ترامپ این تفاهمنامه را پاره کرد

خروج یکجانبه از برجام، همزمانی مذاکرات با تشدید اقدامات نظامی و تکرار نقض تفاهمها، نشان میدهد که کارنامه دولت دونالد ترامپ در قبال ایران با عهدشکنی و بیاعتبار کردن مسیر دیپلماسی گره خورده است.
فارس نوشت: نام «دونالد ترامپ» در عرصه سیاست خارجی آمریکا بیش از هر چیز با خروج از توافقها، اعمال فشار حداکثری و تغییر ناگهانی مسیر مذاکرات گره خورده است.
مرور رفتار دولت او در قبال ایران نشان میدهد که در چند مقطع، روندهای دیپلماتیک یا توافقهای موجود با تصمیم واشنگتن متوقف یا نقض شده و این مسئله به یکی از مهمترین عوامل بیاعتمادی تهران نسبت به مذاکرات با آمریکا تبدیل شده است.
خروج یکجانبه از برجام؛ نخستین عهدشکنی آشکار
نخستین نمونه، خروج یکجانبه دولت ترامپ از برجام بود. توافقی که پس از سالها مذاکره میان ایران و قدرتهای جهانی به دست آمده و با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیز تأیید شده بود.
دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ بدون آنکه ایران از سوی نهادهای بینالمللی به نقض تعهدات برجامی متهم شده باشد، از این توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را جایگزین آن کرد.
این اقدام عملاً یکی از مهمترین توافقهای دیپلماتیک دهههای اخیر را از بین برد و زمینه تشدید تنشها میان دو کشور را فراهم کرد.
مذاکره همزمان با عملیات نظامی
نمونه دیگر به دوره پیش از جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه علیه ایران بازمیگردد؛ دورهای که همزمان با مطرح بودن مسیرهای دیپلماتیک، فضای امنیتی نیز به سرعت در حال تشدید بود.
آمریکا در حالی از مذاکره سخن میگفت که همزمان با عملیات فریب، زمینه حمله رژیم صهیونیستی به ایران را در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه فراهم کرد و پس از آن نیز خود مستقیماً برخی تأسیسات هستهای ایران را هدف حمله قرار داد.
درواقع میز مذاکره از سوی ترامپ به بخشی از عملیات فریب بدل شد. در جنگ تحمیلی رمضان نیز همین الگو از سوی آمریکا تکرار شد و اینبار خود آمریکا مرکزیت جنگ علیه ایران را به عهده گرفت.
تکرار الگوی بیاعتمادی پس از جنگ
پس از پایان جنگ تحمیلی رمضان نیز، هرگونه صحبت درباره تفاهم یا بازگشت به مسیر دیپلماسی با تردیدهای جدی همراه شد.
با وجود تفاهم اولیه بر سر ۱۴ بند، آمریکا و رژیم صهیونی به تخطی آشکار در رعایت این بندها دست زدند و عاقبت ترامپ پش از تنس در تنگه هرمز با توهین به ایرانیان آتش بس را نقض کرد.
به همین دلیل تجربههای اخیر، سطح بیاعتمادی ایران نسبت به هرگونه توافق احتمالی با دولت آمریکا را بیش از گذشته افزایش داده است.
تجربهای فراتر از یک رئیسجمهور
از خروج یکجانبه از برجام تا رخدادهای نظامی همزمان با مذاکرات، مجموعه این تجربهها در ذهن تصمیمگیران ایرانی یک نتیجه مشخص را برجای گذاشته است؛ اینکه تضمینهای سیاسی آمریکا، بدون ضمانتهای عملی و حقوقی، قابل اتکا نیست.
از این منظر، مسئله تنها به دولت ترامپ محدود نمیشود، تجربه دورههای مختلف دولتهای آمریکا نشان داده است که مذاکرات، تفاهمها و توافقها همواره با خطر عهدشکنی و نقض تعهدات از سوی واشنگتن مواجه بودهاند. در دوره بایدن و اوباما نیز با وجود برجام اما هیچگاه آمریکا به تعهدات خود پایبند نبود و همواره به سطح تحریمها علیه ایران افزوده است.



