مدیحه حسینی: برای بازی در «دُزو» موتورسواری، تیراندازی و گلهداری یاد گرفتم
مدیحه حسینی، بازیگر فیلم کوتاه «دُزو»، از شش ماه تمرین و یادگیری مهارتهایی چون موتورسواری، تیراندازی و گلهداری برای ایفای نقش در این فیلم گفت و تجربه همکاری با صادق بقایی را فرصتی برای عبور از محدودیتهای بازیگری دانست.
به گزارش توسعه برند؛ مدیحه حسینی، بازیگر فیلم کوتاه «دُزو» به نویسندگی و کارگردانی صادق بقایی، از تجربه حضور در این فیلم، چالشهای آمادهسازی برای نقش و تفاوتهای آن با تجربه بازی در فیلم کوتاه «آناتومی یک شب» سخن گفت.
حسینی با اشاره به تجربه بازی در «آناتومی یک شب» اظهار کرد: من مادر نیستم، اما همیشه نسبت به رفتار مادران و نوع ارتباط عاطفی آنها با فرزندانشان کنجکاو بودهام. به رفتار مادران اطرافم توجه میکردم و برایم جالب بود که چگونه در کنار مهر و محبت، نوعی کلکل و رابطه متفاوت با فرزندانشان دارند. به نظرم تصویر مادران امروز با آنچه در الگوهای قدیمی به ما معرفی شده، تفاوتهایی دارد. این مشاهدات و همچنین تجربه ارتباط با خواهرزادهام به من کمک کرد تا به شخصیت نزدیکتر شوم.
وی درباره شکلگیری رابطه خود با مهرسا فلاحیان، بازیگر نقش ملیکا در «آناتومی یک شب»، گفت: در تمرینها تلاش کردم ابتدا یک رابطه دوستانه با مهرسا شکل بدهم تا بتوانیم راحتتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. فکر میکردم برای رسیدن به رابطه باورپذیر مادر و دختری، بهتر است از رفاقت شروع کنیم و بهتدریج به آن صمیمیت مورد نظر برسیم. به همین دلیل سعی کردم فاصله میان خودمان را از بین ببرم و وجوه مشترکی پیدا کنم که به شکلگیری این ارتباط کمک کند.
این بازیگر با اشاره به دشواریهای بازی در یک فیلم سکانسپلان افزود: پیش از شروع فیلمبرداری از اینکه قرار است چنین تجربهای داشته باشم، خوشحال بودم، اما در عمل متوجه شدم که کار بسیار دشوارتر از چیزی است که تصور میکردم. در این شیوه، کوچکترین حرکت اضافه یا اشتباه ممکن است باعث شود همه چیز از ابتدا تکرار شود. این موضوع تمرکز و دقت زیادی میطلبد و فشار قابل توجهی به بازیگر وارد میکند.
حسینی ادامه داد: حساسیت و دقت امیرحسین مرزبان، کارگردان «آناتومی یک شب»، در این تجربه بسیار موثر بود. او روی اندازه بودن بازیها و جای درست هر دیالوگ و حرکت تاکید داشت. این شیوه کار باعث میشد بدانیم در هر لحظه چه کاری باید انجام دهیم. به نظرم اجرای درست یک فیلم سکانسپلان کار سادهای نیست و کارگردان باید تسلط زیادی بر بازیها و روند اجرا داشته باشد.
وی همچنین درباره اجرای جلوههای میدانی در این فیلم بیان کرد: در یکی از صحنهها که انفجار اتفاق میافتاد، من و مهرسا داخل اتاق بودیم. شدت انفجار و حجم گرد و خاک به اندازهای بود که شرایط برای ما بسیار واقعی به نظر میرسید. این تجربه از بخشهای جالب و متفاوت حضور من در فیلم بود.
حسینی درباره تجربه بازی در «دُزو» و روند آمادهسازی برای این نقش اظهار کرد: «دُزو» برای من فراتر از یک تجربه معمول بازیگری بود. در ابتدا تصور میکردم قرار است نقشی را بازی کنم، اما با شروع تمرینها و مواجهه با سختگیریهای صادق بقایی متوجه شدم که برای رسیدن به این شخصیت باید مسیر متفاوتی را طی کنم. او بارها از من میخواست شکل دیگری از اجرا را امتحان کنم و گاهی از میان چندین پیشنهاد، تنها یکی را میپذیرفت. همین روند باعث شد تمرینهای ما حدود شش ماه طول بکشد.
وی افزود: برای بازی در این فیلم مهارتهایی را یاد گرفتم که پیش از آن تجربهای در آنها نداشتم. موتورسواری و تیراندازی از جمله این مهارتها بودند. سکانسی هم داشتم که در آن تیراندازی میکردم، اما این بخش در تدوین حذف شد؛ تصمیمی که به نظرم به بهتر شدن روایت فیلم کمک کرد. همچنین چندین جلسه برای آشنایی با سگی به نام بلید تمرین کردم و ارتباط خوبی میان ما شکل گرفت.
“”توسعه برند را در اینستاگرام و تلگرام و لینکدین دنبال کنید””
این بازیگر با اشاره به اهمیت آشنایی با شیوه زندگی شخصیت خود گفت: یکی از مهمترین بخشهای آمادگی من برای «دُزو»، تجربه گلهداری بود. حدود یک هفته به صورت مستمر به دشت میرفتم و با کمک چوپانی که از قبل با او آشنا شده بودم، با زندگی گلهداری آشنا شدم. او خر سواری، گلهداری و حتی شیوه چرخاندن چوب چوپانی را به من یاد داد. این تجربه برایم بسیار متفاوت بود، زیرا باید به دنیای شخصیتی نزدیک میشدم که شیوه زندگیاش با زندگی روزمره من فاصله زیادی داشت.
حسینی درباره تمرین لهجه شخصیت نیز اظهار کرد: با وجود اینکه دیالوگهای زیادی نداشتم، لهجه برای کارگردان اهمیت زیادی داشت. صادق بقایی به دلیل آشنایی با منطقه و لهجه کرمانی، دقیقا میدانست چه میخواهد و راهنماییهای دقیقی به من میکرد. خوشحالم که توانستم با کمک او به نتیجهای برسم که باورپذیر باشد.
من اصالتا مشهدی هستم و لهجه مشهدی با لهجه کرمانی تفاوت دارد، بنابراین تلاش زیادی کردم تا به لحن مورد نظر فیلم نزدیک شوم.
وی با اشاره به تجربه آوازخوانی در «دُزو» گفت: در این فیلم هم در بخشی از داستان آواز خواندم و هم در تیتراژ حضور داشتم. نکته جالب این بود که از من خواسته میشد آواز را به شکل متعارف و حرفهای اجرا نکنم، بلکه باید به شیوه یک چوپان آواز میخواندم؛ شخصیتی که لزوما با نتها و اصول خوانندگی آشنا نیست. این هم تجربه تازهای بود که بخشی از مسیر رسیدن به جهان شخصیت را شکل میداد.
این بازیگر با تاکید بر اهمیت اعتماد کارگردان به بازیگر بیان کرد: یکی از ویژگیهای مهم تجربه من در «دُزو» این بود که صادق بقایی این فرصت را در اختیارم گذاشت تا خودم را در موقعیتهای تازه محک بزنم. به نظرم نویسنده و کارگردان باید به بازیگر امکان تجربه کردن بدهند تا بتواند جنبههای متفاوتی از تواناییهایش را کشف کند. این اعتماد برای من بسیار ارزشمند بود.
حسینی ادامه داد: دقت کارگردان در طراحی بازیها و میزانسنها باعث میشد بدانم در هر پلان و سکانس چه کاری باید انجام دهم. همه چیز با تمرین و بررسی پیش میرفت و بازیگر با آگاهی بیشتری مقابل دوربین قرار میگرفت. امیدوارم دیگر فیلمسازان نیز برای ساخت شخصیتها و آمادهسازی بازیگران همین اندازه وقت بگذارند و برای این بخش از تولید ارزش قائل شوند؛ چرا که چنین رویکردی هم به کیفیت کار کمک میکند و هم لذت تجربه بازیگری را افزایش میدهد.
وی در پایان، درباره اهمیت جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران برای فیلمسازان جوان اظهار کرد: به نظرم جشنواره فیلم کوتاه تهران یکی از بهترین فرصتها برای جوانانی است که میخواهند خودشان را نشان دهند، تجربه کنند و از مسیر آزمون و خطا به شناخت بیشتری از تواناییهایشان برسند. این جشنوارهها فقط محل نمایش فیلم نیستند، بلکه فرصتی برای دیدار، گفتوگو، تبادل ایده و کمک کردن به یکدیگر نیز فراهم میکنند.
حسینی خاطرنشان کرد: در شرایطی که بخش زیادی از ارتباطات اجتماعی به فضای مجازی منتقل شده و افراد بیشتر در تنهایی خود قرار گرفتهاند، چنین رویدادهایی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. یکی از جذابیتهای سینمای کوتاه برای من، فضای دوستانه و ارتباط عمیقی است که میان اعضای این سینما شکل میگیرد؛ فضایی که امیدوارم همچنان حفظ شود و ادامه پیدا کند.