امیرحسین مرزبان: در «آناتومی یک شب» جنگ را از نگاه یک کودک روایت کردیم

امیرحسین مرزبان، نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه «آناتومی یک شب»، گفت در این فیلم تلاش کرده است جنگ را از نگاه یک کودک و در موقعیتی انسانی و فارغ از زمان و مکان مشخص روایت کند.
به گزارش توسعه برند؛ امیرحسین مرزبان، نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه «آناتومی یک شب»، با اشاره به شکلگیری ایده این فیلم گفت: هدف ما ساخت اثری درباره جنگ بود، اما طرحهای اولیه نتوانستند ما را به نتیجه مورد نظر برسانند. «آناتومی یک شب» چهارمین طرحی بود که به آن رسیدیم و پس از بررسی سه طرح قبلی، در گفتوگو با حسین ذوالفقاری، ایده مادری و دختری که زیر آوار گرفتار شدهاند و به یکدیگر دسترسی ندارند، مطرح شد. همین ایده اولیه به تدریج گسترش یافت و مبنای شکلگیری فیلم قرار گرفت.
وی افزود: برای ما مهم بود که به جای پرداختن به یک جنگ مشخص، به موقعیتی بپردازیم که جنگ برای انسانها ایجاد میکند؛ موقعیتی که افراد برای مواجهه با آن آمادگی ندارند و شاید در شرایط عادی هرگز تجربهاش نکنند. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم این وضعیت را از نگاه یک کودک روایت کنیم؛ کودکی که هنوز درگیر رویاها و دنیای شخصی خود است، اما ناگهان با شرایطی مواجه میشود که همه معادلات زندگیاش را تغییر میدهد.
چرا کودک را به عنوان شخصیت اصلی فیلم انتخاب کردید؟
مرزبان با اشاره به اهمیت پرداختن به تجربه کودکان در شرایط جنگی توضیح داد: مسئله جنگ برای یک فرد بزرگسال، با توجه به تجربه زیسته و شناختی که از جهان دارد، ممکن است قابل درکتر باشد؛ اما کودک هنوز درگیر رویاها و دنیای شخصی خود است. ناگهان اتفاقی رخ میدهد که همه چیز را به هم میریزد و او را در موقعیتی قرار میدهد که هیچ آمادگیای برای مواجهه با آن ندارد.
وی ادامه داد: در ابتدای فیلم، ملیکا را میبینیم که با تلسکوپ به شهر نگاه میکند. او در دنیای خودش است و کنجکاوانه اطرافش را تماشا میکند، اما با ورود پدافند به فضای زندگی او، توجهش از آن دنیای آرام جدا میشود و اتفاقی رخ میدهد که هیچ تناسبی با وضعیت عادی زندگیاش ندارد.
این کارگردان با اشاره به پژوهشهای انجامشده درباره تاثیر جنگ بر کودکان گفت: در جریان گفتوگو با چند روانشناس، درباره پیامدهای روانی و عاطفی جنگ بر کودکان نیز صحبت کردیم. کودکی که هنوز در حال شکل دادن به درک خود از جهان است، ناگهان با تجربهای روبهرو میشود که میتواند تا سالها بر زندگی او اثر بگذارد. به همین دلیل، کودک برای ما صرفا یک شخصیت در دل یک داستان جنگی نبود، بلکه نقطه اصلی نگاه فیلم به جنگ بود.
آیا «آناتومی یک شب» را میتوان واکنشی سریع به جنگ دانست؟
مرزبان در پاسخ به این پرسش گفت: اگر منظور از واکنش سریع، فاصله زمانی کوتاه میان وقوع جنگ و ساخت فیلم باشد، میتوان چنین برداشتی داشت. تجربه جنگ ۱۲ روزه و پس از آن جنگ ۴۰ روزه، تاثیر زیادی بر ذهن ما گذاشت. من در تمام این مدت در تهران بودم و از نزدیک با فضای شکلگرفته و پیامدهای آن مواجه میشدم.
وی افزود: با این حال، هدف ما ساخت فیلمی درباره یک جنگ مشخص نبود. میخواستیم درباره وضعیتی حرف بزنیم که جنگ ایجاد میکند؛ وضعیتی که میتواند در ایران یا هر جای دیگری از جهان اتفاق بیفتد. برای ما مهم بود که فیلم به یک زمان و مکان محدود نشود و سالها بعد نیز بتوان آن را به عنوان روایتی درباره تجربه انسانی جنگ تماشا کرد.
این کارگردان ادامه داد: پیش از این، بیشتر از طریق تصاویر و روایتهای دیگران با جنگ مواجه میشدیم. جنگهایی که در غزه، اوکراین، یمن، افغانستان و دیگر نقاط جهان اتفاق میافتادند، برای ما عمدتا تجربههایی بودند که از بیرون دنبالشان میکردیم، اما وقتی خودمان با چنین وضعیتی مواجه شدیم، درک متفاوتی از آن پیدا کردیم.
“”توسعه برند را در اینستاگرام و تلگرام و لینکدین دنبال کنید””
مرزبان با اشاره به تاثیر رویدادهای اجتماعی بر شکلگیری ایده فیلم بیان کرد: در فاصله زمانی کوتاهی شاهد از دست رفتن آدمهایی بودیم که هنوز به رویاها و آرزوهایشان نرسیده بودند و حتی درکی از جنگ نداشتند. مجموعه اتفاقاتی که در کشور رخ داد، از رویدادهای پیش از جنگ تا پیامدهای آن و ماجرای مدرسه میناب، اهمیت پرداختن به تجربه کودکان را برای ما بیشتر کرد.
تضاد میان زندگی عادی ملیکا و موقعیت بحرانی او چه جایگاهی در روایت دارد؟
وی در این باره گفت: برای ما مهم بود که مخاطب ابتدا با یک زندگی عادی روبهرو شود؛ دختری که شیطنت میکند، با مادرش بحث دارد و برای آیندهاش رویاهایی در سر میپروراند. ملیکا به پزشکی علاقه دارد و این موضوع از رفتار و واکنشهایش قابل دریافت است، اما ناگهان اتفاقی رخ میدهد که هیچکدام از شخصیتها برای آن آماده نیستند.
مرزبان افزود: میخواستیم شوک ناشی از این اتفاق در خود روایت بصری نیز وجود داشته باشد. آدمها همیشه آماده نیستند که اتفاقی به این شدت برایشان رخ دهد. ممکن است یک روز کاملا معمولی را آغاز کنند، اما ناگهان با وضعیتی روبهرو شوند که هیچ تصوری از آن نداشتهاند.
رویای پزشک شدن ملیکا و شخصیت پزشک، شبنم، چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
این کارگردان با اشاره به طراحی شخصیتهای فیلم توضیح داد: ملیکا رویای پزشک شدن دارد و شبنم، با بازی بیتا عزیز، پزشکی است که خودش نیز برای آینده رویاهایی دارد؛ از جمله تشکیل خانواده و بچهدار شدن. این دو شخصیت از نظر من به یکدیگر پیوند خوردهاند و هر دو در موقعیتی قرار میگیرند که جنگ مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
وی ادامه داد: شبنم با وجود بحران و خطر، همچنان تلاش میکند وظیفه حرفهای خود را انجام دهد. ممکن است برخی مخاطبان تصور کنند که حضور او در فیلم صرفا به راهنمایی ملیکا محدود است، اما به نظر من کنشهای این شخصیت اهمیت زیادی دارد. او تا آخرین لحظاتی که توان دارد، تلاش میکند وظیفه پزشکی خود را انجام دهد.
مرزبان افزود: رابطهای که میان شبنم و ملیکا شکل میگیرد، وجه مادرانه شخصیت پزشک را نیز آشکار میکند. او در شرایطی که همه چیز خشن و دشوار شده، همچنان نسبت به کودک احساس مسئولیت و دلسوزی دارد. از طرف دیگر، آرزوی تشکیل خانواده و بچهدار شدن شبنم نیز بخشی از رویاهایی است که جنگ میتواند در معرض نابودی قرار دهد.
وی با اشاره به برداشت برخی مخاطبان از فیلم گفت: یکی از برداشتهایی که درباره فیلم مطرح شد، این بود که ملیکا به واسطه جنگ خیلی زود به رویای خود نزدیک میشود؛ زیرا ناچار است در موقعیتی قرار بگیرد که باید مانند یک پزشک عمل کند. این اتفاق در عین حال تلخی موقعیتی را نشان میدهد که کودک را از مسیر طبیعی رشد خود خارج میکند.
در طراحی بصری فیلم، از جمله استفاده از تلسکوپ و جزئیات صحنه، چه رویکردی داشتید؟
مرزبان گفت: در کارهایم دوست دارم جزئیاتی وجود داشته باشد که شاید همه مخاطبان متوجه آنها نشوند، اما در ساختار کلی اثر برای خودم اهمیت دارند. در «آناتومی یک شب» نیز تلاش کردیم تمام اجزای فیلم، از طراحی صحنه و لباس تا صدا و دیگر عناصر بصری، با جهان داستان ارتباط داشته باشند.
وی افزود: تلسکوپ در ابتدای فیلم وسیلهای است که ملیکا با آن به چیزهای دور نگاه میکند. در ادامه، این ابزار در موقعیتی متفاوت و با کارکردی پزشکی وارد زندگی او میشود. این تغییر برای من جذاب بود؛ زیرا میتوانست پیوندی بصری میان رویاهای کودک و شرایطی ایجاد کند که ناخواسته در آن گرفتار شده است.
چرا در بخشهایی از فیلم از صداهای واقعی استفاده کردید؟
این کارگردان با اشاره به طراحی صدا در «آناتومی یک شب» توضیح داد: تلاش کردیم تا جای ممکن از صداهای واقعی استفاده کنیم. برای مثال، در بخشهایی که نیروهای امدادی وارد موقعیت میشوند، از صداهای واقعی مرتبط با حضور امدادگران و کودکان در شرایط جنگی بهره گرفتیم.
وی ادامه داد: طبیعتا میتوانستیم چند نفر را به استودیو ببریم، دیالوگها را ضبط کنیم و با میکس صدا به نتیجه برسیم، اما برای ما مهم بود که حس واقعیتری در این بخشها وجود داشته باشد. به همین دلیل، زمان زیادی صرف شنیدن، انتخاب و جدا کردن صداهای مناسب کردیم.
مرزبان افزود: ممکن است این جزئیات برای مخاطب چندان آشکار نباشند، اما برای ما اهمیت دارند. تلاش کردیم از تمام توان و دانشی که در اختیار داشتیم استفاده کنیم تا اجزای مختلف فیلم در کنار یکدیگر قرار بگیرند و جهان اثر را شکل دهند.
استفاده از پلانسکانس و همراهی مداوم دوربین با ملیکا چه ضرورتی داشت و اجرای آن با چه دشواریهایی همراه بود؟
مرزبان با اشاره به رویکرد فرمی فیلم گفت: از ابتدا دوست داشتم دوربین در فضای اتاق حبس شود؛ انگار مخاطب نیز همراه شخصیت اصلی در آن موقعیت گرفتار شده و نمیتواند از آن خارج شود. میتوانستیم با برشهای متعدد، موقعیت را به شکل دیگری روایت کنیم، اما ترجیح دادم دوربین همراه ملیکا بماند و وضعیت او را بدون فاصله دنبال کند.
وی افزود: برای ما مهم بود که دوربین از شخصیت اصلی جدا نشود. تمام روایت بر اساس ملیکا شکل گرفته است و حتی زمانی که او از قاب خارج میشود، منتظر بازگشتش میمانیم. میخواستیم مخاطب تجربه این موقعیت را از مسیر او دنبال کند.
این کارگردان درباره دشواریهای اجرای این شیوه بیان کرد: از نظر اجرایی با محدودیتهای جدی مواجه بودیم؛ بهویژه در صحنه انفجار و تخریب که عملا امکان تکرار بینهایت وجود نداشت. برای کارگردانی به شیوه پلانسکانس نیز با افراد مختلفی مشورت کردم و بیشتر آنها با این انتخاب موافق نبودند.
مرزبان ادامه داد: پیش از فیلمبرداری، حدود سه ساعت با بازیگران و گروه تمرین کردیم. در آن مرحله هنوز نمیدانستیم پس از انفجار دقیقا چه اتفاقی در صحنه رخ خواهد داد؛ زیرا دکور باید تخریب میشد و امکان بازگرداندن آن به وضعیت اولیه وجود نداشت.
“”توسعه برند را در اینستاگرام و تلگرام و لینکدین دنبال کنید””
وی افزود: روز نخست فیلمبرداری احساس میکردم تنها به بخشی از چیزی که در ذهن داشتیم رسیدهایم، اما در روز دوم شرایط بهتر پیش رفت. کار در آن فضا به دلیل حجم دود و خاک دشوار بود و حتی نفس کشیدن در برخی لحظات سخت میشد. با این حال، همراهی بازیگران و گروه باعث شد بتوانیم این تجربه را به نتیجه برسانیم.
این کارگردان با اشاره به همکاری بازیگران گفت: مهرسا فلاحیان، بیتا عزیز و مدیحه حسینی در این مسیر همراهی زیادی با ما داشتند. بهویژه کار با مهرسا، با توجه به سن کم او و دشواری شرایط فیلمبرداری، تجربه مهمی بود. او در موقعیت سختی قرار داشت و با این حال، توانست نقش خود را با تمرکز و همراهی خوبی اجرا کند.
مرزبان در پایان گفت: پلانسکانس برای ما صرفا یک انتخاب نمایشی نبود. میخواستیم فرم فیلم نیز همان حسی را منتقل کند که در محتوای آن وجود دارد؛ گرفتار شدن در موقعیتی ناخواسته و تلاش برای عبور از آن.