
حالا هم که ارزش پول ملی هر روز بیشتر از روز قبل سقوط میکند بسیاری حتی دیگر توان تامین معیشت یک روز خود را هم ندارند. از وقتی که استخدامهای رسمی به قراردادهای کوتاهمدت تبدیل شد و کارفرما از بار بسیاری تعهدات خود نسبت به کارگر شانه خالی کرد، امنیت شغلی به واژهای تبدیل شد که تنها در همین گزارشها و اخبار اشارهای گذرا به آن میشود و در واقعیت و زندگی روزمره بسیاری از افراد جامعه جایی ندارد.
از کارگر و معلم و پرستار تا کاسب، راننده و … همگی در یک چرخه معیوب گرفتار شدهاند و البته برخلاف تمام وعدهها و شعارها بوی بهبود از اوضاع معیشتی هیچ قشری به مشام نمیرسد و هر چه هست سختتر شدن گذران زندگی برای درصد بالایی از جامعه است.
بحران ساختاری در بازار کار ایران / پلتفرمها شاید بتوانند در کوتاهمدت مانع از انفجار بیکاری شوند، اما در بلندمدت، جایگزین اشتغال پایدار نیستند
آنچه امروز در بازار کار ایران مشاهده میشود، نشانه یک بحران ساختاری است؛ بحرانی که در آن تعدیل نیرو به یک روند عادی و مشاغل پلتفرمی به آخرین پناه نیروی کار تبدیل شدهاند. اظهارات فعالان کارگری و جامعهشناسان نشان میدهد که بدون اصلاحات جدی در سیاستهای اقتصادی، حمایت از تولید، تقویت امنیت شغلی و بازنگری در قوانین کار، این وضعیت نهتنها بهبود نخواهد یافت، بلکه تبعات آن در سالهای آینده عمیقتر و پرهزینهتر خواهد شد.
پلتفرمهای درخواست اینترنتی تاکسی و پلتفرمهای مشابه شاید بتوانند در کوتاهمدت مانع از انفجار بیکاری شوند، اما در بلندمدت، جایگزین اشتغال پایدار نیستند. اگر سیاستگذاران به این هشدارها بیتوجه بمانند، بازار کار بیش از پیش به سمت ناپایداری حرکت خواهد کرد و هزینه این بیتوجهی، نهفقط اقتصادی، بلکه اجتماعی و انسانی خواهد بود.
کارگران در وضعیت تعلیق دائمی / کارگری که سالها در یک واحد تولیدی کار کرده، با یک تصمیم ناگهانی کارفرما، بدون پشتوانه بیکار میشود
از نگاه فعالان کارگری، آنچه امروز در بازار کار جریان دارد، بهمعنای از بین رفتن حداقلهای امنیت شغلی است. پوریا احمدی، فعال کارگری با اشاره به افزایش قراردادهای موقت و سفیدامضا به تجارتنیوز میگوید: کارگر امروز نهتنها از آینده شغلی خود مطمئن نیست، بلکه حتی نسبت به دریافت حقوق ماه آینده هم اطمینان ندارد. تعدیل نیرو آنقدر عادی شده که دیگر شوکآور نیست.
او ادامه میدهد: کارگری که سالها در یک واحد تولیدی کار کرده، با یک تصمیم ناگهانی کارفرما، بدون پشتوانه بیکار میشود. بسیاری از این افراد برای تأمین هزینههای زندگی به تاکسیهای اینترنتی و مشاغل مشابه روی میآورند، اما این بهمعنای حل مشکل نیست؛ فقط شکل بیکاری تغییر میکند.
این فعال کارگری اظهار میدارد: نبود امنیت شغلی مستقیماً معیشت کارگران را هدف قرار داده است. درآمد ناپایدار یعنی ناتوانی در برنامهریزی. کارگری که نمیداند ماه بعد چقدر درآمد دارد، نمیتواند اجارهخانه، تحصیل فرزندان یا حتی هزینههای درمان را مدیریت کند.
تاکسیهای اینترنتی؛ درآمد حداقلی با هزینههای پنهان / خودرو بهعنوان ابزار کار، بهمرور فرسوده میشود و ارزشش کاهش پیدا میکند، بدون اینکه امنیتی برای آینده راننده ایجاد شود
احمدی با بیان این مطلب که کار در تاکسیهای اینترنتی برای بسیاری از افراد تنها راه بقا در شرایط فعلی است، تاکید میکند: بخش زیادی از درآمد رانندگان صرف بنزین، استهلاک خودرو، تعمیرات و کمیسیون پلتفرم میشود. در نهایت، آنچه باقی میماند، درآمدی است که بهسختی کفاف حداقلهای زندگی را میدهد.
او میافزاید: بسیاری از رانندگان، در واقع سرمایه شخصی خود را مصرف میکنند. خودرو بهعنوان ابزار کار، بهمرور فرسوده میشود و ارزشش کاهش پیدا میکند، بدون اینکه امنیتی برای آینده راننده ایجاد شود.
پیامدهای اجتماعی یک بازار کار بیثبات / بازار کار بیثبات، جامعه بیثبات میسازد / عادی شدن مشاغل ناپایدار، نگاه افراد به آینده را تغییر میدهد
از منظر جامعهشناسی، تداوم چنین روندی میتواند پیامدهای عمیقی برای جامعه به همراه داشته باشد. فرشته اینانلو، جامعهشناس، نیز در این باره به تجارتنیوز میگوید: بازار کار بیثبات، جامعه بیثبات میسازد. وقتی بخش بزرگی از مردم در وضعیت شغلی ناپایدار قرار میگیرند، احساس ناامنی به یک تجربه جمعی تبدیل میشود.
او ادامه میدهد: این ناامنی فقط اقتصادی نیست. فردی که شغل ثابت ندارد، تصمیمهای مهم زندگیاش را به تعویق میاندازد؛ ازدواج، فرزندآوری، خرید مسکن و حتی مشارکت اجتماعی کاهش پیدا میکند. این روند در بلندمدت به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر میشود.
این جامعهشناس بیان میکند: عادی شدن مشاغل ناپایدار، نگاه افراد به آینده را تغییر میدهد. وقتی افق شغلی کوتاهمدت میشود، جامعه از برنامهریزی بلندمدت فاصله میگیرد و نوعی زندگی روزمرهمحور و اضطراری شکل میگیرد.
شکاف طبقاتی و نارضایتی اجتماعی / وقتی افراد احساس کنند تلاش و مهارت آنها به امنیت و رفاه منجر نمیشود، اعتمادشان به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کاهش پیدا میکند
اینانلو هشدار میدهد: ادامهدار شدن تعدیل نیرو و گسترش مشاغل پلتفرمی، میتواند شکاف طبقاتی را تشدید کند؛ در یکسو، گروهی محدود با شغلهای رسمی و درآمدهای باثبات قرار دارند و در سوی دیگر، اکثریتی با درآمدهای ناپایدار و بدون پشتوانه. این دوگانگی، بستر نارضایتی اجتماعی را فراهم میکند.
او میافزاید: وقتی افراد احساس کنند تلاش و مهارت آنها به امنیت و رفاه منجر نمیشود، اعتمادشان به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کاهش پیدا میکند. این مساله میتواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی گستردهای داشته باشد.



