وب گردی

یادداشت | اعتراض معیشتی مردم؛ نقد حکمرانی یا نسخه ارتجاعی؟

این خط سیاسی، با هدف رادیکال‌کردن فضا و انتقال نزاع به لایه‌ای کلان‌تر وارد شد. ادبیاتی ارتجاعی و بعضا آمیخته به نوستالژی نظام ارباب‌ ـ‌ رعیتی، با محوریت بازگشت به پادشاهی و طرح نام‌هایی چون رضا پهلوی.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: سیدمرتضی سیدنژاد دبیر اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی در یادداشتی درباره اعتراضات و ناآرامی‌های روزهای اخیر دانشگاه‌ها به همشهری آنلاین گفت:

اعتراضات و ناآرامی‌های دانشگاه‌های بزرگ کشور بیش از هر چیز ناشی از برخی تصمیمات نادرست است که اکنون شاهد آثارش هستیم. جریان دانشجویی حزب‌اللهی طی ماه‌های اخیر نسبت به برخی رویکردها، تصمیمات و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی نقد داشتند؛ نقدی که معطوف به عدم تناسب این تصمیمات با وضعیت بحرانی کشور و بی‌توجهی به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن برای طبقات مختلف مردم بود.

تصمیماتی که از زاویه‌دید جنبش اکنون شاهد پیامدهایش هستیم چنین هستند: نبود قوه قاهره در برخورد با افرادی که ارز گرفتند و بازنگرداندند، ضعف مدیریت دولت در این زمینه، و نیز سیاست‌گذاری اشتباه ارزی. نتیجه چه شد؟ افزایش شدید قیمت ارز و آغاز اعتراضات معیشتی از بازار تهران و چند نقطه محوری دیگر. فعالان اقتصادی می‌گفتند: نه می‌توانیم درست بخریم، نه درست بفروشیم؛ این چه وضعیتی است؟ این شرایط باید مدیریت می‌شد، چون معیشت مردم زیر فشار است.

از منظر جریان حزب‌اللهی و نیروی عدالت‌خواه، این مطالبه اساسا به‌حق است. همان‌طور که در ابتدای کار دولت هم گفته شد، مطالبه معیشتی مردم، مطالبه‌ای مشروع است. کارگران پارس جنوبی چند ماه پیش اعتراض کردند؛ کسی صدایشان را نشنید. اصولا هر مطالبه معیشتی برحق، چه از سوی نیروهای همسو و چه از سوی دیگر اقشار، باید دیده شود.

جریان دانشجویی حزب‌اللهی همواره در نقد کج‌کارکردی‌ها و خطاهای کارگزاران و دولتمردان پیشرو و صریح بوده است؛ از خصوصی‌سازی افسارگسیخته که به بیکاری کارگران انجامید، تا بحث حداقل دستمزد، مسائل بانکی، مفاسد اقتصادی، و نقد ضعف قوه قضائیه در مبارزه با فساد. این جریان مدافع وضع موجود نبوده و نیست؛ اتفاقا در بسیاری از این حوزه‌ها آوانگارد و مطالبه‌گر بوده است.

اما آنچه در کف دانشگاه رخ داد، پدیده‌ای دیگر بود. همزمان با اعتراضات خیابانی که سویه معیشتی داشت، در دانشگاه نیز اعتراضاتی شکل گرفت که لزوما معیشتی نبود. از همان روز اول، اگر شعارها و ادبیات تولیدشده را تحلیل می‌کردید، می‌دیدید محور آن نه سفره مردم بود و نه برخورد با مسببان اقتصادی وضع موجود. تمرکز صرفا بر این بود که «نظم سیاسی فعلی باید برود». گویی برای هر مسئله‌ای، از مشکلات محلی تا مسائل کلان بین‌المللی، یک پاسخ از پیش آماده وجود دارد: جمهوری اسلامی باید برود.

این خط سیاسی، با هدف رادیکال‌کردن فضا و انتقال نزاع به لایه‌ای کلان‌تر وارد شد. ادبیاتی ارتجاعی و بعضا آمیخته به نوستالژی نظام ارباب‌ ـ‌ رعیتی، با محوریت بازگشت به پادشاهی و طرح نام‌هایی چون رضا پهلوی، در کنار امید بستن به مداخله خارجی؛ نظمی که تجربه حضورش در منطقه، جز جنگ داخلی، کشتار و ویرانی نبوده است. در این روایت، قرار بود با رفتن جمهوری اسلامی، «ایران آزاد» به‌دست همین بازیگران به‌دست آید؛ حتی اگر به بهای حمله نظامی باشد.

مسئله این‌جاست که بخشی از دانشجویان، فاقد خودآگاهی تاریخی و تحلیل دقیق از صحنه‌اند. نمی‌دانند به چه نیروهایی تکیه می‌کنند و تحقق این مطالبه چه پیامدی خواهد داشت. در یک فضای فانتزی تصور می‌شود که همان قدرت‌هایی که در جنگ‌ها هزاران زن و کودک را قربانی کرده‌اند، قرار است آزادی به ارمغان بیاورند.

در این میان، خطای بزرگ دولت ــ از جمله حذف ارز ترجیحی در میانه اعتراضات معیشتی ــ عملا بنزین بر آتش ریخت. فشار مضاعف بر سفره مردم، زمینه را برای رادیکالیزه‌شدن فضا فراهم کرد و حوادث تلخی رقم خورد. بخشی از مردم که واقعا تحت فشار بودند، ناخواسته در پروژه‌ای قرار گرفتند که هدفش مصادره اعتراضات و کشته‌سازی بود.

امروز مسئله در دانشگاه این است که بخشی از دانشجویان، بدون درک دقیق پیامدها، خواستار بازگشت فرد یا ساختاری هستند که هیچ نسبتی با نیازهای امروز کشور ندارد. اگر کسی از یک مسیر دیگر دفاع می‌کند، حداقل باید تکلیفش را با مداخله خارجی روشن کند. اما این حداقل فهم نیز در برخی مواضع دیده نمی‌شود.

اینکه فضای دانشگاهی شریف و امیرکبیر و سایر مراکز نخبگانی به چنین ارتجاعی گرایش پیدا کند، هم نگران‌کننده است و هم تا حدی مضحک. بخشی از ماجرا به فهم لایه معیشتی برمی‌گردد: مردم خسته‌اند، افق‌شان تیره شده و ناامیدی، زمینه سوءاستفاده نیروهای سیاسی حاشیه‌ای را فراهم می‌کند تا خود را «منجی» معرفی کنند.

به‌نظر من، امروز دو کارکرد برای جریان دانشجویی متصور است: نخست، مواجهه صریح و تحلیلی با ایده ارتجاعی بازگشت به گذشته و نقد آن بر مبنای منافع ملی. دوم، کشاندن حکمرانی به پاسخگویی و واداشتن آن به درک تبعات اجتماعی تصمیمات اقتصادی. نباید زخمی ایجاد شود که دیگران بر گرد آن جمع شوند و خود را منجی جا بزنند.

اگر بخواهم خلاصه بگویم آنچه در کف دانشگاه رخ داد، مصادره اعتراضات معیشتی مردم توسط جریانی واپسگرا و ضد منافع ملی بود. وظیفه سایر نیروهای دانشجویی که ایران و منافع ملی برایشان اهمیت دارد، بازپس‌گیری پرچم مطالبات معیشتی واقعی مردم و پاسخ محکم و مستدل به این ادبیات ارتجاعی است که می‌کوشد خود را راه‌حل معرفی کند.

رضا کاظمی اصل

به‌عنوان خبرنگار حوزه تولید و تجارت، تمرکز من بر پوشش اخبار و تحلیل‌هایی است که نقش اصلی را در شکل‌گیری بازارها و صنایع ایفا می‌کنند. با ارائه اطلاعات دقیق و موثق از تولید و تجارت داخلی و بین‌المللی، هدف من کمک به آگاهی بیشتر مخاطبان درباره مسیرهای رشد اقتصادی است.

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا