وب گردی

آرزوها و اوهام دشمنان ایران

سخنرانی اخیر وزیر خارجه آمریکا مارک (مارکو) روبیو در یونان، خطاب به متحدان اروپایی، حساسیت و واکنش بسیاری را برانگیخت.

مسعود رضوی 

چنان داد که نوشین روان قباد 

به اندرزنامه چنین کرد یاد 

که هرکو سلیحش به دشمن دهد 

همی خویشتن را به کشتن دهد 

که چون باز خواهد کِش آید به کار 

بد اندیش با او کندر کارزار 

(شاهنامه فردوسی)

سخنرانی اخیر وزیر خارجه آمریکا مارک (مارکو) روبیو در یونان، خطاب به متحدان اروپایی، حساسیت و واکنش بسیاری را برانگیخت. او از ریشه‌های تاریخی یونانی و رومی به گونه‌ای سخن گفت که انگار ایالات متحده به صورت طبیعی ادامه همان تحولات در دگردیسی تاریخ بوده و تنها در پیچ اعتقادات مسیحی، آب تعمید هم بر سر وکله آنها ریخته‌اند تا بر زره روم، صلیب مسیح هم نقش شود و یک جنگ نژادی ـ تمدنی ـ مذهبی تمام عیار شکل بگیرد. 

روبیو البته اصلا لاتین‌تبار و شخصاً کوبایی‌الاصل است و این اطوارها هیچ سنخیتی با ریشه‌های نژادی و حتی اهداف حزبی وی در آمریکا ندارد. در واقع او و دونالد ترامپ به خوبی می‌دانند که مسأله اروپایی‌ها، اوکراین و مخاطرات روسیه در مرزهای اروپای شرقی است. درست در جایی که رئیس جمهور ایالات متحده دیگر حاضر به هزینه‌کردن برای نیروهای واکنش سریع در سازمان نظامی ناتو نیست.

 ترامپ از همان ابتدای دور اول ریاست‌جمهوری خود در حضور آنگلا مرکل و دیگر سران اتحادیه اروپا سخنرانی تندی کرد و خطاب به متحدان اروپایی گفت: «باید هزینه و مسئولیت دفاع از اروپا را خودتان تقبل کنید. آمریکا پول خود را برای دیگران خرج نمی‌کند!»

همین رویکرد بود که در جنگ و تجاوز اسرائیل و آمریکا علیه ایران، از پیوستن اروپائیان به آمریکا و شرکت در جنگ حتی برای حفاظت از عبور کشتی‌های نفتی و دیگر محموله‌های انرژی و باری از تنگه هرمز، مانع ایجاد کرد و آنها تصمیم گرفتند موضع دیگری اتخاذ کنند.

اروپایی‌ها البته از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ایجاد موانع و تحریکات بین‌المللی هر کمکی به آمریکا و علیه ایران کرده و می‌کنند. نمونه بارز آن، تصویب‌نامه مکانیسم ماشه و بازگرداندن و ابقای تحریم‌های بین‌المللی مصوب سازمان ملل، در آستانه یورش ناجوانمردانه و بی‌رحمانه به ایران بود. این دورویی از آنها بعید نبود. اما اینکه تحت تأثیر سخنان وزیر خارجه آمریکا درباره جنگ‌های باستانی عهد پریکلس و خشایارشاه یا سزارهای روم و پادشاهان ساسانی قرار بگیرند، بعید است. حتی تصور نمی‌کنم مردم یونان و مورخان و دانشوران و اهل فضل و فرهنگ و سیاستمداران آن کشور باستانی هم ذره‌ای از این خطابه مضحک اثر گرفته باشند. 

با این همه، نباید اهداف آمریکا از این موضع‌گیری را کوچک شمرد. اگر مردم با سواد و خردمند و تاریخ‌دان و متمدن در پس این قضیه نیستند؛ در عوض جاه‌طلبان و مافیای قبایل تازه به دوران رسیده و نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب و صهیونیست‌های راست‌گرا (که جملگی در نژادپرستی و جنگ‌افروزی مشترک‌المنافع هستند) از این نوع سخنان سرمست می‌شوند و ایستاده برای وزیر خارجه آمریکا دست می‌زنند. 

روز ۱۳ مهر جاری، در همین ستون، یادداشتی با عنوان «در شرق چه می‌گذرد؟» به همین قلم منتشر شد. در آنجا به افزایش سیستماتیک خشونت و توطئه‌های تازه به واسطه سازماندهی، ولخرجی و پول زیادی که از امارات و عربستان وارد می‌شود، سلاح‌های متفاوت و سازماندهی گروه‌های متعدد تروریستی اشاره کردم. از آن روز تا این لحظه، اتفاقات متعدد افتاده و عزیزان و خدمتگزارانی به شهادت رسیده‌اند. نه فقط از نیروهای نظامی و انتظامی، بلکه از نیکوکاران و کارگزارانی که امور مردم محروم را تمشیت می‌کردند.

 اکنون به نقش امارات متحده عربی و جاه‌طلبی روزافزون و خطر این شیخ‌نشین مرموز و متحد آشکار رژیم صهیونیستی دوباره اشاره می‌کنم و هشدار می‌دهم. یک کشور هزاران ساله با نود میلیون جمعیت و فرهنگ و تمدنی درخشان، البته هیچگاه مقهور توطئه و نیرنگ و حسادت جماعت نودولت فاقد عقبه و فرهنگ و تاریخ نخواهد شد. اما همکاری صریح با نتانیاهو و موساد، زنگ خطر را در نزدیک‌ترین و حساس‌ترین منطقه مرزی در جنوب ایران باید به خطر درآورد. 

برای درک آنچه در مخیله رهبران و سیاستگران شیخ‌نشین امارات متحده می‌گذرد، تنها نگاه طمعکارانه آنها به جزایر ایرانی در خلیج‌فارس کفایت نمی‌کند.

 اخیراً سالم الکتیبی تحلیلگر سیاسی اماراتی مقاله تأمل‌انگیزی در روزنامه جروزالم‌پست اسرائیل نوشته است که آرزوهای این جماعت را فراتر از خاک پاک جزایر ایران برملا می‌کند. خیال خام و سودای رهبران هفت شیخ‌نشین که زیر چتر شیخ زاید با هم متحد شده‌اند، علی‌الظاهر این است که ایران تنها یک مزاحم است؛ صورت و محتوای مسئله اصلا جمهوری اسلامی و نظام حاکم بر ایران نیست، معادله باید تغییر کند و قدرت ایران از این کشور در سیاست، ارتش و دفاع، فرهنگ و تمدن و تخصص، جمعیت و جغرافیا و … سلب شود. 

آری، این دقیقاً همان چیزی است که نویسنده اماراتی تصور کرده است در پی شعارهای ترامپ و روبیو و احتمالا تحریک و القای نتانیاهو و رئیس یا ماموران موساد، به صراحت نوشته است. 

تغییر رژیم، تهدید ایران Irans threat را در منطقه برطرف نمی‌کند؛ چرا که ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی و موقعیت جغرافیایی مهمی است. الکتیبی می‌نویسد: «از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به عنوان پاسخ نهایی به مسأله مطرح شود، در بهترین حالت فقط راه‌حلی ناقص! است… با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینه منطقه‌ای احتمالا دوباره ظاهر خواهند شد، اما این بار در قالب ملی‌گرایی، در قالب انقلاب».

جالب‌ترین قسمت این ماجرا «مسئله جغرافیای ایران» است وگرنه مسأله کشتن فرماندهان یا یک حکومت و برنامه خاص نیست بلکه، مسأله، خود ایران است و امکان بازسازی قدرت این مملکت توسط مردم آن. 

نویسنده اماراتی، احتمالا  آرزوهای برخی دیگر از رهبران همسایه، ازجمله عربستان را به تقریر معلمان اسرائیلی می‌نویسد و سرانجام نسخه و نتیجه‌گیری را هم اعلام می‌کند: «تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم، اگر با رضایت ملی و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق (فدرال!) در امور منابع و مسائل مالی اختیارات بیشتری بدهند و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند».

تفسیر این عبارات ساده است. یعنی تجزیه ایران به دولت‌های کوچک و بی‌قدرت که خارجی‌ها در آن نفوذ دارند و دولت مرکزی نمی‌تواند دخالتی در آنها داشته باشد! دولت مرکزی محدود شود و نتواند در امور خارجی توانمندی و تصمیمات ملی را برای این دولت‌های درون کشور تجویز کند. یعنی ایران، هیچ نقشی نه برای خود، نه برای منطقه و نه برای آینده نداشته باشد و حتی برای سرنوشت و سرمایه و نقش استان‌های خود بنگرد که چه کسی زودتر ورق بازی را رو می‌کند و دولت مرکزی فقط تماشا کند! 

تحلیلگر اماراتی در روزنامه اسرائیلی می‌نویسد: «جهان بارها پروژه قدرت ایران را کُند کرده است اما هرگز توان این کشور برای بازسازی قدرت را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده قدرت در ایران را دست نخورده باقی می‌گذارد.»

روشن است که از ابتدا، همان‌طور که تمام نویسندگان و تحلیل‌گران صهیونیست همواره در نهان و آشکار می‌گفتند؛ ایران در هر صورت یک مخاطره جدی و رقیب هژمونی و برتری منطقه‌ای برای اسرائیل است. 

بیان این موضوع از زبان صهیونیست‌های بدنام، البته دیگر چندان اثری ندارد و برای گیرایی و تبلیغات در محافل عربی؛ به قول مولانا جلال‌الدین: 

خوشتر آن باشد که سر دلبران 

گفته آید در حدیث دیگران 

پس می‌بینیم که نهایتاً آمریکایی‌ها با تبلیغات باستانی، به جنگ «بربرها» می‌روند تا افتخار و قدرت را به فرزندان یونان و روم بازگردانند.

بنی اسرائیل به سراغ «عمالیق» یعنی ایرانیان رفته و پروژه توراتی «از نیل تا فرات» را با کمک برادرخوانده‌های عرب که از نسل‌هاجر، و البته از نظر آنها از نژادی دون و فرومایه هستند، به اجرا می‌گذارند و امارات نوظهور و نودولت هم که هفت شیخ بودند و نتوانستند یک کشور تشکیل‌دهند، در جغرافیای بیابانی جنوب خلیج‌فارس در سال ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ (با پیوستن رأس الخیمه) اتحادی از امارات را شکل دادند و ۵۵ سال بعد از آن که ایران پارلمان و قانون اساسی داشته و نهادهای مدنی را برای خود تعریف و ثبت کرده است، تازه با مفاهیم جدید روبه‌رو شدند، اینک سودای تجزیه بزرگ‌ترین و اولین دولت تاریخی و تنها تمدن دوام آورده در تاریخ را، به انشای معلمان اسرائیلی بیان می‌کنند. 

عربستان که زیر ضرب نیروهای انصارالله گرفتار و درگیر شده است، به خوبی محدودیت توان نظامی و جنگی اعراب منطقه را نشان می‌دهد. اتکای آنان به آمریکا و سپس استمداد از پاکستان و ترکیه بیانگر آن است که چاره‌ای ندارند جز آن که به نیروهای خارجی متوسل شوند و هیچ اراده درونی و اتکایی به مردم خود ندارند.

آمریکا خارج از منطقه و در پی منافع مالی است و ترامپ هر لحظه سودایی دارد، پس دست به دامان اسرائیل شده‌اند. نتانیاهو که برادران آنها را قتل عام کرده و می‌کند، البته در حال لبخند زدن است. دیکته امارات در کلاس اول، نمره خوبی می‌گیرد، اما به زودی تاوان دردناک و شاید عواقب غیرقابل جبران به سراغ حضرات شیوخ خواهد آمد. 

مولانا خطاب به امثال اینها فرمود: 

آرزو می‌خواه، لیک اندازه خواه 

بر نتابد کوه را یک برگ کاه 

آفتابی کز وی این عالم فروخت 

اندکی گر پیش آید جمله سوخت 

* با سپاس از «محمدرضا اسلامی» برای ترجمه بخش‌های متخب از جروزالم پست. 

رضا کاظمی اصل

به‌عنوان خبرنگار حوزه تولید و تجارت، تمرکز من بر پوشش اخبار و تحلیل‌هایی است که نقش اصلی را در شکل‌گیری بازارها و صنایع ایفا می‌کنند. با ارائه اطلاعات دقیق و موثق از تولید و تجارت داخلی و بین‌المللی، هدف من کمک به آگاهی بیشتر مخاطبان درباره مسیرهای رشد اقتصادی است.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا