فرهنگ‌و‌هنر

نگاهی به قسمت نخست تازه ترین سریال فیلم نت؛ «استخوان‌سوز»؛ خانواده‌ای با رازهای سربه‌مهر

مجید اسماعیلی در نخستین تجربه خود در سریال‌سازی برای شبکه نمایش خانگی، سراغ داستانی پرماجرا و پیچیده رفته است. او که با مدیوم‌های مختلف فیلمسازی، از مستند و فیلم کوتاه تا فیلم بلند و سریال، آشنایی دارد، این بار در یک سریال ۱۴ قسمتی که به‌ تازگی پخش خود را از فیلم‌نت آغاز کرده داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که هرکدام از اعضای آن درگیر مسائلی هستند.

روایتی پرشتاب در میان انبوه شخصیت‌ها

«استخوان سوز» در قسمت اول با ضرباهنگی پرشتاب در پی معرفی و ساختن تصویری از شخصیت های کلیدی خود است. فضای شلوغ و پرسوناژهای متعدد ما را با یک داستان پر جزئیات روبرو می‌کند. اسماعیلی که خود در این سریال یکی از نقش های کلیدی را هم برعهده دارد، در رفت و آمد میان زندگی کاراکترهای اصلی چرخ می زند و شمایی کلی از هرکدام را پیش روی مخاطبانش می گذارد. تقریبا می توان گفت در همین یک قسمت، تصویری از اعضای این خانواده و دغدغه هایشان به دست می آید و این را می توان یکی از امتیازات مهم سریال دانست که علیرغم داشتن خرده داستان های متعدد اما آگاهانه از وقت کشی و پرداختن به حواشی و اطلاعات بی خاصیت پرهیز می کند.

البته این شتاب در روایت به ویژه در فضای خانه و میان روابط خانوادگی، گاهی تشخیص نسبت شخصیت‌ها با یکدیگر را مشکل می کند و مخاطب برای اینکه متوجه شود با چه کسی روبه‌روست و هرکدام چه نسبتی با دیگری دارند، به زمان بیشتری نیاز پیدا می‌کند. از طرف دیگر، فضای خانه و مناسبات میان اعضای خانواده با تنش‌ها و درگیری‌هایی همراه است که برای مخاطب سینمای اجتماعی ایران چندان ناآشنا نیست. روابط پرکشمکش، رازهای پنهان و آدم‌هایی که هرکدام مسئله‌ای حل‌نشده در زندگی خود دارند، فضایی ملتهب ساخته است که گاهی یادآور برخی نمونه‌های درام اجتماعی سال‌های اخیر است.

پشت چهره های آشنا

با این حال نکته جالب در شخصیت پردازی کاراکترها، نمایش دو روی سکه در مورد آنهاست. به طور مثال، فیلمساز درباره کاراکتر صابر نکات کلیدی به ما می دهد. معلم ساده یک مدرسه که قوانین برایش اهمیت دارد اما وقتی در ماجرای تقلب دانش آموزان می خواهد با آنها برخورد کند و صداقتشان را می بیند که مسئولیت کارشان را برعهده می گیرند از اشتباهشان می گذرد. در ادامه صابر سهم زیادی در برپایی مراسم عقد حامد دارد و او را به عنوان مردی خانواده دوست و مهربان می یابیم اما وقتی در میانه یک حادثه فقط نظاره گر می ماند مخاطب را با ابهامات زیادی روبرو می کند و در همین قسمت اول از شخصیتی شفاف به کاراکتری مرموز بدل می‌شود که سکوت و واکنشش می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد.

لیلا نیز که در چندین قاب او را پشت پنجره و در حال نظاره اوضاع می‌بینیم، رازی با خود حمل می‌کند که برملا شدنش می‌تواند زندگی خیلی‌ها را تغییر دهد. تأکید دوربین بر او و تکرار این قاب‌ها، بیش از دیگر شخصیت‌ها توجه بیننده را به لیلا جلب می‌کند و این تصور را به وجود می‌آورد که او در میان این روابط پیچیده جایگاهی ویژه دارد. باید دید این تأکید در ادامه داستان چه کارکردی پیدا می‌کند و راز او تا چه اندازه می‌تواند بر سرنوشت دیگر شخصیت‌ها اثر بگذارد. شخصیت‌های دیگر همچون حامد و محسن نیز هرکدام با مسئله‌ای روبه‌رو هستند که می‌تواند مسیر داستان را به سمت دیگری ببرد. رابطه سعید با خواهر زندانی، ماجرای محسن و صاحب باشگاه اسب‌سواری و دشمنی‌هایی که چند نفر با حامد دارند، از جمله خرده‌ داستان‌هایی هستند که سریال در همین قسمت اول سراغشان می‌رود. این تنوع موقعیت‌ها باعث می‌شود هرکدام از شخصیت‌ها مسئله و قصه‌ای برای دنبال کردن داشته باشند و مخاطب با مجموعه‌ای از روابط و اتفاقات روبه‌رو شود که به‌تدریج می‌توانند به یکدیگر گره بخورند. البته باید دید این ماجراها در کنار جذابیت بالقوه ای که در ایجاد کشش داستانی دارند، چطور در یک خط‌ روایی ارتباط برقرار خواهند کرد.

«استخوان سوز»
«استخوان سوز»

وقتی قصه جای ستاره‌ها را می‌گیرد

از دیگر ویژگی های سریال، مقاومت در استفاده از ستاره های شبکه نمایش خانگی است. واقعیت این است که بخش عمده ای از سرمایه گذاری سریال ها برای جذب مخاطب بر مدار بازیگران نام‌آشنای آنها می چرخد که بتوانند استقبال از یک مجموعه را تضمین کنند. اسماعیلی بی توجه به قاعده مرسوم این روزهای شبکه نمایش خانگی، جمعی از بازیگران تازه کار و یا کمتر شناخته شده را به میدان آورده و قرار است با حضور همان ها یک سریال را به سر منزل مقصود برساند، هرچند در کنار آنها بازیگران باسابقه‌ای هم حضور دارند اما قسمت اول بیشتر بر همان بازیگران کمتر آشنا متکی است که بازی آنها نیز در همین یک قسمت قابل توجه بوده، چیزی از کادر بیرون نزده و روابط میان اعضای خانواده قابل باور و ملموس از کار درآمده است.

در مجموع باید گفت «استخوان‌سوز» در قسمت اول یک افتتاحیه قابل قبول را رقم زده است. سریال با معرفی شخصیت‌های متعدد و ترسیم روابطی که هنوز همه ابعادشان روشن نشده، انگیزه کافی برای تماشای داستان را فراهم می‌کند. حالا باید دید اسماعیلی در ادامه تا چه اندازه می‌تواند میان این شخصیت‌ها و ماجراهای متعدد ارتباطی منسجم برقرار کند و ظرفیت‌هایی را که در قسمت نخست شکل گرفته‌اند، به نتیجه برساند.

صبا کریمی

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا