یادداشت

پسر پولدار، پسر بی‌پول!

سال‌هاست که «پدر پولدار، پدر بی‌پول» به یکی از شناخته‌شده‌ترین روایت‌های عامه‌فهم درباره‌ ثروت و موفقیت مالی تبدیل شده است. روایتی که ایده‌ مرکزی آن ساده بود؛ تفاوت در نگرش به پول، سرمایه‌گذاری و ریسک که می‌تواند سرنوشت اقتصادی افراد را تغییر دهد. اما در میانه‌ دهه‌ سوم قرن بیست‌ویکم، به نظر می‌رسد که صورت مسئله تغییر کرده است. امروز دیگر تنها این پرسش مطرح نیست که چه پدری فرزند خود را بهتر برای آینده آماده می‌کند؛ بلکه باید پرسید چرا فرزندانی که در خانواده‌های مشابه رشد کرده‌اند، در بزرگسالی به نتایج اقتصادی کاملاً متفاوتی می‌رسند.

* معصومه قربانی، پژوهشگر ارتباطات و برند

در کشوری مانند ایران، هرگونه بحث درباره‌ ثروت و موفقیت اقتصادی اگر از واقعیت‌های ساختاری فاصله بگیرد، خیلی زود به شعار تبدیل می‌شود. برخلاف برخی روایت‌های رایج توسعه فردی، نمی‌توان انکار کرد که خانواده، طبقه‌ اجتماعی، دارایی‌های موروثی، شبکه‌ ارتباطات و موقعیت اقتصادی والدین همچنان تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر مسیر زندگی فرزندان دارند. بدیهی‌ست کسی که در خانواده‌ای برخوردار متولد می‌شود، معمولاً به آموزش بهتر، ارتباطات گسترده‌تر، امنیت مالی بیشتر و فرصت‌های متنوع‌تری دسترسی دارد. بنابراین قرار نیست با یک روایت رمانتیک ادعا کنیم که در عصر دیجیتال، همه از نقطه‌ای برابر، مسابقه را آغاز می‌کنند.

اما با پذیرش این واقعیت، همچنان یک پرسش مهم باقی می‌ماند؛ چرا در میان فرزندان یک طبقه‌ اجتماعی، یک خانواده یا حتی یک خانه نیز، سرنوشت‌های اقتصادی متفاوتی شکل می‌گیرد؟ شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار مفهوم «پدر پولدار، پدر بی‌پول» از زاویه‌ دیگری نیز به مسئله نگاه کنیم؛ از زاویه «پسر پولدار، پسر بی‌پول!» تفاوت این دو روایت در این نکته نهفته است که اولی بر منشأ ثروت و سرمایه تمرکز دارد و دومی بر نحوه‌ مواجهه با این ثروت و سرمایه. در واقع مسئله‌ اصلی این است که نسل جدید با آنچه به ارث برده، چه می‌کند.

اقتصاد ایران طی دو دهه‌ گذشته دستخوش تغییرات متعددی بوده است. بسیاری از مسیرهای سنتیِ ارتقای اقتصادی یا کند شده‌اند یا کارایی گذشته را ندارند. در عین حال، فناوری، اینترنت و اقتصاد پلتفرمی فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کرده‌اند که پیش‌تر وجود نداشت. در چنین شرایطی شکاف جدیدی در حال شکل‌گیری است؛ شکافی که الزاماً میان فقیر و غنی نیست، بلکه میان کسانی است که منطق اقتصاد جدید را درک می‌کنند و کسانی که همچنان با قواعد قدیمی به آینده نگاه می‌کنند.

در اینجا «پسر پولدار» لزوماً صاحب سرمایه‌ بزرگ یا وارث یک کسب‌وکار خانوادگی نیست. او کسی است که سرمایه‌های جدید را می‌شناسد. می‌داند که مهارت، داده، شبکه‌ ارتباطی، زبان خارجی، توانایی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و دسترسی به بازارهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به تدریج به دارایی‌های تعیین‌کننده‌ اقتصاد قرن بیست‌ویکم تبدیل شده‌اند.

در مقابل، «پسر بی‌پول» ممکن است از نظر مالی در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد، اما همچنان جهان را از دریچه‌ای ببیند که متعلق به چند دهه قبل است. برای او شغل همچنان فقط یک استخدام رسمی است، فناوری صرفاً ابزاری برای سرگرمی است و یادگیری پس از پایان مدرسه و دانشگاه عملاً متوقف می‌شود. در چنین وضعیتی، حتی برخورداری از منابع مالی نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده‌ حفظ موقعیت اقتصادی در بلندمدت باشد.

اما شاید تفاوت اصلی نه در میزان دارایی و نه حتی در سطح مهارت باشد. در بسیاری موارد، آنچه سرنوشت اقتصادی افراد را تغییر می‌دهد، روایتی است که از خود و آینده‌شان می‌سازند. افراد پیش از این‌که در بازار کار یا فضای کسب‌وکار با دیگران رقابت کنند، در ذهن خود تصویری از توانایی‌ها، محدودیت‌ها و افق پیش رویشان شکل می‌دهند. همین تصویر ذهنی است که تعیین می‌کند یک فرصت دیده شود یا نادیده بماند، یک تغییر تهدید تلقی شود یا امکان رشد.

موضوع مهم دیگر، تغییر ماهیت سرمایه است. در اقتصاد سنتی، سرمایه عمدتاً ماهیتی فیزیکی داشت؛ زمین، ساختمان، ماشین‌آلات یا منابع مالی. اما در اقتصاد دیجیتال، بخش مهمی از ارزش در دارایی‌های نامشهود شکل می‌گیرد. یک برند شخصی، یک کانال رسانه‌ای، یک جامعه‌ مخاطب، یک مهارت تخصصی یا حتی توانایی تحلیل داده می‌تواند در مواردی، ارزشی فراتر از بسیاری دارایی‌های فیزیکی ایجاد کند.

این تغییر البته به معنای بی‌اهمیت شدن پول نیست. برعکس، پول همچنان مزیت مهمی محسوب می‌شود. اما تفاوت در اینجاست که پول دیگر تنها منبع قدرت اقتصادی نیست. برای نخستین بار در تاریخ معاصر، نوع دیگری از سرمایه در حال ظهور است که امکان انباشت آن صرفاً در اختیار طبقات ثروتمند قرار ندارد.

شاید به همین دلیل، عنوان «پسر پولدار، پسر بی‌پول» بیش از این‌که درباره‌ میزان دارایی افراد باشد، درباره‌ نوع نگاه آن‌ها به آینده است. برخی نسل جدید را صرفاً وارثان سرمایه‌های گذشته می‌بینند، اما در واقع، آنان بیش از هر نسل دیگری در معرض ساختن یا از دست دادن سرمایه‌های تازه قرار دارند.

اگر «پدر پولدار، پدر بی‌پول» روایت تفاوت نگرش والدین به پول بود، «پسر پولدار، پسر بی‌پول» می‌تواند روایت تفاوت واکنش فرزندان به جهانی باشد که هر روز قواعد خود را بازنویسی می‌کند؛ جهانی که در آن میراث مالی مهم است، اما کافی نیست. زیرا در دنیایی که هر فرد بیش از هر زمان دیگری به یک رسانه تبدیل شده است، موفقیت تنها محصول دارایی‌های موروثی نیست؛ محصول توانایی ساختن نوعی هویت، تصویر، شبکه و روایت معتبر از خود است. «پسر پولدار» و «پسر بی‌پول» بیش از آنکه دو وضعیت مالی باشند، دو مدل ذهنی هستند؛ یکی در حال خلق ارزش و دیگری در حال مصرف آن. و شاید مهم‌ترین سرمایه‌ نسل جدید، آن تصویر و ادراک و هویتی باشد که می‌تواند از خود به عنوان یک برند در قاب آینده بسازد.

تحریریه توسعه برند

“تحریریه توسعه برند” متشکل از تیمی حرفه‌ای از نویسندگان، ویراستاران و کارشناسان است که با ارائه مقالات تخصصی و پوشش خبری دقیق، مأموریت خود را در ارتقای دانش و توانمندی مخاطبان دنبال می‌کند. هدف ما همراهی شما در مسیر آگاهی، رشد و توسعه برندهای موفق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا