وب گردی

از نتانیاهو تا بحرین و امارات؛ مخالفان پایان جنگ ایران و آمریکا را بشناسید

همزمان با افزایش فشارهای بین‌المللی برای پایان جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و فشار سیاسی داخلی در آمریکا، گروه‌هایی در داخل و خارج از آمریکا برای ممانعت از امضای تفاهم‌نامه‌ای برای پایان جنگ و از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا تلاش می‌کنند.

ایرنا نوشت: در حالی که رسانه‌ها از نزدیک شدن ایران و آمریکا به یک تفاهم برای پایان جنگ در منطقه غرب آسیا خبر می‌دهند، گروه‌های مختلفی هستند که به شدت با پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفت می‌کنند و خواهان استمرار جنگ هستند.

هر یک از این گروه‌ها انگیزه‌های متفاوتی دارند. مهم‌ترین مخالف پایان جنگ در منطقه، اسرائیل است که گفته می‌شود اصلی‌ترین تحریک‌کننده جنگ جاری محسوب می‌شد و امیدوار است که بتواند با تکیه به قدرت آمریکا به اهداف خود برای آنچه بنیامین نتانیاهو «تغییر چهره خاورمیانه» می‌خواند، برسد. اما مخالفان دیگری نیز در آمریکا و منطقه با جنگ وجود دارند.

آنها که طرحش را دادند

بر اساس بسیاری از گزارش‌هایی که از ابتدای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران منتشر شد، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل نقش محوری در ترغیب دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در ورود به جنگ داشت. گزارش نیویورک تایمز با عنوان «چگونه ترامپ آمریکا را به جنگ با ایران کشاند» به تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۸ فروردین ۱۴۰۵) روایتی دقیق از جلسه نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس موساد، برای قانع کردن ترامپ برای ورود به جنگ به ایران ارائه داده‌است. اما این راز آشکار، صرفاً منحصر به روایت‌های رسانه‌ای نماند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز به وضوح اعلام کرد که آمریکا پس از آنکه دریافت اسرائیل تصمیم دارد «با یا بدون آمریکا» وارد جنگ با ایران شود، تصمیم گرفت جنگ را آغاز کند.

پایان جنگ بدون رسیدن به دستاوردهای اصلی مورد نظر نتانیاهو، شکستی بزرگ برای او تلقی می‌شود. استراتژی نتانیاهو از آغاز رهبری‌اش در اسرائیل بر مبنای جنگ در خاورمیانه با محوریت دشمن‌سازی از ایران بود و جنگ تحمیلی جاری، از دیدگاه او فرصتی طلایی برای تکمیل پروژه تغییر چهره خاورمیانه و تحمیل سلطه اسرائیل بر منطقه بود.

دنی سیترینوویچ، تحلیل‌گر اسرائیلی و مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل می‌نویسد: «سال‌هاست که نتانیاهو هویت سیاسی خود را بر پایه شخصیت آقای ایران بنا کرده است؛ رهبری که اصرار داشت تنها فشار، بازدارندگی و زور می‌تواند رژیم ایران را متوقف کند. و اکنون، پس از چندین دور موفقیت عملیاتی اما یک شکست استراتژیک چشمگیر، و پس از آنکه سرانجام موفق شد ایالات متحده را به رویارویی مستقیم با ایران بکشاند، او ممکن است مجبور به پذیرش توافقی شود که نه تنها به همان رژیمی که به دنبال تضعیفش بود مشروعیت می‌بخشد، بلکه فروپاشی دکترین دیرینه او در قبال ایران را نیز آشکار می‌سازد.»

این تحلیل‌گر اسرائیلی ادامه داد: «خلاصه کلام اینکه، توافق میان ایالات متحده و ایران نه تنها به معنای شکست مواجهه نظامی‌ای است که نتانیاهو برای آن فشار می‌آورد، بلکه فروپاشی دکترین استراتژیک گسترده‌تری است که او از زمان ورودش به سیاست اسرائیل از آن دفاع کرده است؛ آن هم درست در آستانه رویدادی که می‌تواند حیاتی‌ترین انتخابات دوران حرفه‌ای او باشد.»

نتانیاهو هر چند سیاستمدارانه تلاش کرده‌است تا هیچ انتقاد علنی از تفاهم احتمالی ترامپ با ایران انجام ندهد، اما به وضوح شرایطی را برای «توافق خوب» تعیین کرده‌است که با اصول بنیادین تفاهم‌نامه احتمالی پایان جنگ که در حال حاضر میان ایران و آمریکا مذاکره می‌شود، تناقض دارد.

از نظر نتانیاهو تنها نتایج یک «توافق خوب» توسط ترامپ برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران، آزادی عمل اسرائیل در دفاع از خود (به معنای استمرار تجاوزگری، جنایت و اشغال در لبنان، سرزمین‌های فلسطینی، سوریه و بقیه کشورهای منطقه)، پایان دادن به توان دفاعی ایران و قطع کامل روابط ایران با متحدان منطقه‌ای‌اش است.

هر چند نتانیاهو ترجیح می‌داد که جنگ جاری به فروپاشی کامل نظام سیاسی در ایران و ایجاد یک کشور ورشکسته منجر شود، اما ادعا می‌کند که برای یک توافق خوب آمادگی دارد.

این توافق در عین حال به یک فرصت خوب برای منتقدان و رقبای نتانیاهو در اسرائیل تبدیل شده‌است تا از او انتقاد کنند و سیاست او را یک شکست فاجعه‌بار توصیف کنند.

یائیر لاپید، یکی از رهبران اصلی اپوزیسیون اسرائیل توافق احتمالی با ایران را به عنوان شکست فاجعه‌بار استراتژی نتانیاهو توصیف می‌کنند. پیش از ایرنا گزارش داده‌بود که راهکار اصلی مورد نظر اپوزیسیون اسرائیل هم جنگ، فشار و تلاش برای تغییر رژیم در ایران است، هر چند ادعا می‌کنند که استراتژی بهتری را نسبت به نتانیاهو در پیش می‌گیرند.

آنها که رای‌اش را دادند

بخش دیگری از منتقدان هرگونه توافق احتمالی با ایران، تندروهای حزب جمهوری‌خواه هستند که از زمان اعلام موضع ترامپ در خصوص نزدیک شدن به توافق با ایران، حمله به این توافق را آغاز کرد. این عده از منتقدان بخشی از اصلی‌ترین حامیان دونالد ترامپ در حزب جمهوری‌خواه محسوب می‌شوند و بخشی از پایگاه رای او را نمایندگی می‌کنند.

بسیاری از این افراد از ابتدا مشوق جنگ بودند و در گذشته نیز تلاش زیادی برای وارد کردن آمریکا به جنگ با ایران کرده‌بودند. استدلال این دسته از افراد این است که مذاکره با ایران تمام دستاوردهای جنگ آمریکا را از بین می‌برد. این دسته از افراد دونالد ترامپ را تشویق می‌کنند که به جای مذاکره و توافق با ایران دنبال «تمام کردن کار» برود.

بسیاری از منتقدان توافق با ایران یک پیام از ترامپ در شبکه‌های اجتماعی متعلق به سال ۲۰۲۰ را بازنشر کرده‌اند که ترامپ در آن مدعی شده‌بود: «ایرانی‌ها در هیچ جنگی برنده نشده‌اند، اما در هیچ مذاکره‌ای نباختند.»

مهره‌های ارشد حزب جمهوری‌خواه در کنگره آمریکا از جمله سناتورهایی مانند لیندسی گراهام، راجر ویکر و تد کروز، و همچنین تندروهای ضدایرانی در محافل سیاسی ایالات متحده مانند مایک پمپئو، وزیر خارجه دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ و مارک دوبوویتز، مدیر اندیشکده ضدایرانی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، به طور علنی علیه این توافق موضع‌گیری کرده و به آن تاخته‌اند.

مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس با مقایسه طعنه‌آمیز تفاهم‌نامه پایان جنگ با برجام نوشت که به نظر می‌رسد این توافق «دقیقاً از روی دستورالعمل و کتابچه راهنمای وندی شرمن، رابرت مالی و بن رودز کپی‌برداری شده است: به سپاه پاسداران پول بدهید تا برنامه تسلیحات کشتار جمعی بسازد و جهان را به وحشت بیندازد.»

وندی شرمن و رابرت مالی از مهره‌های کلیدی مذاکرات آمریکا و ایران در دولت اوباما بودند و بن رودز نیز در آن دوران به عنوان یکی از مقامات امنیت ملی اوباما خدمت می‌کردند و نقش محوری در امضای توافقنامه برجام در دوره دوم ریاست جمهوری باراک اوباما داشتند.

چندین سناتور آمریکایی نیز به این موضوع واکنش نشان دادند؛ از جمله تد کروز که بر حمایت خود از تصمیم ترامپ برای بمباران ایران پافشاری کرد و گفت که چنین توافقی «یک اشتباه فاجعه‌بار» خواهد بود.

سناتور راجر ویکر نیز با تکرار این موضع گفت که این توافق «یک فاجعه خواهد بود و تمام دستاوردهای عملیات خشم حماسی را به باد خواهد داد.»

مارک دوبوویتز، رئیس اندیشکده طرفدار اسرائیلِ بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها گفت توافقی که در حال شکل‌گیری است «به مثابه تسلیم شدن در برابر ایران است.» دوبوویتز تأکید کرد: «ایران در میز مذاکره هر آنچه آمریکا در جنگ به دست آورده‌بود را از بین خواهد برد.»

آنها که تحقیرش کردند

بخشی از حامیان جنگ علیه ایران هستند که از فرصت نزدیک شدن به توافق برای تحقیر و حمله به ترامپ استفاده می‌کنند. این ادعا از منتقدان ترامپ که در آمریکا به «هرگز ترامپی‌ها (Never Trumpers)» مشهور هستند، و حالا با پایکوبی از آنچه شکست ترامپ در جنگ ایران می‌خوانند، به تحقیر و تحریک او روی آورده‌اند.

از جمله این افراد توماس فریدمن، یادداشت نویس مشهور نیویورک تایمز است که روز سه‌شنبه با انتشار یادداشتی به تندی از ترامپ انتقاد کرده‌است و با طعنه در مورد جنگ ترامپ علیه ایران نوشت: «آنچه تو داری می‌خوری گوشت مرغوب خرچنگ نیست بلکه لاشه کلاغ است.»

رابرت کیگان، نومحافظه‌کار مشهور آمریکایی و یکی از افرادی که طراح مداخله‌های خارجی آمریکا از جمله در عراق و افغانستان شناخته می‌شود، در دو هفته گذشته با انتشار چندین یادداشت، از جمله یادداشتی با عنوان «کیش و مات ترامپ در ایران» و «تنها راه خروج ترامپ تسلیم است» به شکست فاجعه‌بار ترامپ در جنگ ایران اشاره کرده‌است.

نکته مهم در مورد این عده از منتقدان این است که در هر شرایطی موافق جنگ و تغییر نظام سیاسی در ایران هستند. توماس فریدمن در یادداشت خود در نیویورک تایمز به وضوح تاکید می‌کند که خواهان سرنگونی نظام ایران است و از جنگ حمایت می‌کند و صرفا منتقد ترامپ و استراتژی او است.

اینگونه تحلیل‌گران که نهایتا خواهان استمرار جنگ با شدت بیشتر و هدف‌مندتر هستند، تلاش می‌کنند تا دونالد ترامپ را تحریک کنند تا هرگز به توافقی با ایران تن ندهد و با قدرت بیشتری به جنگ بازگردد.

آنها که پولش را دادند

بخشی از منتقدان توافق، در جنوب خلیج فارس و در میان دولت‌های عربی هستند که به شدت از هرگونه پایان جنگ بدون رسیدن به هدف مورد نظر آنها، یعنی سرنگونی حکومت ایران، مخالف هستند. در حال حاضر بحرین و امارات متحده عربی، به شدت با هرگونه توافق میان ایران و آمریکا که وضعیت فعلی را به ویژه در تنگه هرمز و خلیج فارس تثبیت کند مخالفت می‌کنند.

بحرین و امارات متحده عربی در طول سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در آمریکا داشته‌اند و بر اساس اسناد فاش‌شده توسط اف‌بی‌آی امارات متحده عربی در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ از مسیرهای غیرقانونی به انتخاب او کمک کرده‌است. این دو کشور میزبان پایگاه‌های بزرگ آمریکایی (ناوگان پنجم نیروی دریایی ارتش آمریکا و پایگاه الظفره) هستند و با اهرم‌های فشار خود در واشنگتن برای ترغیب ترامپ به استمرار جنگ کمک می‌کنند.

بحرین تلاش زیادی انجام داد تا به عنوان عضو غیردائم شورای امنیت قطعنامه‌ای تحت فصل هفتم منشور ملل متحد تصویب کند تا پوششی حقوقی و قانونی برای جنگ علیه ایران در خلیج فارس ایجاد کند.

امارات متحده عربی نیز حتی علنی از استمرار جنگ علیه ایران حمایت کرده‌است و بر اساس گزارش رسانه‌های آمریکایی به صورت غیرعلنی همکاری‌های نظامی گسترده‌ای با اسرائیل برای تدارکات جنگ و حتی مشارکت مستقیم در جنگ داشته‌است.

با این حال در شرایط فعلی برخی رسانه‌ها گزارش می‌دهند که در داخل امارات جریان سیاسی که خواهان کاهش تنش است، توانسته‌است جریان اصلی حاکم را قانع کند که تا حدی از کاهش تنش حمایت کند. بخشی از جریان‌های قدرتمند در کشورهای عربی جنوب خلیج فارس، با رویای فروپاشی ایران و سرنگونی حکومت ایران همچنان از ادامه جنگ حمایت می‌کنند و با هرگونه توافقی که وضعیت فعلی را تثبیت کند، مخالفت می‌کنند.

رضا کاظمی اصل

به‌عنوان خبرنگار حوزه تولید و تجارت، تمرکز من بر پوشش اخبار و تحلیل‌هایی است که نقش اصلی را در شکل‌گیری بازارها و صنایع ایفا می‌کنند. با ارائه اطلاعات دقیق و موثق از تولید و تجارت داخلی و بین‌المللی، هدف من کمک به آگاهی بیشتر مخاطبان درباره مسیرهای رشد اقتصادی است.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا