حصر ۸۸ روزه اینترنت بینالملل پایان یافت/ آیا این زخم ترمیم میشود؟

از اسفند ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵، اینترنت بینالملل در ایران برای حدود ۸۸ روز بهطور بیسابقهای از دسترس خارج شد؛ رخدادی که به گفته فعالان اقتصاد دیجیتال و برخی مقامهای رسمی، میلیونها کاربر و کسبوکار آنلاین را با اختلال غیرقابل جبران و ورشکستگی مواجه کرد.
در دقایق ابتدایی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران یعنی حدود ساعت ۹:۴۰ دقیقه صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ و پس از وارد شدن نخستین شوک ناشی از جنگ به مردم ایران، ایجاد اختلال در اینترنت ضربه دوم را به کاربران ایرانی وارد کرد. اختلالی که در دقایق اولیه طبیعی به نظر می رسید.
شاید بسیاری از کاربران در روزهای ابتدایی جنگ تصور میکردند با یک اختلال موقت طرفاند؛ چیزی شبیه به محدودیتهای مقطعی که چند روز ادامه پیدا میکرد و بعد آرامآرام به وضعیت عادی برمیگشت. اما هرچه زمان جلوتر رفت، مشخص شد ماجرا بسیار فراتر از یک اختلال چندروزه است.
از همان ساعت و تاریخ شروع حملات، ایران وارد یکی از طولانیترین خاموشیهای دیجیتالی تاریخ خود شد؛ خاموشی که تا امروز سه شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ ادامه داشت. در این مدت که طولانی و سخت بر کاربران گذشت، میلیونها نفر در ایران عملاً به اینترنت جهانی دسترسی نداشتند. اینترنت وجود داشت، اما نه آن اینترنتی که مردم بتوانند با آن کار کنند، ارتباط بگیرند، درآمد داشته باشند یا حتی سادهترین خدمات بینالمللی را دریافت کنند؛ بلکه فقط یک اینترنت ملی آن هم با اختلالهای پردردسر.
وقتی پای VPN لاکچری به زندگی مردم باز شد
برای وصل شدن به اینترنت جهانی، بسیاری از کاربران مجبور شدند سراغ ویپیانها و ابزارهای دور زدن فیلترینگ بروند؛ ابزارهایی که قیمت بعضی از آنها به چند میلیون تومان رسیده بود. در کشوری که تورم، قدرت خرید مردم را بهشدت کاهش داده، اینترنت آزاد آرامآرام از یک حق عمومی به کالایی لوکس تبدیل شد؛ کالایی که در کنار گوشت و برخی دیگر از کالاهای اساسی خارج از دسترسِ این روزها، عده زیادی دیگر توان خریدش فیلترشکنش را نداشتند و به پلتفرمهای مجازی داخلی مثل بله و روبیکا کوچ کردند.
خاموشی که فقط اینترنت را قطع نکرد
در سالهای گذشته، اینترنت برای میلیونها ایرانی فقط ابزار سرگرمی نبود. هزاران کسبوکار، فروشگاه اینترنتی، شرکت و نیروی کار مستقل، زندگی اقتصادیشان را روی پایههای اینترنت بنا کرده بودند؛ از فروشگاههای اینستاگرامی گرفته تا برنامهنویسها، تاکسیهای اینترنتی، طراحان، مترجمها، فریلنسرها، فعالان بازار رمزارز، تولیدکنندگان محتوا و استارتاپها. اما با آغاز خاموشی دیجیتال، بخش بزرگی از این اکوسیستم ناگهان فلج شد.
فروشگاههایی که تمام مشتریانشان را از طریق اینستاگرام جلب میکردند، دیگر راهی برای ارتباط با مخاطب نداشتند. بسیاری از کسبوکارها حتی به پنلهای کاری، سرویسهای ابری یا حسابهای خارجی خود دسترسی نداشتند.
رسانههای بینالمللی هم ابعاد این بحران را کمسابقه توصیف کردند. آسوشیتدپرس در گزارشی درباره وضعیت ایران نوشته بود: «خاموشی اینترنت، میلیونها نفر را از دسترسی به بازار، مشتری و خدمات آنلاین محروم کرده و اقتصاد دیجیتال ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است.»
اقتصاد دیجیتال؛ قربانی خاموشی
اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای اخیر یکی از معدود بخشهایی بود که هنوز نشانههایی از رشد در آن دیده میشد. بسیاری از جوانان، بهویژه بعد از جهش تورم و کوچک شدن بازار کار سنتی، به فضای آنلاین مهاجرت کرده بودند. اینترنت برای آنها فقط معنای ارتباط نداشت بلکه محل تأمین معیشت بود؛ اما خاموشی ۸۸ روزه، ضربهای وارد کرد که بسیاری از فعالان این حوزه میگویند تا سالها جبران نخواهد شد.
افشین کلاهی، رئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان اتاق ایران، پیش از این اعلام کرده بود: «قطعی اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد میکند و اگر خسارتهای غیرمستقیم را هم حساب کنیم، این عدد به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد.»
اگر فقط همان برآورد حداقلی ۳۰ میلیون دلار را مبنا قرار دهیم، خاموشی ۸۸ روزه اینترنت بیش از ۲.۷ میلیارد دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد کرد؛ عددی که برای اقتصادی بحرانزده و تحریمشده، کم از سیاه چاله نیست.
برخی گزارشهای داخلی حتی از اعداد بزرگتری صحبت کردند. در بعضی برآوردها، فقط طی هفتههای ابتدایی محدودیتهای اینترنت، بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت به اقتصاد کشور وارد شده است.
زخمی که قدیمی بود و سر باز کرد
به نقل از اقتصادآنلاین، فعالان اقتصاد دیجیتال میگویند خاموشی سراسری اسفند ۱۴۰۴، اولین ضربه بزرگ به اینترنت ایران نبود. پیش از آن هم، بعد از اعتراضات سراسری و از ۱۸ دیماه، اینترنت کشور حدود ۲۰ روز با اختلال و محدودیت شدید مواجه شده بود؛ اتفاقی که آن زمان هم خسارت بسیار سنگینی به کسبوکارهای آنلاین به خصوص کسبوکارهای خرد اینستاگرامی و بنگاههای نوپای دیجیتال وارد کرد.
محمد کشوری، تحلیلگر حوزه ارتباطات، همان زمان اعلام کرده بود هر روز، اختلال اینترنت حدود هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد دیجیتال ایران خسارت میزند. در همین زمینه، سازمان نظام صنفی رایانهای تهران نیز هشدار داده بود ادامه محدودیتها میتواند به تعطیلی گسترده کسبوکارهای آنلاین و مهاجرت نیروی متخصص منجر شود.
بسیاری از فعالان استارتاپی معتقدند همان اختلال ۲۰ روزه، اولین موج جدی بیاعتمادی به پایداری اینترنت ایران را ایجاد کرد؛ بیاعتمادیای که در خاموشی ۸۸ روزه سال ۱۴۰۵ به اوج رسید.
اینترنت طبقاتی؛ واژهای که در بحران جنگ متولد شد
شاید مهمترین پیامد سیاسی و اجتماعی قطعی ۸۸ روزه اینترنت، تثبیت اصطلاح «اینترنت طبقاتی» باشد؛ مفهومی که پیشتر بارها انکار میشد، اما در جریان خاموشی اخیر اینترنت، برای بسیاری از مردم ایران به تجربهای ملموس تبدیل شد و مسئولان مرتبط هم بر آن صحه گذاشتند.
در حالی که کاربران عادی برای باز کردن سادهترین سرویسهای بینالملل مثل اینستاگرام مشکل داشتند و خرید ویپیانهای برایشان دشوار شده بود، گزارشهای متعددی از دسترسی بدون محدودیت برخی حکایت داشت.
در همین دوره، طرحی با عنوان «اینترنت پرو» یا اینترنت کسبوکار هم مطرح شد؛ طرحی که قرار بود برای برخی کسبوکارها و نهادهای خاص، دسترسی محدود اما پایدار به اینترنت جهانی فراهم کند.
برخی منتقدان اینترنت پرو میگویند مسئله فقط محدودیت اینترنت نیست؛ بلکه شکلگیری نوعی تبعیض دیجیتال است. وقتی بخشی از جامعه به اینترنت آزاد دسترسی دارد و بخش دیگر نه، اینترنت از یک زیرساخت عمومی به امتیاز اقتصادی تبدیل میشود.
برندگان خاموشی
هر بحران اقتصادی، برنده و بازندههایی هم دارد و خاموشی اینترنت هم از این قاعده مستثنی نبود. به نظر میرسد مهمترین برندگان این بحران، فروشندگان ویپیان و ابزارهای دور زدن فیلترینگ بودند. همزمان با قطع اینترنت، بازار سیاه ویپیان بهشدت داغ شد. بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی از فروش اشتراکهای چند میلیون تومانی خبر میدادند؛ اشتراکهایی که در بسیاری موارد حتی اتصال پایداری هم ارائه نمیکردند و امکان قطعی بسیار بالا بود.
برخی گزارشهای فنی و دانشگاهی هم از جهش بیسابقه تقاضا برای ویپیان خبر دادهاند؛ جهشی که گردش مالی چند هزار میلیارد تومانی ایجاد کرد؛ بازاری بدون نظارت، شفافیت و هیچ تضمین امنیتی.
در کنار بازار ویپیان، برخی پلتفرمهای داخلی هم از حذف اجباری رقبای خارجی سود بردند. هرچند بسیاری از فعالان کسبوکار معتقدند مهاجرت اجباری کاربران به سرویسهای داخلی، نتوانسته افت شدید اقتصاد دیجیتال را جبران کند.
اینترنت؛ از ابزار ارتباطی تا ابزار کنترل
البته خاموشی اینترنت، فقط بعد اقتصادی نداشت؛ بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی گستردهای هم به دنبال خود کشاند. در تمام این مدت، یکی از پرسشهایی که بارها در افکار عمومی تکرار شد این بود: اگر اینترنت تهدید امنیتی است، چرا برخی مسئولان و نهادها همچنان بدون مشکل به آن دسترسی دارند؟ فسلفه شکلگیری «اینترنت پرو» چیست؟
کاربران میدیدند بعضی رسانهها، مقامها و نهادها همچنان در شبکههای خارجی فعالاند، مصاحبه آنلاین انجام میدهند و به سرویسهای بینالمللی دسترسی دارند، در حالی که مردم عادی برای ارسال سادهترین فایلها باید هزینههای سنگین ویپیان پرداخت کنند. همین تناقض، خشم عمومی را بیشتر کرد و باعث شد اینترنت دیگر فقط مسئله فناوری نباشد؛ بلکه به مطالبهای اجتماعی و طبقاتی تبدیل شود.
آیا این زخم ترمیم میشود؟
اوایل خرداد ۱۴۰۵، سرانجام روز موعود فرا رسید و خبر بازگشایی اینترنت بینالملل مخابره شد. روز چهارم خرداد پس از پایان چهارمین جلسه ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی، برقراری اتصال اینترنت بینالملل با ۹ رای موافق و ۳ رای مخالف به تصویب رسید و برای تأیید به دفتر رئیسجمهور ارسال شد. در نهایت، روابط عمومی وزارت ارتباطات اعلام کرد که رئیسجمهور مصوبه بازگشایی اینترنت را ابلاغ کرده است.
البته این مصوبه پرطرفدار، مخالفانی هم داشت. طبق گزارشی که روزنامه اینترنتی فراز در تاریخ ۴ خرداد منتشر کرد، نام دو نفر از سه نفری که در جلسه ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی مخالف اتصال مجدد اینترنت بینالملل بودند، مشخص شده است. این دو نفر، پیمان جبلی رییس سازمان صداوسیما و محمدامین آقامیری دبیر شورای عالی فضای مجازی است!
شاید مهمترین پرسشی که بعد از ۸۸ روز خاموشی اینترنت باقی ماند، دیگر فقط درباره سرعت اینترنت یا فیلتر چند پلتفرم و سرویسهای خارجی نباشد؛ پرسش اصلی این است آیا میتوان در اقتصادی که اینترنتش ممکن است هر لحظه خاموش شود، آینده ساخت؟