افشاگری تازه درباره یک اتحاد ضد ایرانی | تله مشترک ترامپ و نتانیاهو چه بود؟

آشکار شدن نشانههای تزلزل در اتحاد راهبردی رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر رژیمصهیونیستی بیش از پیش مورد توجه رسانههای بینالمللی قرار گرفته است.
همشهری آنلاین – گروه سیاسی: پیامدهای شکست محور واشنگتن و تلآویو در جنگ علیه ایران بیش از گذشته در حال نمایان شدن است و رابطه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، که تا همین اواخر بهعنوان یکی از مستحکمترین ائتلافهای سیاسی و امنیتی جهان شناخته میشد، اکنون بیش از هر زمان دیگری نشانههای تنش، بیاعتمادی و تضاد منافع را بروز دادهاست.
رسانه انگلیسی «میدل ایست مانیتور» به تازگی در گزارشی تحلیلی، با استفاده از استعاره «دو عقرب در یک شیشه» استدلال میکند پیوند میان این دو رهبر نه بر پایه اعتماد یا همسویی راهبردی، بلکه براساس نیاز متقابل برای حفظ موقعیت سیاسیشان شکل گرفته است؛ رابطهای که با تداوم جنگهای منطقهای، افزایش فشارهای داخلی و اختلاف بر سر نحوه مدیریت بحرانهای خاورمیانه، به مرحلهای شکننده رسیدهاست. مهمترین محورهای این گزارش را در ادامه میخوانید:
تمثیل دو عقرب
- ترامپ و نتانیاهو بیش از آنکه به یکدیگر اعتماد داشته باشند، به هم نیاز دارند و همین نیاز متقابل، نه باورها یا اعتقادهای مشترک، تنها عاملی است که هنوز این ائتلاف را سر پا نگه داشتهاست.
- حکایتی قدیمی درباره دو عقرب درون یک شیشه وجود دارد؛ هیچیک راه گریزی ندارند؛ هیچکدام به دیگری اعتماد نمیکند و دیر یا زود، یکی به دیگری نیش میزند؛ نه از سر میل به کشتن، بلکه چون ماندن در آن شیشه دیگر غیرقابل تحمل شدهاست.
- اکنون، ترامپ و نتانیاهو همان دو عقرب هستند و آن شیشه، چیزی نیست جز ویرانههای خاورمیانهای که خودشان در ساختنش نقش داشتند.
همپیمانی بر پایه توهم پیروزی
- بخش عمدهای از یک سال گذشته، این دو نفر گامبهگام در کنار یکدیگر حرکت کردند.
- میل ترامپ به نمایشهای پرزرقوبرق، با مهارت نتانیاهو در تبدیل فاجعه به ظاهری شبیه پیروزی، کاملاً همخوان بود.
- نتانیاهو ترامپ را متقاعد کرد که ایران را میتوان به سرعت، با هزینهای ناچیز و بدون دردسر جدی درهم شکست.
- ترامپ نیز این روایت را پذیرفت، زیرا باور کردن آن برایش آسانتر از تردید کردن بود و تردید هرگز سرمایه سیاسی مورد علاقه ترامپ نبودهاست.
- جنگ آغاز شد، اما ایران فرو نپاشید و هنگامی که زمان پرداخت هزینهها فرا رسید، قبض آن نه مقابل خانه نتانیاهو، بلکه مقابل در خانه ترامپ قرار گرفت.
مرشایمر چه میگوید؟
- جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو که سالها روابط آمریکا و اسرائیل را مطالعه کرده، این ماجرا را با صراحتی کمنظیر چنین توصیف میکند: نتانیاهو ترامپ را قانع کرد جنگ کوتاه و قاطع خواهد بود و ترامپ آنقدر سادهلوح بود که این ادعا را باور کرد.
- مرشایمر آشکارا استدلال کرده اسرائیل و لابیهای حامی آن نفوذ تعیینکنندهای بر ترامپ دارند و رئیسجمهور آمریکا بارها نشان داده حاضر است مطابق خواست اورشلیم عمل کند.

ماجرای لبنان
- سپس نوبت لبنان رسید؛ جایی که الفاظ تند، حقیقتی را آشکار کردند که دیپلماسی مؤدبانه هرگز بیان نمیکند.
- براساس گزارشهایی درباره تماس تلفنی ۱۵ دقیقهای، که خود ترامپ نیز آن را تأیید کرده، رئیسجمهور آمریکا با فریاد از نتانیاهو پرسید که «اصلاً چه کار میکنی؟».
- گفته میشود ترامپ او را «دیوانه» خطاب کرد و یادآور شد اگر حمایت آمریکا نبود، اکنون باید در زندان میبود و با شدیدترین لحن ممکن به او هشدار داد بهدلیل اقداماتش، جهان از او متنفر شدهاست.
- این، زبان یک اتحاد راهبردی نیست، بلکه زبان صاحبملکی است که بر سر مستأجری فریاد میزند که ساختمان را به آتش کشیده و هنوز انتظار دارد برایش توصیهنامه هم بنویسند.
واکنش نتانیاهو چه بود؟
- نتانیاهو این تحقیر را در سکوت پذیرفت، همانگونه که معمولاً با بحرانها برخورد میکند.
- او صرفاً بیانیهای منتشر کرد و مدعی شد هیچ چیز تغییر نکرده و «موضع اسرائیل همچنان همان است»، در حالی که نیروهایش بنا بر دستور ترامپ از پیشروی به سمت بیروت عقبنشینی کردند.
- یکی از مقامهای آمریکایی این تماس را با لحنی صریحتر توصیف کرد: ترامپ کاملاً بر نتانیاهو مسلط شد و تنها پاسخی که او توانست بدهد، جملهای کوتاه و منفعلانه بود: «باشه، باشه».
رابطهای نابرابر
- اساساً رابطه ترامپ و نتانیاهو نیز هرگز رابطهای میان دو شریک برابر نبوده است.
- جفری ساکس، استاد دانشگاه کلمبیا، این وضعیت را ادامه پروژهای چند دههای برای تثبیت سلطه منطقهای میداند.
- به اعتقاد او، در این روایت، نتانیاهو و طراحان ایده «اسرائیل بزرگ» تنها برندگان واقعی هستند و دیگران چیزی جز خاکستر نصیبشان نمیشود.
- ساکس همچنین استدلال میکند جنگ علیه ایران را نمیتوان جدا از دکترین قدیمی «گسست کامل» دانست؛ طرحی که نخستینبار در سال ۱۹۹۶ ارائه شد و نقشهای برای جنگهای تغییر رژیم بود؛ جنگهایی که قرار بود ایالاتمتحده نقش بازوی اجرایی راهبرد اسرائیل را در آنها ایفا کند.
- براین اساس ترامپ نه یک شریک، بلکه ابزاری در دست نخستوزیری است که در داخل کشور با پروندههای قضایی روبهروست و ائتلاف سیاسیاش توان تحمل یک صلح واقعی را ندارد.
روابط در نقطه فروپاشی؟
- گیدئون لوی، روزنامهنگار «هاآرتص»، معتقد است اسرائیل بیهیچ تأملی در حال پیروی از نتانیاهو به سوی سرنوشتی است که هنوز حاضر نیست آن را تصور کند.
- روابط آمریکا و اسرائیل نیز به نقطه فروپاشی نزدیک میشود.
- فیلیس بنیس، از مؤسسه مطالعات سیاست، این رابطه را نه نوعی رهبری سیاسی، بلکه معاملهای مبتنی بر منطق بازار املاک توصیف میکند.
- از نگاه او، این شراکت میان رئیسجمهوری شکل گرفته که دیگر انتخاباتی در پیش ندارد، اما به دنبال ترمیم میراث سیاسی خود است و نخستوزیری که با انتخابات پیش رو و دادگاهی روبهروست که سالها تلاش کرده از آن بگریزد.
جنگ؛ ابزاری برای بقا
- هر دو به پیروزیای نیاز دارند که از مسیر حکمرانی قادر به دستیابی به آن نیستند، بنابراین میکوشند آن را از طریق جنگ خلق کنند.
- هر دو با چالشهای سیاسی و قضایی روبهرو هستند و هر دو، برای همان ائتلافهایی که آنها را به قدرت رساندهاند، در صورت لزوم قابل قربانی شدن هستند.
- هر یک از این دو تنها یک خیانت با تبدیل شدن به قربانیِ همان حامیان خود فاصله دارند و هر دو بهخوبی از این واقعیت آگاهاند.



