دبیر انجمن کسبوکارهای اینترنتی تهران: تنظیمگری هوش مصنوعی نباید به محدودسازی تقلیل پیدا کند

رشد اینترنت و فراگیری فضای مجازی در سالهای گذشته، سبک زندگی، ارتباطات و آموزش را به شکل جدی تغییر داده است؛ اما ظهور و رشد پرشتاب هوش مصنوعی، این تغییر را وارد مرحله تازهای کرده است. نسلی که امروز در سن کودکی و نوجوانی قرار دارد، احتمالاً وارد جامعه و بازار کاری خواهد شد که بخش قابل توجهی از قواعد، مشاغل و مهارتهای مورد نیاز آن با چیزی که نسلهای قبل تجربه کردهاند متفاوت است.
در بخش زیرساخت، نقطه شروع اینترنت باکیفیت، پایدار و در دسترس است. وقتی از آموزش دیجیتال و هوش مصنوعی صحبت میکنیم، اینترنت دیگر صرفاً یک امکان رفاهی یا ارتباطی نیست، بلکه باید آن را بخشی از زیرساخت آموزشی و توسعهای کشور دانست.
خسروی در این خصوص تأکید میکند که اگر کیفیت، هزینه یا محدودیتهای دسترسی باعث شود بخشی از دانشآموزان امکان استفاده از ابزارها و منابع روز دنیا را داشته باشند و بخش دیگری از آن محروم بمانند، عملاً نوع تازهای از شکاف آموزشی ایجاد خواهد شد؛ شکافی که آثار واقعی آن چند سال بعد در دانشگاه، بازار کار و فرصتهای اقتصادی نمایان میشود.
موضوع مهم دیگر، نوع مواجهه سیاستگذار با فناوریهای جدید است. حفاظت از کودکان و نوجوانان در برابر مخاطرات فضای دیجیتال، حفظ حریم خصوصی، مواجهه با محتوای نامناسب و جلوگیری از استفاده نادرست از هوش مصنوعی، بدون تردید بخشی از مسئولیت رگولاتور است؛ اما تنظیمگری نمیتواند تنها به محدودسازی خلاصه شود.
به گفته دبیر انجمن کسبوکارهای اینترنتی تهران، یک رگولاتور موفق باید بتواند میان «حفاظت» و «توانمندسازی» تعادل ایجاد کند. همانقدر که باید درباره مخاطرات فناوری برای کودکان فکر کنیم، باید برای دسترسی امن، آموزش صحیح و استفاده مفید آنها از فناوری نیز برنامه داشته باشیم.
اما شاید مهمترین مسئله، آموزش باشد.
امروز دیگر سواد دیجیتال به معنای توانایی کار با کامپیوتر یا جستوجو در اینترنت نیست. شناخت هوش مصنوعی، نحوه تعامل صحیح با ابزارهای هوشمند، تشخیص اطلاعات معتبر از اطلاعات نادرست، تفکر انتقادی، خلاقیت، مسئلهحلکردن و شناخت محدودیتها و خطاهای هوش مصنوعی بهتدریج در حال تبدیلشدن به بخشی از سواد عمومی نسل آینده است.
در چنین فضایی، سؤال مهم این است که نظام آموزشی کشور با چه سرعتی در حال تطبیق با این تغییرات است. آیا قرار است دانشآموزان صرفاً خارج از مدرسه و براساس امکانات خانوادههایشان با این فناوریها آشنا شوند یا نظام آموزشی برای آموزش هدفمند و برابر این مهارتها برنامه خواهد داشت؟
خسروی یکی از جدیترین نگرانیها در این حوزه را ایجاد «شکاف فرصت» میان کودکان و نوجوانان میداند. به اعتقاد او، ممکن است در آینده نزدیک دو نوجوان همسن داشته باشیم که یکی از کودکی به اینترنت مناسب، ابزارهای هوش مصنوعی و آموزش صحیح دسترسی داشته و یاد گرفته با کمک این ابزارها تحقیق کند، یاد بگیرد، خلق کند و مسئله حل کند؛ در حالی که دیگری تقریباً از تمام این فرصتها محروم بوده است.
فاصله میان این دو نفر دیگر صرفاً یک شکاف دیجیتال نیست؛ این فاصله میتواند به شکاف در کیفیت آموزش، مهارت، فرصتهای شغلی و در نهایت درآمد و کیفیت زندگی آنها تبدیل شود.
از سوی دیگر، انتظار از دولت نباید این باشد که خود متولی تولید تمام ابزارها و راهکارهای این حوزه شود. ظرفیت قابل توجهی در شرکتهای فناوری، استارتاپها، دانشگاهها و بخش خصوصی کشور وجود دارد و دولت میتواند با سیاستگذاری صحیح، ایجاد زیرساخت و حمایت از همکاری میان بخش خصوصی و نظام آموزشی، زمینه استفاده از این ظرفیت را فراهم کند.
از تولید ابزارهای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی و محتوای متناسب با سنین مختلف گرفته تا آموزش معلمان و ایجاد محیطهای امن برای تجربه فناوری، بخش زیادی از این مسیر میتواند با مشارکت بخش خصوصی طی شود.
دبیر انجمن کسبوکارهای اینترنتی تهران در ارزیابی وضعیت موجود معتقد است مسئله اصلی، فاصله میان سرعت تحولات جهانی و سرعت تصمیمگیری و اجرای سیاستها در کشور است. در حوزهای مانند هوش مصنوعی، صرف داشتن برنامه یا سند کافی نیست؛ زیرا سیاستی که چند سال دیرتر به مرحله اجرا برسد، ممکن است در زمان اجرا دیگر پاسخگوی مسئله روز نباشد.
در نهایت، مسئله اصلی موافق یا مخالف بودن با هوش مصنوعی نیست. این فناوری، مستقل از نگاه ما، در حال تغییر جهان است.
مسئله این است که نسل آینده ایران با چه میزان آمادگی وارد این جهان خواهد شد.
خسروی معتقد است یکی از مهمترین مسئولیتهای دولت و رگولاتور در سالهای پیش رو باید ایجاد «فرصت برابر برای مواجهه با آینده» باشد؛ بهگونهای که محل زندگی، وضعیت اقتصادی خانواده یا محدودیت دسترسی به فناوری تعیین نکند که یک کودک ایرانی تا چه اندازه برای جهان آینده آماده خواهد بود.



