فرهنگ‌و‌هنر

«بی‌عاطفه»؛ عاشقانه‌ای میان خاکستر گذشته

نگاهی به سریال تازه کمال تبریزی که این روزها در فیلم‌نت به نمایش درآمده است؛

کمال تبریزی در تازهترین تجربه خود در شبکه نمایش خانگی سراغ ملودرامی عاشقانه و پررمز و راز رفته است؛ داستانی که در بطن خود ماجراهای بسیاری را جا داده و هر قصه‌اش آبستن یک اتفاق غافلگیرکننده است.

به گزارش توسعه برند؛ «بی عاطفه»، یکی از جدیدترین سریال‌های پلتفرم فیلم نت، داستان عشق علی و عاطفه، فرزندان دو دوست قدیمی، بهرام و کامران را روایت می‌کند؛ رفاقتی که حالا به خصومتی ریشه‌دار بدل شده و سایه این دشمنی، بر رابطه دو جوان سنگینی می‌کند.

علی و  عاطفه که از کودکی دل در گرو یکدیگر داشته‌اند، در تلاش هستند تا راهی پیدا کنند که از میان آتش اختلاف و دشمنی میان پدرانشان به سلامت بیرون بیایند و به وصال برسند. اما این همه ماجرا نیست؛ قصه «بی عاطفه» چیزی فراتر از عشق عاطفه و علی و دشمنی کامران و بهرام استو در پشت پرده، گذشته‌ای سرکوب‌شده پنهان شده است.گفتنی است که برای تماشای این سریال می‌توانید به پلتفرم فیلم نت مراجعه کنید.

«بی عاطفه» از همان ابتدا، جهان ملتهب و معماگونه‌اش رابنا می‌کند؛ افتتاحیه سریال با فلش بکی به گذشته در سال ۶۵ و خودسوزی یک زن جوان در حیاط خانه‌اش آغاز می‌شود و جرقه یک تراژدی را می‌زند. آتشی که در گذشته روشن شده و شعلههایش تا امروز هم امتداد پیدا کرده است. تبریزی در همان قسمت‌های ابتدایی، با خلقموقعیت‌هایی پرتنش، از جمله غافلگیری عجیب علی برای تولدعاطفه، فضای قصه را به سمتی هیجانی و پرکشش سوقمی‌دهد. سریال در قسمتهای نخست با کاشت مداوم اطلاعات و برداشت‌هایی که گاه زودتر از موعد و گاه با تأخیر اتفاق می‌افتند، مخاطب را درگیر پازلی چندلایه می‌کند. شیوه روایت در «بی عاطفه» چند خطی و مدام در حال گریز به گذشته و بازگشت به حال است. تعدد شخصیت‌های قصه و حضور زوج هایی مثل علی و عاطفه،کامران و بهرام، خلیل و پروانه، امیر و غزل، شیوا و پرهام و .. اگرچه مخاطب را با قصهای آشفته و شلوغ مواجه میکند اما در نهایت قرار است همه این خطوط داستانی در یکنقطه به هم برسند و تصویر نهایی پازل را کامل کنند.

با این حال، مهم‌ترین مسئاله «بی ‌عاطفه» که یکی از جدیدترین محصولات فیلم نت است، نه در فرم روایت، بلکه درذات داستان آن نهفته است؛ قصه‌ای که بر پایه الگوهایآشنای ملودرام‌های کلاسیک بنا شده:  عشق آتشینی میاندو جوان از دو جهان متفاوت، مخالفت خانواده‌ها، حضوررقیب عشقی و گذشته‌ای از رفاقت تا خیانت و سوءتفاهم.آنچه تبریزی در «بیعاطفه» با آن مواجه است یک قصهکلیشه‌ای و قدیمی است که تلاش می‌کند با پیچیده‌ کردن ساختمان آن و روایت موازی گذشته و حال، این کلیشه را پنهان کند.

او در «بی عاطفه» سعی کرده از دل یک داستان تکراری، یک پازل بزرگ و ظاهراً پیچیده بسازد و مخاطب را هر بار با یک تکه بزرگ آن غافلگیر کند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود دست فیلمساز از همان قسمت‌های نخست برای مخاطب رو شده و حدس زدن مسیر کلی داستان برای بیننده آن‌قدرها هم سخت نیست.

امیرعباس پیام در مقام فیلمنامه‌نویس، در طراحی گره‌های اولیه و خلق موقعیت‌های تعلیق‌آور موفق عمل کرده، اما اصرار بیش از اندازه بر تعلیق و تکرار برخی موقعیت‌ها، به تدریج ریتم روایت را دچار افت می‌کند. نکته دیگر آن که، خرده‌پیرنگ‌های متعددی پیرامون داستان اصلی شکل می‌گیرند که اغلب با انرژی و کشش خوبی آغاز، اما کم کمسست میشوند.

ورود غزل و شخصیت مرموز او و رابطه‌اش با امیر، حضور پرهام شکیبا با بازی حامد بهداد و ارتباطش با شیوا، یا حتی مناسبات خلیل و پروانه و نقشه‌هایی که احتمالاً برای کامران در سر دارند، همه شروعی خوب و پر تعلیق دارند اماانسجام لازم را پیدا نمی‌کنند و همین پراکنده‌گویی زیاد و تعدد داستان‌های فرعی به یکی از  نقاط ضعف «بی ‌عاطفه» تبدیل شده است. لازم به ذکر است که این سریال را می‌توانید در فیلم نت تماشا کنید. با این حال، اگر این روایت‌های اپیزودیک در همین قسمت‌های باقی مانده بتوانند در خدمت هسته مرکزی قصه قرار بگیرند، شاید «بی‌عاطفه» موفق شود از دام کلیشه‌های رایج این جنس ملودرام‌ها فاصله بگیرد.

از سویی دیگر، «بی ‌عاطفه» به واسطه گستردگی داستان و تعدد شخصیت‌ها، به ویترینی از بازیگران شناخته‌شده و چهره‌های تازه تبدیل شده است. یکی از امتیازهای سریال، میدان دادن به بازیگران جوان و کمتر دیده ‌شده است؛ چهره‌هایی که در کنار بازیگران باسابقه قرار گرفته‌اند و به ترکیب بازی‌ها تنوع داده‌اند. اگرچه بازی دانیال خیرخواه در قسمت‌های نخست کمی از کادر بیرون می‌زند، اما به مرور بیشتر در قالب علی جا می‌افتد و کنترل بهتری بر نقش پیدا می‌کند. همچنین بیشترین ضعف در بازیگری را می‌توان درکاراکترهای جوان کامران و بهرام دید، با این حال بازی مریلا زارعی و رضا کیانیان از نقاط قوت سریال است که باتجربه و تسلط خود، به شخصیت‌هایشان عمق بیشتری ‌بخشیده‌اند.

در نهایت، «بی ‌عاطفه» را می‌توان یکی از ملودرام‌هایمتوسط این سال‌های شبکه نمایش خانگی دانست؛ سریالی که تلاش می‌کند با تکیه بر تعلیق، روایت چندلایه و بازی با گذشته و حال، از قالب آشنای قصه‌های عاشقانه فاصله بگیرد. هرچند نشانه‌هایی از تکرار و فرسایش در مسیر روایت دیده می‌شود، اما همچنان ظرفیت آن را دارد که در ادامه، با جمع‌بندی درست خرده‌روایت‌ها و کنترل بهتر ریتم، مسیر خود را قبه پایان برساند.

صبا کریمی

تحریریه توسعه برند

“تحریریه توسعه برند” متشکل از تیمی حرفه‌ای از نویسندگان، ویراستاران و کارشناسان است که با ارائه مقالات تخصصی و پوشش خبری دقیق، مأموریت خود را در ارتقای دانش و توانمندی مخاطبان دنبال می‌کند. هدف ما همراهی شما در مسیر آگاهی، رشد و توسعه برندهای موفق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا