایجاد چالشی بزرگ برای آزادی دریانوردی استفاده کرد که اقتصاد جهانی نمیتوانست آن را نامحدود تحمل کند. تهران موفق شد، زیرا اصول راهبردی را بهتر از دشمن خود انجام داد.
جنگ ایران هنوز تمام نشده، اما حامل هشدارهایی برای واشنگتن است. راهبرد حتی برای یک ابرقدرت هم اختیاری نیست و آمریکا و جهان اینجا تاوان اشتباه راهبردی ترامپ را دادند.



