همه چیز در باره فیلم «صد سال به این سال ها»

بعد از اینکه فیلم «صد سال به این سالها» ساخته سامان مقدم پس از ۱۹ سال رفع توقیف شد، چند روزی اول تماشای این فیلم در اولویتهایم نبود تا اینکه شنبه صبح متوجه شدم که روزنامه کیهان در یادداشتی به این رفع توقیف نصف و نیمه اعتراض کرده و گفته که فیلم طاغوت (حکومت پهلوی) را تطهیر کرده است. در نتیجه کنجکاو شدم که در اولین فرصت فیلم را تماشا کنم.
وقتی به تماشای فیلم نشستم، هر چقدر دقت کرده و فیلم را بالا و پایین کردم متوجه نشدم که دقیقا کجای فیلم قصد داشته حکومت پهلوی را تطهیر کند. اولا که بخش کوتاهی از فیلم در دوره پهلوی بوده، اما باز هم با این حال، نفهمیدم کجای فیلم تطهیر پهلوی بوده است؟ شاید نویسنده یادداشت کیهان فیلم دیگری را تماشا کرده و یا چیزی را دیده که ما متوجه نشویم. مثلا شاید رنگ صندلی در رستوران نمادی بوده و ما از درک آن غافل بودهایم. البته امیدواریم اصلا فیلم را دیده باشند.
جدای از موضوع کیهان، سوال اصلی این است که علت توقیف ۱۹ساله فیلم چه بوده است؟ دلیلی که به صورت رسمی اعلام نشده، اما با عقل خودم که فیلم را تماشا کردم، نه در بخش مربوط به پهلوی چیزی دیدم که قابلیت این را داشته باشد که فیلم را توقیف کند و نه در قسمتهای مربوط به دهه ۶۰ و دهه ۸۰. مگر اینکه حرف تکراری «سیاهنمایی» را بخواهند بگویند که آن را هم نمیتوان پیدا کرد. چه در بحث مشکلات و سختی خانوادهای که پدر ندارد میتوان موضوع را کتمان کرد و چه در بحث سنگاندازیها پیش پای فعالان دانشجویی میتوان موضوع را منکر شد. به وضوح نمونههای روشنی از همه موضوعها در جامعه وجود داشته است.
“”توسعه برند را در بله و سروش پلاس دنبال کنید””
جدای از اینها، نباید فراموش کرد که نام شخصیت اصلی فیلم «ایران» است. شخصیتی که سختیهای فراوانی را میکشد، اما استوار ایستاده و تا پایان فیلم به فکر فرزند و فرزند خواندهاش است. آیا وطن غیر از این است که با همه وجود همه فرزندانش را در آغوش بگیرد؟ برای ما که ایران چنین معنی میدهد و همیشه گفتهایم ایران برای همه ایرانیان است و آغوش وطن برای همه باز است.
بحثی کلانتر از فیلم
همانطور که در ابتدای یادداشت اشاره کردم، این چند خط تنها به بهانه «صد سال به این سالهاست» و بحث کلانتر از این حرفهاست. شاید اگر بخواهیم نقدی درباره این فیلم بنویسیم، کفه ترازوی ایراداتی که از نظر سینمایی میتوان به فیلم گرفت، بسیار سنگینتر از محاسن فیلم باشد و نتوان آن را از نظر سینمایی فیلم خوبی قلمداد کرد. بحث نوع رفتارهایی است که نمیتوان منطقی برای آن پیدا کرد.
همین چند ماه پیش هم که فیلم «لاکپشت» رفع توقیف شد، وقتی آن را در سینما تماشا کردم حتی یک دلیل منطقی پیدا نکردم که بتوانم بگویم به این علت فیلم توقیف شده است.
بحث این است که اصولا پشت تصمیمات اینچنینی به سختی میتوان دلیل و منطقی درست را پیدا کرد که بتوان براساس آن یک درصد هم به توقیفکنندگان حق داد.
آنچه که به نظر میرسد، این است که شاید سلیقه شخصی و احتمالا علایق یک گروه کوچک سیاسی، در این نوع رفتارها پررنگتر از تصمیمهای منطقی باشد، رفتارهایی که ریشه در همان گروهی دارد که در دهه ۷۰ بر سر اکران «آدم برفی» آن کارها را کردند، گروهی که این روزها پا به سن گذاشته، اما جوانترهایشان هنوز هستند.»
کاش یکبار هم که شده، شفاف بودن را انتخاب کنند و وقتی اثری را توقیف کردند، دلایل توقیف را بگویند شاید برای یکبار هم که شده به آنها حق دهیم نه اینکه به تماشای اثر بنشینیم و نتوانیم چیزی پیدا کنیم.