هفتخان دریافت تسهیلات بانکی برای بخش تولید

انواع متفاوتی از تسهیلات بانکی که قابل ارائه به شرکتها هستند بر روی کاغذ وجود دارند، اما در واقع دو راه به زبان ساده برای دریافت وام توسط شرکتها وجود دارد؛ یکی داشتن رابطه و ضابطه خوب با بانکها و دیگری داشتن سند ملکی جهت دریافت تسهیلات.
مهراد عباد . «کار از من، پول از تو» یا «پول از من، کار از تو» روش کارآمدی بود که در گذشته نهچندان دور در ایران سرمایه در گردش کارآفرینان را تامین میکرد. اما با گذر زمان و تغییر نگرش و فرهنگ اقتصادی و افزایش بیاعتمادی در جامعه کارآیی این روش از تامین مالی که بیشتر در خانوادهها اتفاق میافتاد کمرنگتر شد.این درحالی است که تامین سرمایه در گردش مورد نیاز یک کسب و کار از اصلیترین ارکان موفقیت یک سازمان است و افزایش سرمایه در گردش هر بنگاهی در هر سنی احتمال موفقیت و رشد آن بنگاه را تا حدود زیادی تضمین میکند.
شرکتهای بزرگ یا کوچک، روشهای مختلفی برای تامین مالی مورد نیاز خود دارند. شرکتهای کوچک در بدو تاسیس با سرمایه اندک سهامداران آن شکل میگیرند و بعد از گذشت چند سال سرمایه سهامداران کفاف کار را نمیدهد و تامین سرمایه از بانکها به امری ناگزیز تبدیل میشود و در صورت رشد شرکت و تبدیل آن به شرکت سهامیعام امکان تامین سرمایه از طریق بازار سرمایه و بورس نیز ممکن میشود. لذا میتوان گفت مهمترین مرجع تامین مالی درصد زیادی از شرکتها بانکها هستند.
رانت در ارائه تسهیلات
انواع متفاوتی از تسهیلات بانکی که قابل ارائه به شرکتها هستند بر روی کاغذ وجود دارند، اما در واقع دو راه به زبان ساده برای دریافت وام توسط شرکتها وجود دارد؛ یکی داشتن رابطه و ضابطه خوب با بانکها و دیگری داشتن سند ملکی جهت دریافت تسهیلات.
شوربختانه با توجه به محدود بودن منابع بانکی برای ارائه تسهیلات، تقسیم این منابع را تبدیل به قدرت و رانت کرده است و شرکتهایی در این ماراتن تقسیم منابع موفقتر میشوند که روابط گستردهتری دارند و در خیلی از موارد با زیر پا گذاشتن اخلاقیات سهم خود را افزایش میدهند.
از طرف دیگر متاسفانه سیستم بانکی ما هیچگونه ریسکی را تحمل نمیکند و تمام ریسک را بر گردن بخش خصوصی میاندازد و با دریافت سندهای ملکی خیال خود را بابت از دست دادن منابع راحت میکند. غافل از اینکه بسیاری از جوانان کارآفرینی که قصد شروع کسب و کار خود را دارند دارای این اسناد ملکی نیستند چه اگر داشتند با فروش آن سرمایه خود را تامین میکردند تا دردسرهای گذراندن هفت خان گرفتن تسهیلات را به جان نخرند.
درهمینحال، سالانه بانکها هزینههای زیادی از جمله هزینه اعتبارسنجی از مشتریان خود دریافت میکنند اما اعتبارسنجیها تاثیر زیادی در دریافت وام ندارد، چرا که در اصل رابطه و سند ملکی از آن خیلی برای بانکها اهمیت بیشتری دارند.
خروج بانکها از کارکرد اصلی
باید توجه داشت شرکتهای بخش خصوصی مخصوصاً شرکتهای کوچک و متوسط که میتوانند سبب ایجاد رشد تولید و توسعه اقتصادی کشور شوند برای گسترش فعالیت خود نیاز به افزایش سرمایه دارند اما متاسفانه بانکها دراین مسیر از کارکرد اصلی خود خارج شدهاند و نمیتوانند مامن امنی برای کارآفرینان باشند.
بانکها به جای حمایت از بنگاهها برای رشد و توسعه کشور، خود بنگاهداری میکنند و با ورود سرمایه خود به بازارهایی مانند بازار مسکن باعث ایجاد تلاطمهایی در آن بازارها میشوند.
بدینترتیب، این روزها کمتر کسی است که به شرایط سخت اقتصادی اذعان نداشته باشند و از طرفی تسهیل فضای کسب و کار که مسئولیت تیم اقتصادی دولتهاست جزو اولویتهایشان نیست. بخش خصوصی باید برای توسعه کسب و کار خود به هر طریق تامین سرمایه کند تا از افول شرکت خود جلوگیری کند و کارگران و کارمندان خود را حفظ کند.
شوربختانه، کارآفرینان ما مجبورند یا اخلاق کسب و کار را رعایت نکنند و خود را غرق در فساد موجود بابت دریافت رانت وام کنند یا با حفظ اخلاق حرفهای از بین راههای موجود راهی را پیدا کنند یا راههای خلاقانه جدیدی کشف کنند. با بیتدبیریهای موجود برای تدوین فرآیندهای سرمایهگذاری، سرمایه گسترده سرگردانی در دست مردم است که نمیدانند چطورر با آن سرمایهگذاری کنند. در کنار آن فرهنگ غلط رایج اقتصادی جامعه و دولتها که ملغمهای است از گوشه و کنار متون اقتصادی منسوخ قدیمی شکست خورده و نه علم روز اقتصاد ، باعث شده است ماشین، سکه، دلار تبدیل به کالایی امن برای سرمایهگذاری مردم عادی بشود.
شاید جمع کردن این سرمایه بسیار در بین اطرافیان با ایجاد اعتماد و بستری شفاف و قانونی برای انجام کسب و کاری که به توسعه ایران منجر شود بتواند در این شرایط سخت راهکاری برای شرکتهای خیلی کوچک و کوچک باشد و برای شرکتهای کمی بزرگتر فروش سهام شرکت در بین همکاران و خانوادههای آنها بتواند راهکاری برای عبور از این بحران باشد.
در کنار آن ایجاد ارتباطی دوستانه، اخلاقی و حرفهای با بانکی که میتواند بهترین کارآیی را برای کسب وکارها داشته باشد مسلماً میتواند با وجود شرایط سخت دریافت تسهیلات، فرآیند را تسهیل کند. از آنجا که میزان کارآیی هر بانک و هر شعبه آن با هم متفاوت و یک نسخه واحد برای عملکرد بانکها نمیتوان نوشت ؛ به طوری که حتی با تغییر یک مدیر بانک امکان تغییر شرایط وجود دارد، لذا ارتباط پیوسته با آنها و شناسایی بهترین شعبه در اطراف محل کار و تمرکز فعالیت با آن بانک نیز میتواند راهگشا باشد.
از طرفی تسلط پرسنل مالی شرکت به مهارت اصول و فنون دریافت تسهیلات مسلماً میتواند شما را در صف دریافت این وامها جلو بیندازد.
درنهایت هم باید گفت با وجود تورمهای فزاینده موجود و میزان سود دستوری تسهیلات بانکی، بانکها منابع خود را در اصل به صورت رایگان در اختیار دریافتکنندگان قرار میدهند و محدودیتهای این منابع و تفاوت قیمت واقعی با بهای دستوری پول در بازار، امضای طلایی برای مدیران بانکی ایجاد و ترکیب آنها محلی برای فساد و سود سرشار ایجاد کرده است؛ لذا الزامی است با تغییر نگرش و اصلاح فرآیندهای موجود در سیستم بانکی اولویت پرداخت تسهیلات، اعتبار شرکت های تولیدی باشد تا به حفظ و گسترش اشتغال، رشد تولید و مهار تورم لجام گسیخته منجر شود.