گفتگوی اختصاصی رسانه توسعه برند با مهدی یوسفی؛ چرا سازمانهای ایرانی بحران را انکار میکنند؟

در تازهترین قسمت از سلسله گفتوگوهای رسانه توسعه برند، محسن غلامپور میزبان مهدی یوسفی ـ کارشناس ارتباطات و از مدیران سابق دیجیکالا ـ بود تا درباره یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات مدیریت و برندینگ در ایران صحبت کند: بحران. جایی که در تئوری از «سرعت و صداقت» میگوییم، اما در عمل بسیاری از سازمانهای ایرانی نخست انکار میکنند و پس از آن سکوت را انتخاب میکنند. این گفتوگو تلاش دارد پرده از دلایل این رفتار، نقاط کور مدیران و واقعیتهای پشتپرده مدیریت بحران در ایران بردارد.
برای تماشای کامل گفتوگو، ویدئوی زیر را ببینید.
به گزارش توسعه برند؛ در دنیای واقعی کسبوکار، فاصله چشمگیری میان نسخههای کتابی مدیریت بحران و رفتار عملی سازمانها وجود دارد. این موضوع، محور گفتوگوی اخیر رسانه توسعه برند با مهدی یوسفی، کارشناس ارتباطات، بود؛ گفتگویی که با مقدمهای صریح آغاز شد:
«در تئوری میگوییم باید در برابر بحران صداقت و سرعت داشت، اما در دنیای واقعی، اولین واکنش اکثر سازمانهای ایرانی انکار است و دومین واکنش سکوت.»
در این گفتگو، مجموعهای از سوالات کلیدی و چالشی مطرح شد که هرکدام بخشی از واقعیتهای کمتر گفتهشده مدیریت بحران را روشن میکند؛ از رواج استراتژی “سپر بلا” در بحرانها و دشواری پذیرش مسئولیت سیستمی توسط مدیران، تا تعریف دقیق بحران در سازمانهای بزرگ مانند دیجیکالا و اینکه چه زمانی “آژیر قرمز” واقعاً به صدا درمیآید.
یکی از محورهای مهم بحث، نقش ابزارهای Social Listening بود. بسیاری از بحرانها پیش از شدتگیری، نشانههایی آشکار دارند؛ اما آیا این نشانهها به گوش مدیرعامل میرسند یا فقط در قالب گزارشهایی در کارتابلها خاک میخورند؟
یوسفی در این بخش از تجربههای خود گفت؛ از نمونههایی که دودی بلند شد و پیش از شعلهور شدن خاموش شد، تا مواردی که دیر دیده شد و تبدیل به بحران واقعی شد.
در بخش دیگری از گفتگو، به لحظات محو بحران اشاره شد؛ زمانی که اطلاعات ناقص است و تصمیمگیری دشوار. آیا باید سریع واکنش نشان داد و ریسک اشتباه را پذیرفت یا سکوت کرد و خطر بیتفاوت دیدهشدن را به جان خرید؟
همچنین، یوسفی درباره تنشهای همیشگی در «اتاق جنگ» بحران گفت: جایی که معمولاً تیم PR خواستار شفافسازی است و تیم حقوقی متمایل به سکوت؛ و اینکه در نهایت باید چه کسی حرف آخر را بزند.
از دیگر نکات قابلتوجه، بحث مرز باریک بین صدای واقعی مشتری و موجسازی رقبا یا ترولها بود. بسیاری از برندها از مواجهه با نقد فرار میکنند و به اشتباه همهچیز را به «توطئه» ربط میدهند؛ اما تمایزگذاری درست، بخشی حیاتی از مدیریت بحران است.
در پایان، گفتگو به چالشهای جدیدی پرداخت که هوش مصنوعی، دیپفیکها و سرعت وایرالشدن محتوا ایجاد کردهاند. در چنین فضایی، مدیر روابط عمومی سال ۱۴۰۵ باید چه ابزارهای تازهای داشته باشد؟ کدام مهارتها دیگر کافی نیست؟ و فاصله میان «کاهش کامنتهای منفی» و «بازگشت واقعی اعتماد» چگونه سنجیده میشود؟
این گفتوگوی عمیق، مجموعهای از نکات عملی و تجربههای میدانی را برای مدیران، متخصصان روابط عمومی و فعالان برندینگ فراهم میکند؛ گفتوگویی که تلاش دارد تصویری شفافتر از بحران، رفتار سازمانها و مسیرهای عبور از آن در ایران ارائه دهد.